ساجدلشکر

در لشکر دوستی داشتیم به نام «یوسف شریف» به ساجد لشکر معروف بود. چون همیشه در حال سجده بود هر جای خلوت را که پیدا می‌کرد برای شکرگذاری به سجده می‌رفت.

یک شب که من با یکی از دوستانم خود را برای عملیاتی آماده می‌‌کردیم-نمی‌دانم چرا- اما احساس کردم قرار است برای ساجد لشکر اتفاقی بیفتد. بنابراین من پشت سر او به راه افتادم. بالاخره عملیات تمام شد ما خط را شکسته بودیم، هوا آفتابی بود باید مسافتی بین 200 متر را می‌دویدم تا به یک خاکریز برسیم. من صدای زوزه‌ی گلوله‌هایی را که از کنار سرم می‌گذشت می‌شنیدم آنقدر آتش زیاد بود که کلاه آهنی‌ام از سرم افتاد. یک دفعه ساجد لشکر را دیدم میان آن همه ترکش و آتش زانو زد و به سجده افتاد. در همان حال که داشتم فیلم می‌گرفتم در ذهنم گفتم «توی این اوضاع، سجده کردنت چیه آخه» که یک دفعه دیدم به عقب برگشت و کلاه از سرش افتاد. جلو رفتم یک گلوله وسط پیشانی‌اش خورده بود به طور طبیعی باید به عقب پرت می‌شد اما او به سجده در آمده بود.

بعدها در وصیت‌نامه‌اش خواندم که نوشته‌بود خدایا بچه‌های لشکر من را ساجد لشکر صدا می‌زنند من خجالت می‌کشم اما اگر تو من را از کوچکترین سجده کنندگان قبول داری دلم می‌خواهد به حالت سجده به دیدارت بیایم و دیدم که دقیق همین اتفاق افتاد.

به نقل از جانبازهنرمند:رضا ایرانمنش

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910130000856

توصیه سفیر انگلیس به بازرگانان كشورش

 

نشانه‌هایی از سیاست‌های تاریخی و ظریف استعمار برای ضربه زدن به اقتصاد و تولید در كشورهای دیگر و به‌ویژه در كشورهای اسلامی
وقتی نقاط قوت و ضعف فرهنگی موجود در كشورمان و واكاوی عوامل و موانع پیشرفت را بررسی می‌كنیم، درمی‌یابیم كه هنوز از برخی نقاط ضعف رنج می‌بریم كه در بسیاری مواقع نتیجه‌ی همان سیاست‌های دیرینه‌ی استعمار است؛ مسائلی كه به عادات فرهنگی تبدیل شده و سرعت رشد ایران را كند می‌كند.

این یادداشت به نشانه‌هایی از سیاست‌های تاریخی و ظریف استعمار برای ضربه زدن به اقتصاد و تولید در كشورهای دیگر و به‌ویژه در كشورهای اسلامی اشاره دارد. آگاهی از این موارد، اهمیت نامگذاری سال‌های اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب را بیش از پیش آشكار می‌سازد.

راهكار وابستگی
برخورداری یك كشور از دارایی ارزشمند نفت و گاز یك امتیاز بسیار بزرگ است، زیرا نفت و گاز موتور صنعت و پیشرفت صنعتی و اقتصادی در جهان است. به همین خاطر استعمارگران وقتی به اهمیت نفت پی بردند، این سیاست را در پیش گرفتند كه اقتصاد كشورهای نفتخیز و به‌ویژه كشورهای خاورمیانه، آفریقا، آمریكای لاتین و آسیا را وابسته به فروش نفت خام كنند. آنها برای رسیدن به این منظور دو راهكار اساسی را برگزیدند:

۱. عدم تولید ثروت در این كشورها؛ به نحوی كه زندگی و گذران امور جاری كشور و مردم به فروش نفت خام بستگی داشته باشد.
۲. ترویج مصرف‌گرایی و به‌ویژه مصرف كالاهای خارجی؛ به گونه‌ای كه ثروت حاصل از فروش نفت خام، آن‌طور كه باید، صرف امور عمرانی و صنعتی و تولیدی و به طور كلی صرف تولید ثروت نشود و به جای آن صرف خرید كالاهای مصرفی ساخت كشورهای استعمارگر شود تا از این طریق عواید فروش نفت دوباره به همان كشورهای خریدار نفت بازگردد.

در همین راستا برای تضعیف فرهنگ كار و ترویج مصرف‌گرایی، برنامه‌ریزی فرهنگی گسترده‌ای را تدارك دیده و به اجرا درآوردند كه ما هنوز از نتایج آن رنج می‌بریم. احساس تشخص اجتماعی ناشی از خرید كالای خارجی یكی از همین نتایج فرهنگی دردناك در كشور ما است. ضعف فرهنگ كار و پایین بودن ساعات مفید كاری نیز از نتایج درازمدت همین توطئه‌ها است.

پیشنهاد آمریكا برای موفقیت!
برای آگاهی از این‌كه آمریكایی‌ها برای تضعیف فرهنگ كار و در نتیجه تضعیف تولید ثروت در دیگر كشورها از چه روش‌هایی استفاده می‌كنند، به نوشته‌ای از محمد حسنین هیكل، نویسنده و روزنامه‌نگار معروف مصری اشاره می‌كنیم. هیكل همزمان با جنگ جهانی دوم وزیر امور تبیلغات دولت جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر بود. او در كتاب «میان مطبوعات و سیاست» كه به فارسی هم ترجمه شده است، به ذكر جزئیاتی از جلسه‌ی ارائه‌ی گزارش كمیته‌ی ویژه‌ی كنگره‌ی آمریكا در سال ۱۹۷۴ می‌پردازد. این جلسه به ریاست سناتور چرچ، مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) تشكیل شده بود:

«از جمله نكته‌های قابل توجه در این گزارش این بود كه مجله‌ی «ریدرزدایجست» كه بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذكر شده بود كه سازمان اطلاعات مركزی آمریكا به انتشار آن كمك كرد و عجب این بود كه نخستین شماره‌ی عربی آن كه در مصر چاپ شد. ارزش‌هایی كه المختار ترویج می‌كرد، در دو مورد قابل توجه است: اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق به‌ دست می‌آید. دوم این‌كه عدالت اجتماعی مرهون كَرم كسانی است كه حاضر به دادن اعانه و نیكوكاری باشند.»۱

چرا آمریكا كه در تبلیغات داخلیش راه موفقیت را «كار، كار، كار» عنوان می‌كند، اما در كشورهای اسلامی موفقیت را به شانس نسبت می‌دهد؟ طبیعتاً همان‌طور كه ذكر شد، هدف سازمان سیا از ترویج فرهنگ اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت و پیشرفت، ایجاد مانع در تولید ثروت و در نتیجه ایجاد وابستگی به فروش نفت خام و زمینه‌سازی برای تداوم سلطه بوده است.
و باز چرا به جای تشكیل یا حفظ حكومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با فساد و مفسدین، باید عدالت را مرهون كرم داراها دانست و كاری به این نداشت كه داراها این دارایی‌ها را از كجا آورده‌اند؟!

انستیتو سیاست خاورمیانه‌ كه مقر آن در واشنگتن است نیز در گزارشی كه از نتایج مطالعات سال ۲۰۰۰ خود منتشر كرده، تأكید نموده است: «صادرات كالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود. این كار باعث كم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد.»۲

در صورتی سرمایه‌گذاری كنید كه ...
آنتونی پارسونز، آخرین سفیر انگلیس در رژیم پهلوی كه پس از ۵ سال سفارت و فقط ۵ روز قبل از فرار شاه از كشور، ایران را ترك كرد، در كتاب خود با عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۴ میلادی) و در جمع بازرگانان انگلیسی و دست‌اندركاران تجارت و معامله با ایران را منتشر كرده است. وی در آن جلسه گفته بود:

«نخستین كاری كه این‌جا می‌كنید، این است كه تا می‌توانید، كالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه‌گذاری كنید كه برای فروش كالایتان چاره‌ای جز این كار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در این‌جا سرمایه‌گذاری كنید، به میزان حداقل ممكن سرمایه‌گذاری كنید و صنایعی را انتخاب كنید كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود؛ مانند صنایع مونتاژ كه در واقع سواركردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نكات، من معتقدم كه ایران یكی از بهترین بازارهایی است كه شما می‌توانید برای مصرف كالاهای خود در جهان سوم پیدا كنید.»۳

این اظهارات سفیر انگلیس كه در اوج روابط حسنه‌ی انگلیس با رژیم شاه بیان كرده است، نشان از ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و دیگر ملل جهان سوم دارد. مسلماً توصیه‌ی مقام‌های انگلیسی به كسانی كه مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‌گذاری، اقتصادی، گمركات، تبلیغات و دیگر مناصب كلیدی ایران را به عهده داشته‌اند نیز در راستای همین سیاست برای رشد مصرف‌گرایی در ایران بوده است.

آلوده‌سازی جامعه‌ی ایرانی
جرالد سگال -مدیر مطالعات انستیتو بین‌المللی استراتژیك لندن- در هفته‌نامه‌ی آمریكایی نیوزویك كه در فروردین ماه ۱۳۷۷ منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‌گوید: «غرب باید به شیوه‌ای كه كمونیسم را مهار و آلوده كرد، با سایر دشمنان خود عمل كند. [...] آلوده‌سازی شیوه‌های فراوانی دارد كه تجارت با دشمن و [...] از راه‌های اصلی آلوده‌سازی جوامع است.» «اكنون نیز باید استراتژی دوگانه‌ی مهار و آلوده‌سازی در دستور كار باشد. [...] مهار كافی نیست و آلوده‌سازی مهم‌تراست. [...] خوشبختانه آلوده‌سازی شیوه‌های فراوانی دارد كه تجارت با دشمن (در كالاهای غیر استراتژیك) و [...] از جمله‌ی آنها است.»

طبیعتاً یكی از مهم‌ترین راه‌های آلوده‌سازی كه جرالد سگال نیز بر آن تأكید می‌كند، مصرف‌زدگی و به‌ویژه مصرف كالاهای خارجی است. تضعیف فرهنگ كار نیز مسلماً بخشی از این آلوده‌سازی است.

باید توجه داشته باشیم كه پیگیری محورهای مورد تأكید رهبر معظم انقلاب در سال‌های مختلف همچون پرهیز از اسراف، اصلاح الگوی مصرف، تقویت فرهنگ و وجدان كاری، همت مضاعف و كار مضاعف، جهاد اقتصادی، تولید ملی و حمایت از كار و سرمایه‌ی ایرانی و نیز تأكیدات ایشان بر رهاشدن از اقتصاد وابسته به نفت به نحوی كه در صورت صلاحدید بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم، ترجیح مصرف كالاهای داخلی به كالاهای خارجی و امثال آنها، راهكارهای واقعی تحقق «پیشرفت و عدالت» به ‌عنوان اهداف اصلی كشور در دهه‌ی چهارم انقلاب هستند.
محمدحسن قدیری ابیانه


پی‌نوشت‌ها:
۱. میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیكل، ترجمه‌ی محمدكاظم موسایى، انتشارات شركت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان ۱۳۶۴، صفحه‌ی ۱۸۷
۲. روزنامه‌ی كیهان مورخ ۱۳۸۰/۱/۱۸ به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست‌جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن
۳. پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه‌ی منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول ۱۳۶۳، صفحه‌ی ۳۰

همه اقداماتی که امارات علیه ایران انجام می دهد

در اقدامی خلاف عرف و عجیب، سفر رئیس‌جمهور ایران به جزیره ابوموسی با واکنش گستاخانه شیوخ شارجه روبه‌رو شده است؛ گستاخی که هرچند پاسخ مناسبی از سوی وزارت خارجه کشورمان دریافت نکرد، با پاسخ کوبنده دیگر شخصیت‌های کشورمان روبه‌رو شد.

با وجود این، افکار عمومی گمان می‌کنند که اقدامات شیوخ اماراتی علیه ایران صرفا در حد همین لفاظی‌های گستاخانه است، حال آن که این کشور تا کنون فعالیت‌های عملی بسیاری برای دست‌اندازی به خاک ایران و منافع ملی ایرانیان انجام داده که «تابناک» برای آشنایی مخاطبان، فهرست وار اندکی از این کارهای گستاخانه را برای مخاطبان می‌آورد.

به گزارش «تابناک» برخی اقدامات ضد ایرانی امارات که با پاسخی از سوی ایران روبه‌رو نشد، عبارتند از:

۱ـ ساخت جزایر مصنوعی و پیشروی گام به گام در خلیج فارس با دزدی خاک و سنگ ایران!

کشور امارات همزمان با ادعاهای ارضی بی‌پایه علیه جزایر سه‌گانه همیشه ایرانی خلیج فارس با سرمایه‌گذاری عظیم و با سرعت، مشغول گسترش جزایر مصنوعی در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس است که با هدف افزایش سرمایه، تصرف گام به گام حریم آبی ایران و عربی کردن نام خلیج همیشه فارس، حیات را در آب‌های خلیج تا ابد فارس به خطر انداخته‌اند.

این امر که با سکوت عجیب و توجیه‌ناشدنی رسانه‌های درونی همراه شده، نه تنها محیط زیست شکننده خلیج فارس را در معرض نابودی قرار داده، بلکه مرزهای آبی و مناطق حاکمیتی و تمامیت ارضی ایران در خلیج فارس را نیز در معرض تهدید جدی قرار داده است.

ذکر این مهم لازم است که ساخت سه جزیره به شکل نخل ـ که طول هر کدام بیش از شش کیلومتر و جزیره‌ای بیضوی به شکل نقشه پنج قاره کره زمین (Universe) در منطقه‌ای به طول ۹ کیلومتر و عرض ۶ کیلومتر و با مساحتی نزدیک ۶۳ کیلومتر مربع که کاملا در تضاد با اکوسیستم طبیعی خلیج فارس است‌ ـ با سرمایه‌گذاری بیش از بیست میلیارد دلار در حال تکمیل است.

از سوی دیگر، «سلطان بن سلیم»، مدیر این پروژه در اظهارات تجاوزگرانه‌ای، بی‌پرده فاش کرده است: «با توجه به اینکه هم اکنون تنها بخش کوچکی از ساحل خلیج فارس به امارات تعلق دارد، در هنگام پایان این پروژه، دولت امارات با داشتن ۱۲۰۰ کیلومتر ساحل به اندازه کافی ابزار برای اعمال فشار به ایران خواهد داشت».

عمق این اقدام فاجعه بار امارات متحده عربی همزمان با پایان ساخت نخستین جزیره نخل نمایان شد؛ هنگامی که به اذعان رسمی مجریان، برای این پروژه ۱. ۶۵ میلیارد متر مکعب ماسه و ۸۷ میلیون تن سنگ‌های صخره‌ای برای پی‌سازی و برای تکمیل محوطه‌ها نیز یک میلیارد تن صخره ـ که به طور عمده از قاچاق سنگ‌های صخره‌ای از ایران تأمین شده) به محل آورده شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

از مهمترین هدف‌ها و پیامد‌های سیاسی توسعه جزایر مصنوعی توسط امارات نیز می‌توان موارد زیر را برشمرد:

۱ ـ توسعه حریم مرز‌های دریایی امارات: از آنجا که محیط جزایر مصنوعی امارات به عنوان حریم آبی این کشور به شمار می‌رود، اماراتی‌ها با افزایش جزایر خود، به دنبال افزایش حریم آبی و نیز به چنگ آوردن هر چه بیشتر محدوده بین‌المللی مشترک آب‌ها و بستر خلیج فارس هستند.
گفتنی است،‌ تا به امروز، اماراتی‌ها با ساخت این جزایر، سواحل خود را به صورت مجازی، دو تا سه برابر کرده‌اند و ادامه این روند،‌‌ همان اندازه که به سود عرب‌هاست، به ضرر ایران و ایرانی است.

۲‌ـ توسعه طلبی ارضی با انتقال ۱۲ میل انحصاری ماهی‌گیری از کرانه‌های خشکی جنوب خلیج فارس به دور‌ترین جزایر مصنوعی از سواحل امارات با هدف تهدید عمق استراتژیک ایران در خلیج فارس.

۳. تصرف گام به گام فلات قاره و بستر خلیج فارس برای نزدیک‌تر شدن هر چه بیشتر به جزایر سه‌گانه و سواحل ایران به منظور برنامه‌های توسعه‌طلبانه ارضی آینده اعراب، از جمله تصرف جزایر ایرانی و بنادر جنوبی ایران.

۴‌ـ تبلیغ و تثبیت نام جعلی برای خلیج فارس با تبلیغات رسانه‌ای و توزیع نقشه‌های جلب گردشگران و فروش واحد‌های مسکونی این جزایر در عرصه جهانی.

از مهم‌ترین پیامد‌های فاجعه بار محیط زیستی جزایر مصنوعی امارات نیز می‌توان به این موارد اشاره نمود:

۱ـ نابودی محیط زیست طبیعی ایران با تخریب خاک و سنگ‌های صخره‌ای کوهستان‌های ایران و انتقال آنها به امارات برای ساخت جزایر مصنوعی.

۲ـ تهدید امنیت زیستی پرندگان مهاجر و جانداران جزایر غیر مسکونی خلیج فارس.

۳ـ نابودی پوشش زنده مرجانی به عنوان یکی از پتانسیل‌های مهم تجمع زیستی خلیج فارس.

۴ ـ تخریب پهنه بندی طبیعی بستر دریا. (اماراتی‌ها رسوبات ارزشمند بستر خلیج فارس را هم برای ساخت و ساز پروژه جزایر به تاراج بردند و افزون بر آن، فعالیت ماشین آلات و استخراج ریزدانه‌ها از کف دریا، آسیب‌های بسیاری بر پهنه‌بندی بستر دریا وارد ساخته است).

۵ ـ تغییر راه جریان‌های طبیعی آب که در توان خودپالایی طبیعی خلیج فارس اختلال جدی پدید می‌آورد.

۶. به هم ریختن ساختار طبیعی بستر خلیج فارس. (لازم به ذکر اینکه امارات حتی بقایای دو هواپیمای جنگی، چند جمبو جت و هفت کرجی را نیز به اعماق دریا برده تا برای غواصان یک پارک زیر دریایی موضوع دار درست کند)!

۷‌ـ تخلیه انواع زباله‌ها، پساب‌های آلوده کننده و انواع آلاینده‌های فسفره و... به درون خلیج فارس.

۸ ـ تخریب یکی از ارزشمند‌ترین اکوسیستم‌های دریایی دنیا از راه نابودی زیستگاه آبزیان خلیج فارس شامل ۴۰۰ تا ۴۵۰ گونه ماهی و ۳۰۰ تا ۴۵۰ گونه از سایر آبزیان از جمله لاک‌پشت‌های دریایی (گونه ویژه منطقه خلیج فارس).

۹ ـ گمراه سازی افکار عمومی با انتشار تصاویر دروغین حیات زیر جزایر مصنوعی. (دولت امارات برای گمراه کردن افکار عمومی و تبرئه خود از اتهامات احتمالی، اقدام به پخش فیلم‌هایی از وجود حیات جانوری در زیر این جزایر کرده است، حال آن که تصاویر منتشره مربوط به پیش از مسکونی شدن جزایر و هنگامی است که هنوز از پساب‌های آلوده ساز، زباله‌های جامد و آلودگی‌های صوتی و دیداری که در کوتاهترین زمان، زندگی آبزیان را از بین می‌برد، خبری نبوده است).

۱۰ـ عوارض اقلیمی، محیط زیستی ناشی از تبدیل بخش‌هایی از حریم دریا به خشکی، کاهش ظرفیت گرمایی ویژه منطقه و خشک‌تر شدن اقلیم آن و افزایش توفان‌های گرد و غبار که مستقیم بر کیفیت حیات اقتصادی، اجتماعی مردم منطقه به ویژه ساحل نشینان جنوب ایران تأثیر می‌گذارد.


جزایر مصنوعی امارات، در حالی بی‌ سر و صدا و در بایکوت خبری رسانه‌ای ایران، یکی پس از دیگری سر از آب درمی‌آورند که نه تنها مخالفتی جدی از سوی نهاد‌های مسئول ایرانی ندیده‌ایم، بلکه با کمال تأسف در برخی رسانه‌ها و روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی داخلی، شاهد تبلیغ پیش فروش منازل واقع شده در این جزایر نیز هستیم!

تحمیل خسارات جبران ناپذیر بر زیستگاه آبی خلیج فارس، در حالی انجام می‌گیرد که ایرانیان تلاش چندانی در جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی طرف اماراتی خود نداشته‌اند و از این روی، فعالیت ناشایست سازمان حفاظت محیط زیست ایران و بی‌توجهی مدیران به ساخت جزایر مصنوعی اماراتی در خلیج فارس، در گام نخست ضمن تهدید آشکار علیه ایران، ملت ایران را از حقوق طبیعی محیط زیستی و ژئوپلتیک خود در کرانه‌های شمالی و جنوبی خلیج فارس محروم می‌کند.

این در حالی است که پیمان‌نامه حفاظت محیط‌ زیست منطقه‌ای مهمی همچون «راپمی» توسط همه کشور‌های ساحلی خلیج فارس از جمله امارات در سال ۱۹۷۸ به امضا رسیده که در آن تأکید شده که آب‌های خلیج فارس، بین‌المللی هستند و همه کشور‌ها باید به حریم آن احترام بگذارند و هر نوع توسعه‌ای که حریم آن را به خطر بیندازد، برای کشورهای همسایه آن ممنوع است، ولی آگاهی‌رسانی نامناسب از سوی نهاد‌های مسئول ایران و حضور نیافتن بازرسان سازمان ملل در این منطقه و ارایه نشدن گزارش فاجعه محیط زیستی ساخت جزایر مصنوعی، دولت امارات را در اقدامات سودجویانه خود جسور‌تر ساخته است.

۲ ـ ساخت بی‌سروصدای آبگذر جانشین برای تنگه هرمز توسط امارات

بنا بر این طرح ـ که برای از اعتبار انداختن اهمیت نقش ایران در تنگه هرمز به مراحل پایانی ساخت نزدیک می‌شود ـ راه‌اندازی کانال جایگزین تنگه هرمز توسط امیرنشین دبی بوده است؛ بنابراین، با ساخت آبگذر (کانال) از درون امارات، سواحل امارات در دریای عمان (در شرق امارات) به سواحل این کشور در خلیج فارس (در شمال امارات) متصل خواهد شد تا اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و جزایر ایران از میان برود؛ طول این کانال ۱۸۰ کیلومتر و هزینه ساخت آن دویست میلیارد دلار برآورد شده است.

در چنین شرایطی رویکرد فعال رسانه ای و سیاسی در کنار تحرکات دیپلماتیک می تواند هم افکار عمومی را بیش از پیش به گستاخی های امارات آگاه کند و شیوخ اماراتی را از احساسات ایرانیان در دفاع از تمامیت ارضی خود به معنای تام و تمام مطلع کند . سایت تابناک

رباعی معاصر

 چندرباعی از فرامرزمیرشکار

 

آهنگ همه ترانه ها سنگ شده است
حتي ، نفس زمان، بدآهنگ شده است
تافحش نداده ام به هرچه عشق است
بگذارببوسمت دلم تنگ شده است

رباعی

بیچاره کسی که خویشتن نشناسد

فرق تن وفرق پیرهن نشناسد

بیچاره کسی که عمری ازغایت کبر

من من کندو رموز من نشناسد

رباعی


درعصرجدید
  بی سفر نشناسم
ازموشک وماهواره سر نشناسم
مردم همه افلاک روند
 ... امامن
از"خاک" مسیررفته تر نشناسم

رباعی

چون عقربه های ساعت ازبی جانی
دنبال هم افتاده به سرگردانی
هرگزنرسیدیم بهم ...(جزیکدم)
(آن نیز به دست: کودک شیطانی)

رباعی

آن قطره که یک دقیقه دریانشوم
آن بادکه یک ثانیه صحرانشوم
بگذاردراین عشق چنان هیچ شوم
که هرچه بگردند ...پیدانشوم

رباعی

دریاهم دیگربه چشم هایم سنگیست
گل هم دیگرنمادی از بی رنگیست
اینست مرا حال...چه می بایدکرد؟
بعدازتوتمام لحظه ها دلتنگیست...

 

شب گشت ودوباره طبع مجنون در راه
تاصبح رود چه برسرمن اي ماه
ليلي
 ليلي  کجايي  اي ليلي  آه
لاحول ولا قوه الابالله

---

چادربه سر؛از عشق فراترباشی
نادیده ودیده را همه سرباشی
من
  علت حرمت تورانشناسم
ای کعبه گمان کنم که مادرباشی

---

چون کوه ؛طنین بی شمارش  بامن
چون آینه ی شکسته کارش
  بامن
یک باربگوکه دوستت دارم من
تکرار هزار وصدهزارش بامن

 

پرمنت بخشش نهادش هستم

هرلحظه به یاداعتمادش هستم

هرکس که مرایادنمایدیکبار

تاآخرعمرمن به یادش هستم

 

رباعی از جلیل صفربیگی

زیبایی توخواب مراریخت بهم

آرامش مرداب مرا ریخت بهم

زیباترازآنی که تحمل بکنم

زیبایی ات اعصاب مراریخت بهم

---

چرخیدخداوندبه دور سرتو

زد بوسه به پاره پاره ی پیکرتو

فرمودکه کشتی نجات همه است

گهواره ی کوچک علی اصغرتو

----

این قرمزتند راتویادم دادی

موهای بلوندراتویادم دادی

انگارلئوناردوداوینچی هستم

لبخندژکوندراتویادم دادی

چندرباعی ازبیژن ارژن

هر روز دروغ بیشتر خواهد شد
باغ از پی باغ بی‌ثمر خواهد شد

این شاخه‌ی راست هم دروغی‌ست بزرگ
فرداست که دسته‌ی تبر خواهد شد

□□

این‌گونه مباش شاد و خرسند از او
خواهند برید بند از بند از او

تو، تنها آن درخت را می‌بینی
من، تابوتی که می‌تراشند از او!

□□

مرگ است که بیش از تو به من نزدیک است
چون پیرهن تو که به تن نزدیک است

امروزِ به هم رسیدنِ ما دور است
فردای «بدونِ‌هم شدن» نزدیک است

 

چندرباعی از ایرج زبردست

صدباربه سنگ کینه بستندمرا

ازخویش غریبانه گسستندمرا

گفتندهمیشه بی ریابایدزیست

آئینه شدم بازشکستندمرا...

----

درسنگ؛تب جامه دریدن هم هست

درکوه؛پروبال پریدن هم هست

رازیست میان جاده ومردسفر...

درهرنرسیدنی رسیدن هم هست

----

چون جاده به زخم رفتن آراست مرا

یک سینه تپش؛نفس نفس کاست مرا

این بودتمام ماجرای من و او....

می خواستمش ولی نمی خواست مرا

----

درخواب ؛چراغ؛تاسحر دستم بود

درخواب ؛کلیدهرچه در دستم بود

زیباترازاین خواب ندیدم خوابی

بیدارشدم دست تو در دستم بود

 

رباعی ازقیصرامین پور

دستی به کرم به شانه ی ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیر یست دلم چشم به راهت دارد
 ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی

 

رباعی از حمیدرضاامینی

لبهای مرا از همه استثنا کن

یک ماچ خصوصی به لبم اهدا کن ! 

ای دولت عشق در لبانت! لطفا

اصل چهل و چهار را اجرا کن

 

رباعی از حمیدرضاامینی

در باغ دلم گَرد جنون می ریزی

سرسبزترین گیاه این جالیزی 

ازساقه تو به آسمان خواهم رفت !

ای عشق! تو لوبیای سحرآمیزی !

رباعی از حمیدرضاامینی

 

آهم، نفسم، روح و روانم سردست

افسرده شدم خواب و خوراکم دردست 

با این همه غم خدایی اش باید گفت :

آن زن که به من دل بسپارد، مردست!

 

رباعی از مهدی جهاندار

یوسف
مجنون شدم و شبي به راه افتادم
با ديدن ليلي به گناه افتادم
گفتم چندي به راه يوسف بروم
از چاله درآمدم، به چاه افتادم

 

همخوانی موسیقی‌های ملی و تعزیه،

مهدی ستایشگر

از سالی که وارث آل بویه معزالدوله برای نخستین بار دستور داد تا ایرانیان، در دهه اول محرم، سیاه بپوشند و عزاداری کنند پایه‌های فرهنگی بنا گذاشته شد که به همراه خود و همزمان، چندین هنر را پیش برد و سلیقه‌ی مسلمانان ایرانی یا ایرانیانِ مسلمان را در نوعی از سوگواری معرفی نمود.گونه‌ای از عزاداری برای ایام عاشورا که با روش و روال عزاداری عرب متفاوت بود و در واقع سلیقه‌ی ایرانی در عزاداری برای نوه‌ی پیامبر اعمال می‌شد و تعزیه و تعزیه‌گردانی را هنرهای تئاتر (بازیگری تعزیه) و نقاشی پرده‌ای (نقاشی پرده‌ای عاشورایی) و موسیقی (هنر خواندن و نواختن) و خطاطی (نوشتن اشعار و متون بر روی کتیبه‌ها و جرزی‌ها) به نحو چشمگیری به میان جامعه می‌برد، باب گردید. با آنکه مورخین در پیگیری نخستین قدم‌های تعزیه و تعزیه‌گردانی، به آل بویه و دیلمیان اشاره کرده‌اند،ولی بنا بر دلایلی که بنده در واژه‌نامه‌ی موسیقی ایران زمین در حرف ت و زیر واژه‌ی ((تعزیه)) متذکر شده‌ام، تشکیل مجالس سوگواری و ذکر مصائب عاشوراییان از همان سفر شام و بازگشت اسیران عاشورا، به سرزمین خون و شهادت، یعنی کربلا، آغاز و بعد از سکونت بازماندگان کربلا در مدینه، پای گرفت.ابتدا شاهدان بالغ و عاقلی از حاضران در عاشورا بودند، که در ضمن از اسیران کاروان شام به شمار می‌آمدند و البته بعد از آنها هم کودکانی که پیش‌آمدهای عاشورا را در یاد و خاطره‌ی کودکی خود نگه‌داری کرده‌بودند، به تکرار مصائب دشواری که بر آنان و کشتگان آنان رفته‌بود، زبان گشودند.هرگاه ایام عاشورا می‌رسید، بازماندگان قائله‌ی کربلا به تعزیه و سوگواری می‌پرداختند، از امام چهارم تا همه‌ی دیگر فرزندانشان، عاشورا را به سوگ می‌نشستند، در خبر است که بانو سکینه (بنت الحسین) دختر سالار شهیدان که در کربلا به سنین خردی از شاهدان عینی بود و عمر به نسبت بلندی کرد، شاعران و آهنگسازان را دعوت می‌کرد تا برای مصیبت پدرش و عاشوراییان شعر و آهنگ بسازند. آن اشعار به گونه‌های مختلف ضبط و ثبت است. همچنین موسیقیدانان و شاعران ایرانی در سرودن و ساختن اشعار ویژه‌ی آن مراسم سهیم بوده‌اند. حتی در تاریخ مصائب ذکر شده که ام‌البنین مادر قمربنی هاشم با آنکه خود در ایام عاشورا در کربلا نبود، تا زمانی که زنده بود، در عاشورا، در میان آفتاب می‌نشست و خود به ذکر مصائب فرزندانش در کربلا می‌پرداخت و از دیگر شاهدان می‌خواست آنها نیز از چگونگی شهادت فرزند دلیرش عباس‌بن‌علی بگویند.
در ایرانِ علاقمند به هنرها، موسیقی، این هنر ارزشمند که در ابتدای کار ایران و اسلام، مدت‌ها هنر مغضوب و مایه تأسف بود، در میان عباسیان جای خود را باز کرد. هر چند وسیله‌ی «آن کار دیگر» در خلوت خلفا شده‌بود، اما حضور خود را اعلام کرد و نوازندگان و آهنگسازان قد علم کردند. سلسله‌های شمشیر به دست آمدند و رفتند و موسیقی، گاهی در دربار خلفا و گاهی به علت نبودن راه و چاره‌ای، کسوت سوگواران به تن می‌کرد و در ایام عاشورا و به نام و پوشش تعزیه، حضور خود را اعلام می‌داشت. خوانندگان برجسته در تاریخ موسیقی ایران زمین در جامعه‌های گونه‌گون از مذهبی تا مجلسی، از بزمی تا رزمی عرض اندام می‌کردند.
موسیقیِ مذهبی، موسیقی مجلسی، موسیقی بزمی و موسیقی رزمی در منازل و مجالس و میادین هم جلوه می‌کردند و گاهی نیز ردپایی در کتاب‌های مختلف از خود به جای می‌گذاشتند. در کتاب‌هایی که موسیقی مصائب مذهبی را تاریخ‌نویسی و شرح می‌کردند و قابوسنامه که فصل مطربی را بازمی‌گفت، و شاهنامه که از موسیقی رزمی و سازهای میدان جنگ از بادی و غیره سخن می‌گفت و دیگر، حضور موسیقی در مجالس هرات و شرح آنها در کتاب بدایع‌الوقایع به چشم می‌خورد و چگونگی حضور حافظان را که موسیقیدانانی در کسوت قاریان شده‌بودند، بیان می‌نمود. اما موسیقی مذهبی عنوان کلی است برای عناوین جزیی‌تری مانند موسیقی تعزیه یا موسیقی مجالس سوگواری، که خود انواع دارد و اقسام، و خوش‌خوانانی به جامعه‌ی تاریخ موسیقی هبه کرده‌است. در این نوع موسیقی، صوت خوش انسان، همچون دیگر انواع موسیقی (آوازی و سازی) نقش ویژه‌ای به همراه داشت، زیرا در اینجا نقش اصلی را بازیگران تعزیه، با آوای ویژه و رعایت فنون آوازی و رموز خوانندگی و توازن صوت بین کودک‌خوان و بزرگ‌خوان، و حفظ حریم صوتیِ مظلوم‌خوان وظالم‌خوان که خود از جنبه‌های مثبت هنریِ موسیقی در این مقوله است، به عهده داشته‌اند. به همین دلیل ردیف نغمه‌های بازمانده‌ی امروزی، مشحون از حرکت‌های پر سوز و گداز و آکنده از نغمه‌های جگرخراش است که معنای واژه‌های اسامی الحان را تفسیر کرده‌اند. سوز و گداز، راز و نیاز، حزین، حسینی و ...، حتی شعرهای تعزیه که هنوز در ردیف موسیقی ملی ما به اجرا در‌می‌آید. مانند بیت زیر که زبان حالی است از امام شهدا در تعزیه:
«می‌روم شکوه امت به پیمبر گویم، شرح بی‌دستی عباس به حیدر گویم» که در دستگاه‌های سه‌گاه (در شکسته مویه) و در ماهور (راک عبداله) و شعرهایی غیر مذهبی که در موسیقی قهوه‌خانه‌ها است (ارجوزه):
«من ار زآنکه گردم به مستی هلاک، به آیین مستان بریدم به خاک، به تابوتی از چوب تاکم کنید، به راه خرابات خاکم کنید، مریزید بر قبر من جز شراب، میارید در ماتمم جز رباب» که در بحر متقارب و بر وزن اشعار ساقی‌نامه‌هاست. این را بگویم مقصود من تنها حضور ربع پرده‌ها نیست که به طور طبیعی یک نغمه را به حالت‌های درونی نفوذ می‌دهند، بلکه در ذهن من، حرکت‌های آهنگینی مطرح است که شاید با اجرا بهتر بتوانیم بازشان بگوییم. (در اینجا به یاد شعر «سرود رهایی» افتادم که در آن، از مطرب و خنیاگرِ مجلسیِ پیشین، تبری جسته بودیم بلکه از واژگان و الحان حزین و حسینی هم که یادآور اندوه‌هاست دوری گزیده‌ایم تا را به فکر مخالف و حصار که بوی جدی بودن و ایستادگی می‌دهد، بیاندازیم زیرا موسیقیدان امروز، به جای رنگِ قرِ کمرِ شش هشتم، با وزن خشنِ لَنگِ پنج‌تایی و هفت‌تایی دست به کار می‌شود: ازین پس به جای حزین و حسینی، مخالف زبند حصاران گشایی! به جایی شش و هشت، رنگِ قرشمال، بکوبیم، لَنگِ سه‌تایی، دوتایی)
به هر حال سلجوقیان که بار بستند، موسیقی بندِ کار گشود، و چه بهره‌ها که تعزیه و موسیقی از یکدیگر برده‌اند و تعزیه‌گردان و موسیقی‌خوان چه حساب‌های هنرمندانه‌ای با هم تسویه کرده‌اند. موسیقی در خانقاه‌ها جامه‌ی سوفیه درپوشید، که تا هنوز هم در میان کردها با دف و دورویه به مراسم می‌پردازند و خانقاه‌ها را با موسیقی‌شان جلا می‌بخشند، ای کاش دیده‌بودی عالی‌نژاد و عالی‌نژادان را که با دل‌های حاضران در مجلس‌شان چه‌ها که نمی‌کردند. بعد از موسیقی روایی مجالسی که نظامی پرده‌هایش را شرح و وصف کرده‌بود، هنرها به راه درونی تصوف کشیده‌شدند. موسیقی خانقاهی، با شعرهای عرفانی از قرون چهارم و پنجم هجری به خانقاه‌های ایران و غیر ایران در دست و دهان صوفیان سنی و شیعه به حرکت در‌آمد. خانگاه بوسعید و خطه میهنه از اطراف نیشابور به عالم، موسیقی و سماع صادر می‌کرد. چه بسا (همچنان که در «رباب رومی» نوشته‌ام) خداوندگار، مولانای جلال‌الدین ما هم در کوچه‌های کودکی از کنار خانقاه‌های معطر مشرق ایران، آواز طلوع سماعیون صوفیه را دیده و شنیده باشد و همین، موجب آمادگیِ اندیشه او گردیده تا بعد از چند دهه، به محض برخورد با شمس، طلوع سماعیون ایام کودکی برایش تداعی شده باشد و با گرایشی بسیار به سوی او به سماع پرداخته که مفصل است و باید در «رباب رومی» خوانده‌شود. باری، موسیقی به تدریج که در خانقاه‌های صوفیه، کسوت مثنوی به تن کرد و با شعری دوگانی یا دولختیِ حضرت مولانا، مبحثی به نام مثنوی در موسیقی ایران پدید آمد، آنچنان تأثیرگذار که به تقریب در همه‌ی دستگاه‌های موسیقی ایران، با پسوند نام دستگاه حضور دارد، مثنوی شور، مثنوی سه‌گاه، مثنویِ ... مثنویِ ... همین موسیقی، این بار در قهوه‌خانه‌ها بر لب مرشدان نقل‌گویِ شاهنامه‌خوان، به شاهدی نشست و با سرایش بی‌نظیر بزرگترین حماسی‌سرای تاریخ، استاد ابوالقاسم فردوسی، همراه شد. این بار با روشی که همه‌ی الحان را با شعر حماسی به کار می‌گرفت، اما در نوع خواندن، با روش خانقاهی و سماعیون و دیگران متفاوت بود.
در اینجا سخن از ارجوزه‌ای بود که از زبان و بر زبان‌های شاهدان شاهنامه با هنر ویژه‌ی نقل‌گویانِ تاریخِ ما، همخوانی می‌کرد. اما از میان همه‌ی پوشش‌های هنرمندانه موسیقی، جامعه‌ی مذهبی موسیقی، در ایران مقلد بیشتری یافت. موسیقی مذهبی که بر خلاف نامش که تا می‌شنوی، به یاد مصیبت و عاشورا و سوگواری و مانند اینها می‌افتی، این بار در جشن‌های اسلامی و اعیاد مذهبی با اقسام نقل و نبات و شیرینی و با لبخند و البته در ایام ویژه‌ای ارائه می‌شد. جشن عروسی فاطمه‌ی زهرا (س)، جشن عید قدیر‌خم و عید قربان، عید مبعث، یا نیمه‌ی شعبان و مانند اینها که به نام موسیقی مذهبی اما در شکلی شادمانه، همراه با کف‌زدن‌های گاهگاهی و توسط خوانندگان زنانه‌خوان و مردانه‌خوان در جای‌جای میهن ایرانی شکل می‌گرفت. جالب آنکه جشن‌ها و اعیاد گفته‌شده، در خانقاه‌های صوفیه نیز موجب مراسم و گردهمایی و اجرای موسیقی می‌شد، اما در آنجا با شعر دیگری و همراه با اجرای دف و دایره و دهل و ... اما در مجالس صرفِ اسلامی، از آلات کوبه‌ای خبری نبود و تنها به عمل تصفیق (کف‌زدن) می‌پرداختند. موسیقی در شعر شاعران ایران زمین جایگاه‌های بسیاری یافته و کسوت شاعرانه پوشیده است. از مرحوم جودی که اشعار عامیانه‌ی همه فهم و ساده، در مصیبت عاشوراییان دارد گرفته که در مصیبت علی‌اکبر می‌گوید: «بابا بیا که تیغ جفا ساخت کار من، برگی نچیده گشت خزان، نوبهار من» تا دیگر شاعران شیعه، حتی آنانکه به طنز نیز زبان گشوده‌اند مانند قاانی و یغمای جندقی که می‌گوید: «رسم است هر که داغ جوان دید دوستان» .... که براستی از سوز دل یغما، برآمده‌است. خاندان وصال شیرازی بویژه مرحوم داوری فرزند وصال که بسیار جانسوز و شاعرانه سروده‌است قائله‌ی بنی‌اسد را با مطلع: چون قوم بنی‌اسد رسیدند، یک دشت تمام کشته دیدند، شه کشته همه سپاه کشته، یک طایفه بی‌گناه کشته، تا می‌رسد به جانسوزترین بخش این شعر، پس از آنکه سواری برای دفن شهدای بی‌سر که برای بنی‌اسد ناشناخته‌اند، می‌آید تا آنها را شناسایی می‌کنند:
گفت ای عربان میهمان دوست، مهمان نشناختن نه نیکوست، اکنون که به خاک می‌سپارید، من دانمشان بَرِ من آرید، گفتند تنی به پای آب است، کاب از لب خشک او کباب است و .... تا ابیاتی که در مضمون، بنی‌اسد، سوار برقع‌زده را برای یاری و خدمتی که کرده، دعا می‌کنند و اینجا براستی جگرخراش سروده‌است: گفتند چنین که ره نمودی، وین عقده ز کار ما گشودی، یاران تو این بلا نبینند، این فتنه‌ی کربلا نبینند، هرگز نشوی چو این عزیزان، از داغ عزیز، اشک‌ریزان، و این در حالی است که سوار، خود امام چهارم است که همه‌ی این بلایا را شاهد بوده‌است.
باری .... اما درخشندگی شعر عاشورایی در بیان محتشم، این کاشانی مخلص به تخت شهرت و اعتبار نشست. پس روی در بقیع و به مادر خطاب کرد، مرغ هوا و ماهی دریا کباب کرد، کای مونس شکسته‌دلان حال ما ببین، ما را اسیر و بی‌کس و درد آشنا بین، در حالیکه محتشم، شاعر آنچنان برجسته‌ای نبود، اما از برکت عاشورا، ابیات محتشم بر روی تمام کتیبه‌ها و جرزی‌ها، دیوارکوب‌های مجالس عاشورایی، ثبت و با خط‌های خوش، نگاشته شد. (مجله‌ی هنر موسیقی، شماره‌ی9، موسیقی مرثیه‌ی محتشم یا تصنیف عاشورا) بعضی از خوانندگان مذهبی در مجلس سنواتی ما (که آن را جداگانه نگاشته‌ام و در کتابی چاپ خواهد‌شد) همین ابیات را از روی کتیبه‌های دیوارکوب می‌خواندند و اما شهریار را با قضیه‌ی عاشورا و پدر عاشوراییان، مولای متقیان، سری دیگر بود. همچنان که شعر «علی ای همای رحمت» او به آنچنان اشتهاری رسید که می‌دانیم، اما مقصود من این است که در جای‌جای شعرهای شهریار، واژه‌های مذهبی مانند کربلا، حسین و مانند آنها به اقسام فنون شاعری مشهود است. وقتی برای حسین تهرانی می‌خواهد شعری بسراید، «کربلا» را با ابهامی زیبا و نام «حسین» می‌آورد: چون سر کنی به زمزمه، شور و نوا حسین، مجلس کنی به شور و نوا، کربلا حسین، پاداش اهل ذوق درین مملکت، بلاست، تنها تو نیستی به بلا، مبتلا حسین، که از شاه غزل‌های در بدیهه‌ی شهریار بوده‌است و می‌خواستم نمونه‌ای از شعر و موسیقی عاشورا ارائه داده‌باشم، اگرنه حرف و حدیث در هر یک از هنرهای عاشورایی بسیار و در حد و محدوده‌ی کتابی است. ازگوشه‌هایی که از مجالس تعزیه و سوگواری در ردیف موسیقی ملی مانده یکی یتیمک است که شاهدش بر پنجم گام شور و منطبق برشاهد دشتی است. یتیمک را گاهی چند مداح به اتفاق ذکر می‌گرفتند و گاهی هم خواننده‌ای خوش صوت به تنهایی می‌خواند در ذکر مصیبت علی‌اکبر (ع) فرزند امام سوم شیعیان که در کربلا به شهادت رسید: نوجوان اکبر من یا ولدی یا ولدی، همه گل‌های جهان گشته خزان ...
دیگر از گوشه‌های موسیقی مربوط به مراسم روضه و تعزیه لحنی مستقر بر شعری ارائه می‌شد به صورت فردی یا جمعی که در ردیف موسیقی ملی ما به نام شهابی در بیات ترک ثبت شده‌است و چنانکه همه برآنند، این گوشه را عبدالحسن صبا از شخصی به نام شهاب اصفهانی (که از درجه‌ی دوم بیات ترک آغاز می‌شود) شنیده و در ردیف موسیقی ما ثبت کرده‌است، در حالی‌که سابقه‌ی این لحن دورتر از این حرف‌هاست و به احتمال یقین، جناب شهاب نیز این لحن را از خوانندگان مذهبی شنیده‌است. با حرکت لحن گوشه‌ی شهابی در بیات ترک بخوانید: جوانان، بنی‌هاشم، بیایید، علی را بر در خیمه رسانید ... ملاحظه می‌فرمایید که بحر این بیت نیز بر هزج استوار است و منطبق با دوبار «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» یا دوبار «تَتَن تَن تَن، تتن تن تن،تتن تن»، همان وزنی که استاد صبا در اجرای گوشه‌ی شهابی آورده‌است (ردیف دوم سنتور) «وصال او ز عمر جاودان به» ....
به هر حال این یک امر طبیعی است که آنچه از کسی شنیده می‌شود، می‌تواند توسط آن‌کس، از کس دیگری شنیده ‌شده‌باشد، و البته این امر منافی با وجود ابتکار و خوش‌ذوقی بسیاری از اهل فن نیست و بسیاری هم آنچه را گفته‌اند یا خوانده و سروده و نواخته‌اند، برای اولین بار و تراوش ذهن پویشگر خود آنها بوده‌است. در اینجا باید افزود که همین وزن هزج هرگاه در یک پایه‌ی لَنگِ پنج‌تایی یا هفت‌تایی به اجرا درآید با بسیاری از ابیات ویژه‌ی نوحه و دسته‌های سینه‌زنی ارائه می‌شود. اجرای ردیف آوازی موسیقی ایران به دو روش اصلی استوار است، روش آوازخوانی بر مبنای آواز کلاسیک بر پایه‌ی هنرجویی و هنرآموزی و دیگر، روش فراگیری از راه استماع که روش دوم بیشتر در مجالس تعزیه و روضه و در کل در مجالس سوگواری و نیز در مجالس جشن و سرور از اعیاد مذهبی و غیر مذهبی برای خوانندگانش فراهم می‌آمده‌است. اجرای ردیف، بر مبنای تلحین به طریقه‌‌ی خوانندگان مذهبی نیز از راه‌های دیگر ارائه بوده‌است. به عبارت دیگر دنباله‌ی روشی که از تکیه‌ی دولت و فرایاددهی آوازهای مذهبی توسط مجریان آن در مجالس سوگواری و اعیاد مذهبی نشأت می‌گرفت، تداوم یافت. بر همین اصول بسیاری از خوانندگان ردیف آوازی ایران زیر لحن معمول و متداول‌شان، رنگ آوازهای مذهبی و مصیبت‌خوانی مشهود بود.تفاوت بین صدای اقبال آذر و شیخ عبداله تاج، و ابراهیم بوذری و تا حدودی تاج‌اصفهانی با صدای خوانندگانی مانند طاهرزاده، ادیب و بنان بهترین نمونه بوده‌است. نشانه‌های روشن آوازخوانی با ریشه‌ی مذهبی، به کارگیری لحن آواز در مایه‌های سوزناک و به اصطلاح ذکر مصیبت بوده‌است.
در این‌گونه خوانندگی، به جای واژه‌هایی چون، حسین جان، یا حسین، یا غریب، ای وای، ای خدا و ... واژه‌های دیگری جانشین می‌شود مانند ای، جانم، دلم، ای جان، ای عزیز، ای دوست، ای امان و مانند اینها. اما سوزناکی لحن آن به جای خود محفوظ می‌ماند و برای شنونده‌ی معمولی و دوستدار آواز ایرانی بهترین نمونه‌ی آوازی است که به دل می‌نشیند چون «دل را می‌سوزاند!» شادروان بوذری با آنکه منبری نبود اما به شهادت نوشتار و گفتار او، در مسائل و موضوع‌های تعزیه به قدر کافی وارد بود. به یاد دارم در محدوده‌ی سالهای 38 تا 44 که بیشتر در خدمت ایشان بودیم، از زمزمه‌ی ایام کهولت استاد بهره‌مند می‌شدیم. استاد به همراه و در کیف‌شان، قلمدان و دوات و مرکب لیقه‌دار داشتند و به هنگام خوشنویسی که به طور معمول شعری یا عباراتی را سرمشق می‌دادند، یا خود زمزمه‌ غُنه‌ای داشتند و یا ما را مکلف به زمزمه می‌فرمودند. روزی در محدوده‌ی سال‌های پنجاه با اجازه‌ی پیشین برای دیدار ایشان به کوچه‌ی دکتر سنگ از کوچه‌های فرعی خیابان ایران (عین‌الدوله) رفتم. وقتی وارد شدم از دستگاه ضبط صوت ریل قدیمی، آواز استاد اقبال آذر پخش می‌شد. گوشه‌ی نیشابورک در دستگاه نوا می‌خواند. هنوز در جای خود جایگزین نشده بودم که ایشان پرسید، آمهدی، چه می‌خواند؟ عرض کردم نیشابورک، فرمود بله بله درست گفتی، جناب ابراهیم بوذری جزوه‌ای در تعزیه نگاشته که نسخه‌ای از ان را نیز من مطالعه کرده‌ام. ردیف موسیقی ملی ما، بویژه در مراتب آوازخوانی، فرمی به نام چهارپاره موجود است که لحنی در آن بر اساس وزن شعر حرکت می‌کند. (البته حرکت لحن بر پایه‌ی وزن شعر امری طبیعی است، اما اگر آهنگسازی توانا باشد می‌تواند آهنگی نه مترادف بلکه غیر از وزن شعر بر چهارپاره‌ها استوار کند). چهارپاره‌ها در موسیقی آوازی ما ایرانیان گاهی نام‌های دیگری هم دارند. چهارباغ که بروزن چهارپاره در ابوعطا و یا در ماهور که به نام نصیر‌خانی در ردیف آوازی ما اشتهار دارد. گوشه‌ی بسیار مشهوری که در تعزیه و مجالس سوگواری شهرت بیشتری داشته، گوشه‌ی راز و نیاز در دستگاه همایون است که بر شعر چندپاره استوار است. موسیقیِ گوشه‌ی راز و نیاز بر اساس همین وزن حرکت می‌کند. این‌گونه اوزان افزون بر اینکه چهارپاره دارد، می‌تواند چندپاره نیز نام گیرد.برای نمونه وقتی به شکل چهارپاره می‌خوانیم: «مخوان ز دیرم به کعبه زاهد» یک‌پاره، «که برده از کف دل من اینجا» پاره‌ی دوم، «به ناله‌ی مطرب، به عشوه‌ ساقی» پاره‌ی سوم، «به خنده ساغر، به گریه مینا» پاره‌ی چهارم خواهد‌بود. اما این شعر می‌تواند پاره‌های بیشتری داشته‌باشد به عبارتی هشت‌پاره نیز باشد، به این صورت که هر یک از هشت مفاعلن فا که در یک بیت است را یک پاره قرار دهیم. این گوشه دقیقاً برگرفته از نوحه‌ای است با شعری که برای نخستین بار آن را از همخوانی سادات شیرازی شادروانان اخوان حاج سیدحسن و حاج میرزا عبداله شیرازی در مجلس سوگواری‌مان شنیدم.
در نسخه‌هایی که از دست‌نوشته‌ی تعزیه‌های قدیمی مشاهده نمودم، بعضی از واژه‌ها پس و پیش خوانده شده و این تنها به علت عدم آگاهی از انگشت‌شماری از تعزیه‌خوانان از اوزان عروضی و افاعیل و اتانین شعری بوده‌است. برای مثال: «سکینه گفتا» را گاهی «گفتا سکینه» دیده‌ایم و گاهی واژه‌ها و اسامی که به طور طبیعی و برای گرم‌کردن مجالس سوگواری از دهان گوینده و خواننده خارج می‌شده، جزو شعر درآمده است: گفتا سکینه، به تلخکامی بنا مرادی، بنا مرادی عمو، درین بیایان، بکن ثوابی بیاور آبی، بیاور آبی عمو که در بادی امر مشخص می‌شود، بنا بر وزن عروضی این شعر، در ابتدا باید «سکینه گفتا» باشد و کلمه «عمو» هم جزو شعر محسوب نمی‌شود. پیش‌تر اشاره کردم که موسیقی بعضی از گوشه‌ها، با عدم همراهی با وزن شعر خوانده می‌شود. هر یک از دستگاه‌ها و آوازها و حتی گوشه‌های موسیقی ایران، یک لحن حزین دارد، به عبارتی هر حرکت لحنی، یک موج‌خیز مذهبی، یا یک چاشنی حزن‌آور دارد. واضح‌تر بگویم، در همه‌ی جای ردیف می‌توان با یک حرکت مویه‌وار، یا شکسته مویه‌وار، آهنگ آن گوشه یا آواز را محزون ارائه داد. برای نمونه در خوانندگی مذهبی، بویژه در کار مداحی روی منبر که بر خلاف تعزیه که به محض آمدن مجریان تعزیه و تعزیه‌گردان، اشعار محزون آغاز می‌شود، یک مقدمه ببه صورت شعر یا مدح خوانده می‌شود و در لحظه‌ای که به آن «گریز» می‌گویند، لحن خواننده‌ی مذهبی تغییر می‌کند و با آهنگی محزون ارائه می‌گردد. میزان تأثیر‌گذاری صوت هر خواننده موجب تأثیرپذیری به اصطلاح مستمعین و شهرت خواننده مذهبی می‌گردد. یا در موسیقی بچه‌خوان‌ها و آنانکه مصیبت علی اصغر و سکینه و رقیه و ... می‌خوانده‌اند، برای نمونه باید توجه داشت که «لالایی» برای خواندن در گوش بچه‌ها، به هنگام خواب، خود با انواع شعرهای مذهبی و در اصطلاح «زبان حال» در تعزیه و مصیبت علی اصغر فرزند کوچک امام سوم شیعیان در قضیه کربلا، خوانده می‌شده‌است. در اینجا، مادرِ عرب و مادرِ فارس و ترک ندارد، همه مادرند. مادر عرب می‌گوید: یا نُوم دوّخ علی ولدی نَوّخ (ای خواب دور سر کودک من بگرد تا او بخوابد و تشنگی احساس نکند) و مادر ایرانی می‌خواند: چرا مادر نمی‌خوابی مگر تو تشنه‌ی آبی لالالالا لالالایی بیشتر این لالایی‌ها در آواز دشتی و چون از بحر هزج مایه‌ی شعری دارد، از مایه‌های موسیقایی فایزخوانی دستشان آهنگ گرفته است. افسوس در اینجا فرصت نوشتن بیشتری نیست، اما در جای دیگری بعضی از حرکت‌های آهنگین بین قطعات موسیقایی استادان را که ناخودآگاه با حرکت‌های این لحن تعزیه مطابق و هم‌لحن گردیده مثال می‌آوردم، باشد تا این مقاله و بقیه آن به صورت کاملی در کتابی انتشار یابد.

 

 

منبع : ماهنامه هنر موسيقي، شماره۹۷ 

تاج الشعرا

از آنجا كه در مجالس تعزيت و محافل شبيه ماتم و مصيبت حضرت خامس آل عبا عليه الآف التحية و الثناء اشعاري كه فيمابين اشباه اهل بيت مكالمه مي‏شد غالبا سُست و غير مربوط و مهمل و مغلوط بود ميرزا تقي خان وي [ تاج الشعرا لویی متخلص به شهاب] را مأمورداشته چنين گفت: كه دوازده مجلس از آن وقايع را متضمنا بالبدايع و الصنايع بهاسلوبي كه خواص بپسندند وعوام نيز بهره‏مند شوند موزون ساز... شهاب آن اشعار راچنان گريه خيز ساخت و بدان‏گونه غم‏انگيز بپرداخت كه اگر دل سامع به سختي حجر موسياست استماعش را اثري است كه در همان عصاست...»
(
تذكره گنج شايگان، چاپ سنگي،تهران، 1317 هـ . ش، ميرزا طاهر ديباچه نگار، ص 246
)

تعزيه و هنرهاي نمايشي

 تعزيه در لغت به معني «عزاداري كردن‌»، «برپاداشتن مجلس عزا» (معين‌، ذيل واژه‌) و نيز به معني «تسليت‌»، «امركردن به صبر»، و «پرسيدن از خويشانِ مرده‌» است ( دايرة‌المعارف تشيع، ذيل مدخل «تعزيه‌»).

 تعزيه در اصطلاح عام به آيين‌هاي سوگواري عاشورا گفته مي‌شود كه در سوگ امام حسين (ع‌) و ديگر شهداي كربلا برگزار مي‌گردد (عطاري‌، ص 374). مراسم تعزيه با موضوعات ديگري نيز برگزار شده است ازجمله موضوعات تاريخي مانند «تعزية اميرتيمور»، يا بعضي مسائل اخلاقي مثل «عاق والدين‌»، يا بعضي شادي‌ها مثل «عروسي دختر قريش‌» و حتي نوعي كمدي فرس نيز در آنها مي‌توان يافت مثل تعزية «شست بستن ديو».

 رايج‌ترين نوع تعزيه تعزيه‌هاي طعن‌آميز است كه داستان‌هاي آن دامنه‌اي گسترده دارد. در اين تعزيه ها دشمنان پيغمبر و خاندان او مورد استهزا و تمسخر و لعن و طعن قرار مي‌گيرند. مثل تعزية «ابن‌ملجم‌.» آنچه عموميت دارد اينكه‌، داستان‌هاي تعزيه همه به فاجعة كربلا ختم مي‌شود ( ايرانشهر، ص 906).

 مسلمانان از قرون اولية اسلامي كوشيده‌اند عزاداري سالار شهيدان را با شور و شوق وافري برگزار كنند با اين انديشه كه مردم را با وقايع غم‌انگيز كربلا بيشتر آشنا كنند و با تداعي صحنه‌هاي تأثرانگيز نينوا احساسات مردم را برانگيزانند. بدين ترتيب‌، تعزيه از مراسم سينه‌زني‌، مرثيه ها و روضه‌خواني‌ها، سرگذشت پيامبران و حماسه‌هاي ديني كمك گرفت و به صحنه آمد و با استقبال مردم مواجه گشت‌. نمايش تعزيه از ايمان و ايقان مذهبي‌، تنفر از ستم و بيداد حكايت مي‌كند و عموماً تأثير برانگيز است (گلي‌زواره‌، ص 45ـ46).

 دربارة تاريخ پيدايش تعزيه سند و مدرك صحيح و دقيقي موجود نيست ولي مقدمة ظهور آن را بعضي مورخان تا حدود هزار سال پيش‌، يعني تا زمان حكومت سلسلة ايراني آل‌بويه در بغداد، به عقب برده‌اند. بنا بر روايت ابن‌كثير شامي در احسن‌القص، معزالدوله احمد بن بويه در سال 352 ق در بغداد امر مي‌كند كه در دهة اول محرم دكان‌ها را ببندند و مردم لباس عزا به تن كنند و به تعزية سيدالشهدا(ع‌) بپردازند و اين رسم تا اوايل سلطنت طغرل سلجوقي در بغداد و شهرهاي ديگر ايران معمول بوده است ( ايرانشهر، ص 903).

 برخي محققان پيشينة تعزيه را به آيين‌هايي چون مصائب ميترا، سوگ سياوش‌، و يادگار زريران مي‌رسانند، و برخي پديد آمدن آن را متأثر از عناصر اساطيري بين‌النهرين و آناطولي و مصر، و كساني نيز مصائب مسيح و ديگر افسانه‌هاي تاريخي در فرهنگ‌هاي هند و اروپايي را در پيدايي آن مؤثر دانسته‌اند ( دانشنامة جهان اسلام، ذيل مقالة «تعزيه‌»، ص 511؛  دايرة‌المعارف تشيع، ذيل همان مقاله‌، ص 442).

 برخي ديگر نيز معتقدند تعزيه سنت نمايشي ويژه‌اي است كه در جهان اسلام شكل گرفته و به شدت متأثر از سنت‌هاي ملي و مذهبي ايران است‌. پيشينة پيدايش نمايش هر قوم به سابقة ديني و آيين‌هاي مذهبي آن مي‌رسد. با آنكه در دورة هخامنشي نشانه‌اي از هنرهاي نمايشي ديده نمي‌شود، اجراي مراسم سالانة مُغ‌كُشي در ايران به ياد كشتن اسمرديس يا گوماتاي مغ و پيروانش را زمينه‌اي براي شكل‌گيري تعزيه دانسته‌اند (عطاري‌، ص 374).

 بعضي و در رأس آنان ملك‌الشعراي بهار گفته‌اند كه تبديل آئين به نمايش و صورت نمايشي يافتن آن‌، نوآوري‌اي است كه از اروپا اقتباس شده است‌. اين نظر ملك‌الشعراي بهار است كه‌: «مي‌گويند در محافل پادشاهان اشكاني‌، نمايش‌هايي كه آن را «تياتر» گويند داده مي‌شد، و نمي‌دانيم پادشاهان ساساني در مجالس بزم موسيقي به ديدن نمايش مي‌پرداخته‌اند يا نه‌؟ پادشاهان اسلامي و ملل اسلامي در اين شيوه رغبتي نداشته‌اند، مگر در قرون اخير به تقليد فرنگيان در تعزيه‌داري حسين بن علي (ع‌) نمايش‌هايي منظوم راه انداختند و بسيار ترقي كرد و قابل آن بود كه رفته‌رفته آن را ترقي دهيم تا سواي تعزيه‌، مورد استفاده‌هاي ديگري نيز قرار گيرد، ولي از مشروطه به بعد اين صنعت ملي از ميان رفته است‌» (تقيان‌، ص 46).

 براي اينكه كوچك‌ترين شبه‌هاي دربارة اصالت تعزيه به وجود نيايد بايد گفت نه تنها هيچ مدركي دال بر نفوذ علل خارجي در ايجاد تعزيه سراغ نداريم بلكه مراسم اختصاصي تعزيه همه مشعر بر اين است كه اين هنر از ابتكارات ذوقي مردم همين سرزمين است‌. بديهي است اگر فرض شود كه نفوذي در پيدايش تعزيه مؤثر بوده لابد بايد اولاً مسير اين نفوذ معلوم و ثانياً از كشورهايي بروز كرده باشد كه خود در اين هنر مقامي و سابقه‌اي داشته‌اند. علاوه بر اينها، اين نفوذ بايد در زماني صورت گرفته باشد كه شرايط و مقتضيات از هر لحاظ مساعد بوده باشد. در مورد تعزيه هيچ يك از اين امكانات وجود نداشته و با مطالعة دقيق نكات فني تعزيه و مقايسة آن با نمايش‌هاي مذهبي يونان و هند و اروپا، ايراني بودن اين هنر بر ما مسلم‌تر مي‌شود ( ايرانشهر، ص‌، 907).

 تعزيه‌گردان يا شبيه‌گردان عنوان مردي است كه تعزيه به دستور و تحت نظر او برگزار مي‌شود. او نسخه‌هاي تعزيه را تنظيم و تنقيح و لباس بازيگران را تعيين مي‌كند. تنظيم صحنه و توزيع نقش‌ها و نسخه ها با اوست‌. وظايف هر شبيه (بازيگري كه يكي از افراد واقعة كربلا مي‌شود) را او تعيين مي‌كند. هنگام نمايش تعزيه نيز با اشارة دست و عصا، دستورهاي لازم را به شبيه ها و به دستة موسيقي مي‌دهد.

 معروف‌ترين تعزيه‌گردان‌هاي دورة قاجاريه ميرزا محمدتقي معروف به تعزيه‌گردان و ملقب به معين‌البكاء، سيد عبدالباقي بختياري‌، حاج سيد مصطفي ميرعزا، آقا سيد كاظم ميرغم بوده‌اند كه در سلطنت ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه شهرت فراواني داشته‌اند ( ايرانشهر، ص 647 و 649).

 تعزيه‌نويسان فقط به نوشتن اشعار تعزيه ها و سروده هايي كه بايد هر نفر بخواند اكتفا مي‌كردند و توضيحي در خصوص فعاليت‌هاي جنبي نقش‌ها نمي‌دادند و نوبت هر كس را در همان موقع اجرا براي استفادة تعزيه‌خوانان روي ورقه‌اي يادداشت مي‌كردند. به همين سبب نام نويسندگان و پديدآورندگان تعزيه‌نامه ها مشخص نيست و دسترسي به نام‌، زندگي و محيطشان‌، اگر محال نباشد، چندان كار آساني نيز نيست‌. به ويژه آنكه اغلب آنان اجر معنوي كار برايشان مهم بوده و نمي‌خواسته‌اند اين ثواب مخدوش به شهرت‌هاي دنيايي شود و از اين رو نيازي به معرفي خود نمي‌ديده‌اند. از سوي ديگر، چون فقها و علماي ديني روي خوشي به اين مراسم نشان نمي‌دادند و عملشان را مكروه و گاهي مردود مي‌دانستند و در مواقعي تعزيه‌سرايان در مظان نوعي تكفير بودند، ترجيح مي‌دادند نامشان فاش نشود. همچنين بسياري از اشعار تعزيه حاصل بديهه‌سرايي است كه ضبط و ثبت نام گويندگان آنها چندان كار آساني نيست‌.

 با وجود اين‌، با جست‌وجو در نسخه ها و برخي كتب تذكره ردپايي از سرايندگان تعزيه به دست مي‌آيد، مثلاً ميرزا لطف‌علي محرّم خوري كه تا سال 1200 ق زنده بوده و بيشتر عمرش را در دورة زنديه سپري كرده چندين مجلس تعزيه سروده و مجلس عباس (ع‌) و برخي از اشعار تعزية حضرت علي‌اكبر (ع‌) اثر اوست‌. كمال نامي از اهالي فارس نيز از نخستين كساني است كه تعزية «قرباني كردن اسماعيل‌» را سروده است (گلي زواره‌، ص 60 و 61).

 پيشينة سرايش و نگارش تعزيه كه معمولاً به صورت اشعار عاميانه از شاعراني گمنام و گاه تعزيه‌گردانان تهيه مي‌شد، به سال‌هاي مياني سدة دوازدهم هجري مي‌رسد. زمينة پيدايي و تكامل تعزيه ها را نيز بايد در مرثيه ها جست‌وجو كرد. سرايش مرثيه ها با زمينة رويداد كربلا، از گذشته‌هاي تقريباً دور آغاز گشته بود، چنان‌كه شايد بتوان اشعاري چند از  حديقة‌الحقيقة  سنايي غزنوي را در ديباچة تاريخي مرثيه به شمار آورد. اما آغاز مرثيه‌سرايي با اين مفهوم مشخص و به گونة گسترده متعلق به سدة نهم هجري است‌.

 مرثيه‌سرايان نامداري چون رفيعاي قزويني‌، كمال غياث شيرازي‌، ابن حسام قهستاني (صاحب خاوران‌نامه )، بابا سودايي ابيوردي‌، تاج‌الدين حسن توني سبزواري‌، لطف‌اللّه نيشابوري‌، و كاتبي ترشيزي نيز اشعاري در رثاي شهيدان كربلا سرودند. اما نامدارتر از همة اينها محتشم كاشاني است كه تركيب‌بند مشهور او، جاني تازه در مرثيه‌سرايي ايران دميد.

 منابع داستاني تعزيه ها غالباً كتاب‌هاي مقاتل و حماسه‌هاي ديني و احاديث و اخبار بوده‌اند. ازجمله شاعراني كه در اين زمينه تلاشي ارزشمند كرده‌اند يكي ميرزا نصراللّه اصفهاني (شهاب‌) است كه در دورة ناصرالدين شاه و به تشويق اميركبير به گردآوري و تكميل اشعار تعزيه‌هاي پيش از خود پرداخت و خود نيز تعزيه هايي به نگارش درآورد كه تعزية مسلم از جملة آنهاست و ديگر بايد از محمدتقي نوري و نيز سيدمصطفي كاشاني (ميرعزا) نام برد ( دايرة‌المعارف تشيع، ذيل مقالة «تعزيه‌»، ص 445).

 مرحوم محيط طباطبايي دربارة نسخ تعزيه و قديمي‌ترين آنها آورده است‌: «در تذكرة  فلك‌المريخ  كه به روزگار فتحعلي‌شاه تدوين شده در ذيل نام يكي از شاعران مازندران او را تعزيه‌گو مي‌خواند و مي‌گويد: اين قديم‌ترين جايي است كه ذكري از اين كار ديده‌ام‌.» وي مي‌افزايد: «در كتابخانه يكي از دوستان در تهران مجموعة كهنه‌اي از تعزيه ها وجود دارد كه كاغذ و مركبش گواه بر آن است كه در دورة فتحعلي‌شاه نوشته شده و وضع ظاهري نسخه نشان مي‌دهد كه آن را از مازندران به تهران آورده‌اند و در آن نسخه تعزية مسلم بن عقيل (ع‌) به امضاي مشهدي كريم تهراني ديده مي‌شود كه شايد كاتبِ قسمت‌هايي از اين مجموعه باشد...»

 از ديگر تعزيه‌سرايان اين دوره مرحوم سيد عبدالوهاب سعيدي كازروني (1246ـ1324 ق‌) است كه مجلس تعزية وفات حضرت فاطمة صغري از اوست‌. مرحوم ملامحمد باقر بينواي كازروني اشعاري راجع به تعزيه سرود. ميرزا محمدتقي‌، از رجال مذهبي عهد سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار، تعزيه‌نامه‌هاي بسياري به نگارش درآورد. مايل بكتاش يكي از مجموعه دست‌نوشته‌هاي ميرزا محمدتقي را به نام «مجلس مهلت خواستن جناب امام حسين‌» (ع‌) كه تاريخ 1261 ق داشته‌، ملاحظه كرده و بخش‌هايي از آن را در يكي از مقالات خود آورده است (گلي زواره‌، ص 64ـ66).

 خاورشناسان و نمايندگان دولت‌هاي اروپايي در ايران‌، بيشترين سهم را در شناسايي و گردآوري تعزيه‌نامه ها داشته‌اند. نُسخ تعزيه هايي كه تاكنون انتشار يافته‌اند بدين قرارند:

 1. مجموعة 33 نسخة خطي تعزيه با عنوان «جُنگ شهادت‌». الكساندر خودزكو، ايران‌شناس لهستاني‌، اين تعزيه‌نامه ها را از حسين علي‌خان خواجه كه سرپرستي امور نمايشي دربار قاجار را به عهده داشته است در 1253 ق‌/ 1837 م خريداري مي‌كند. از اين مجموعه پنج نسخة آن تكراري است‌. اين 33 تعزيه‌نامه متعلق به اواخر دوران سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار و اوايل پادشاهي محمدشاه قاجار است‌. اشعار آنها در عصر فتحعلي‌شاه سروده شده است‌. بنابراين‌، نسخ مزبور قديمي‌ترين نسخه‌هاي تعزيه به شمار مي‌آيند (مسعوديه‌، ص 29؛ همايوني و صباحي‌، ج 7، ص 514).

 2. چاپ سنگي يك نسخة تعزيه متعلق به سال 1843 م است‌. در اين تاريخ برزين‌، سيّاح روسي‌، چاپ سنگي يك تعزيه‌نامه را از ايران به روسيه برد. اين اولين چاپ سنگي يك نسخة تعزيه است كه به اروپا منتقل شده است‌. از وجود يا فقدان و يا محل نگه‌داري آن اطلاعي دقيقي در دست نيست‌.

 3. چاپ سنگي تعدادي متون درام مربوط به سال‌هاي 1896 تا 1903 كه كريمسكي آنها را جمع‌آوري كرد و به انستيتوي زبان‌هاي شرقي در مسكو اهدا شد. اين متون كه فعلاً در كتابخانه انستيتوي روابط بين‌المللي محفوظ‌اند، ظاهراً در كاتالوگ اين كتابخانه انتشار يافته‌اند.

 4. ادوارد براون در كاتالوگ نسخ خطي فارسي موجود در كتابخانه دانشگاه كيمبريج از «تعزيه‌هاي محرم و تعزيه ها» نام مي‌برد. شش نسخة چاپ سنگي تعزيه در كاتالوگ نسخه‌هاي ادوارد براون موجودند. اين شش تعزيه عبارت است از: اول‌: كتاب  درة‌الصدف، دوم‌:  شهادت حرّ بن يزيد رياحي، سوم‌: كتاب  شهادت حضرت سجاد، چهارم‌؛  مجلس اميرتيمور با وفات زينب خاتون، پنجم‌:  مجلس تعزية خروج نمودن عبداللّه يزدجرد با لشكر به ياري سيدالشهدا و آمدن به دشت كربلا و مجلس تعزية غارت، ششم‌:  مجلس شهادت امام حسين (ع‌) .

 5. ويلهلم ليتن در سال 1929 م پانزده تعزيه‌نامه را به فارسي و به صورت كليشه عين متن اصلي منتشر كرد.

 6. انريكو چرولي‌، سفير سابق ايتاليا در تهران‌، بين سال‌هاي 1950 تا 1955 م‌، تعداد 1055 نسخة خطي تعزيه را جمع‌آوري و به كتابخانه واتيكان اهدا كرد. اين مجموعة عظيم نسخ خطي تعزيه را بعدها اتوره رُسي‌، كاتالوگ‌بندي كرد. كاتالوگ اين مجموعه پس از درگذشت اتوره رُسي به همت آلسيو بومباچي به اتمام رسيد و در 1961 انتشار يافت (مسعوديه‌، ص 29ـ30).

ترجمة نسخ تعزيه‌

 از تعزيه‌نامه‌هاي ذكر شده‌، نسخه‌هاي ذيل ترجمه شده و انتشار يافته‌اند:

 الكساندر خودزكو، پنج تعزية ذيل از مجموعة 33 تعزيه‌نامة خود را به فرانسه ترجمه و منتشر كرد.

 1) خبرآوردن جبرئيل بر پيغمبر كه امام حسين (ع‌) از زهر شهيد شود و امام حسين (ع‌) را در كربلا شهيد كنند، (تعزية اول مجموعه‌)

 2) وفات پيغمبر (ص‌)، (تعزية دوم مجموعه‌)

 3) غصب شدن باغ فدك به دست عمر (تعزية سوم مجموعه‌)

 4) وفات حضرت امير (ع‌)، (تعزية پنجم مجموعه‌)

 5) مجلس ايراني فرنگي (تعزية سي‌ام مجموعه‌)

 ساير ترجمه‌هاي فرانسه از تعزيه‌نامه ها عبارت‌اند از:

    عروسي حضرت قاسم‌. مترجم هيچ‌گونه توضيحي دربارة مأخذ اصلي متن فارسي آن نمي‌دهد.

    قسمتي از تعزيه‌نامة «مجلس ايراني فرنگي‌» شمارة 30 يا 32 از جنگ شهادت خودزكو.

    شهادت علي‌اكبر، تعزيه‌نامة هجدهم از جنگ شهادت خودزكو.

    شهادت حضرت امام‌حسين (ع‌)، تعزيه‌نامة 24 از جنگ شهادت خودزكو همراه با متن فارسي توسط شارل ويرو.

    آغاز تعزية شهادت حضرت عباس (ع‌). مأخذ اصلي اين تعزيه‌نامه مشخص نشده است‌.

    تعزية منصور حلاج‌.

    شهادت حرّ بن يزيد. اين ترجمه بر اساس چاپ سنگي نسخة متعلق به سال 1314 ق‌/ 1897صورت گرفته است‌. شاعرِ آن ابوالقاسم محمد خونساري است‌.

ترجمه‌هاي انگليسي‌

 1. در سال 1879 مجموعة 37 تعزيه‌نامه را لويس پلي به زبان انگليسي ترجمه و منتشر كرد، بدون اينكه نسخ خطي فارسي اين مجموعه انتشار يابد.

 2. ادوارد براون قسمت كوتاهي از چاپ سنگي تعزية شهادت حرّ بن يزيد الرياحي را به انگليسي ترجمه و چاپ كرد. عنوان اين ترجمه «آمدن مرد عرب از كوفه و خبرآوردن از شهادت مسلم بن عقيل‌» است‌.

 3. قسمت‌هاي عمدة اولين تعزيه‌نامة مجموعة ليتن با عنوان‌: «مجلس قرباني اسماعيل توسط ابراهيم‌».

ترجمه‌هاي آلماني‌

    بخشي از تعزيه‌نامة شهادت حضرت علي (ع‌).

    آغاز تعزيه‌نامة اول مجموعة ليتن با عنوان «چگونه ابراهيم اسماعيل را به خاطر خداوند ذبح مي‌كند».

    دو تعزيه‌نامه از مجموعة انريكو چرولي‌: نسخة جنگ ذبح اسماعيل و نسخة مجلس حضرت آدم و حوا و گمراه شدن آنها به دست شيطان و بيرون آمدن آنان از بهشت‌.

    قسمت‌هايي از اشعار تعزيه‌نامه‌هاي اول تا نهم از مجموعة ويلهلم ليتن‌.

ترجمه‌هاي ايتاليايي‌

 تعزيه‌نامه‌هاي ذيل از مجموعة چرولي به زبان ايتاليايي ترجمه شده است‌.

 از مجموعة 74: آدم و حوا

 از مجموعه 19: يحيي زكريّا

 از مجموعه 955: غايب شدن زكرياي پيغمبر با فرزندش يحيي در ميان درخت و حاضر شدن شيطان كه دستور داد ارّة دوسر اختراع شود و درخت را قطع كرد و زكريا شهيد مي‌شد.

 از مجموعة 1006: يحيي زكريا

 از مجموعة 802: غصب فدك به دست ابوبكر و عمر

 از مجموعة 865: وصيت‌نامة حضرت زهرا

 از مجموعة 928: معذرت خواستن عمر و ابوبكر از حضرت فاطمه زهرا (س‌).

 تعزيه‌نامة سوم جنگ شهادت از خودزكو با عنوان «غصب نمودن باغ فدك به دست عمر» به زبان اوكرايني ترجمه شد. اين ترجمه ظاهراً بر مبناي متن فرانسه خودزكو صورت پذيرفته است نه نمونة فارسي (مسعوديه‌، ص 30ـ31؛  ايرانشهر، ص 903ـ904).

مراحل اوج و افول تعزيه‌

 بعد از شهادت امام حسين (ع‌) سوگواري براي شهيدان كربلا در ميان دوستداران آل علي (ع‌) در آشكار و نهان‌، در عراق و ايران و برخي مناطق شيعه‌نشين ديگر شكل گرفت‌؛ اما صورت رسمي و آشكار اين سوگواري به روايت ابن‌اثير، براي نخستين بار در روزگار حكمراني دودمان ايراني آل‌بويه صورت گرفت‌. تا اوايل سلطنت طغرل سلجوقي مراسم سوگواري و حتي جلسات وعظ و باز گفتن واقعة كربلا آزادانه برقرار بود، اما از آن پس تا تأسيس سلسلة صفوي‌، بر اثر فشار حكمرانان سني مذهب متعصب‌، اين مراسم بيشتر در نهان صورت مي‌گرفت‌.

 بر اساس پاره‌اي شواهد تاريخي و مستندات مورخان و سياحان‌، تعزيه در دوران صفويه مراحل ابتدايي و مقدمات را سپري مي‌كرد و در عصر زنديه شكل و هويت گرفته است‌.

 در فاصلة حكومت سلجوقيان تا صفويان سوگواري‌ها سبك و سياق يگانه‌اي نداشت و در اين ميان‌، گونه‌هاي ديگري از تعزيت پديد آمدند، ازجمله مناقب‌خواني و پرده‌خواني كه هر دو، گونه‌اي از نقالي مذهبي به شمار مي‌روند، و نيز روضه‌خواني كه در كنار دسته‌هاي مذهبي رواج يافت‌. در عصر صفوي كه تشيع دين رسمي كشور شد، مراسم محرم با توجه و پشتيباني حكومت وقت به اوج رونقِ خود رسيد.

 دورة تكامل اين مراسم و شكل‌گيري نشانه هايي مشخص از تكوين تعزيه به دورة ميان افشاريه و قاجاريه مي‌رسد. در اين دوره دو صورت روضه‌خواني و دسته‌گرداني با هم آميخته شد. به رغم چنين تحولي كه در اين مرحله در تعزيه پديد آمد باز هم سخن از تعزيه در مفهوم امروزي آن را نمي‌توان به ميان آورد. عواملي چون روضه‌خواني‌، دسته‌گرداني‌، نوحه‌خواني و مهم‌تر از همه شبيه‌سازي‌، رفته‌رفته دست به دست هم داد و آييني نمايشي را پديد آورد كه سيماي تكامل يافتة آن را در عصر قاجار مي‌توان ديد. اين حركت هنرمندانه با پشتيباني‌هاي مستقيم و غيرمستقيم شاهزادگان و حكومت‌گران قاجار راه رشد را پوييد. نمايش اين نوع درام‌هاي مذهبي‌، در مراسم عزاداري ماه محرم‌، قطب جديدي بود كه همه را به خود مي‌كشيد و پارسايان شيعي‌، تعزيه را وسيلة گيرا و واقع‌نماتري (از روضه‌خواني و ديگر آئين‌هاي سوگواري‌) براي گريه كردن‌، كه موجب شفاعت شهيدان مقدس از آنان مي‌شود، يافتند.

 تعزيه در دوران ناصرالدين شاه قاجار به اوج خود رسيد، چنان‌كه اين دوره را «عصر طلايي تعزيه‌» نام نهاده‌اند. بدين‌سان تعزيه كه پيش از آن در حياط كاروانسراها، بازارها و گاهي منازل اجرا مي‌شد، اكنون در اماكن باز يا سربستة تكايا و حسينيه ها به اجرا درمي‌آمد. معروف‌ترين و مجلل‌ترين اين تكايا، يا به تعبيري نمايش‌خانه ها، «تكية دولت‌» بود كه به دستور ناصرالدين شاه ساخته شد.

 در اواخر دورة ناصرالدين شاه‌، رفته‌رفته تعزيه از حالت سوگواري محض بيرون آمد و جنبة تفنّني و تفريحي به خود گرفت‌، چنان‌كه پس از ناصرالدين شاه تعزيه اهميت خود را از دست داد. در دورة محمدعلي‌شاه و احمدشاه به سبب دگرگوني‌هاي اجتماعي و سياسي اين نوع نمايش از حمايت اشراف محروم شد. پس از بركناري محمدعلي‌شاه از حكومت (1327 ق‌) تشكيل تكيه براي تعزيه‌خواني ممنوع شد و در سال 1311 ش‌، با ممنوع شدن تظاهرات مذهبي‌، اجراي تعزيه نيز يكسره موقوف گرديد. بر اين عوامل بايد انقلاب مشروطه‌، نفوذ فرهنگ اروپا در ايران‌، ترجمه و اجراي نمايش‌نامه‌هاي خارجي را نيز افزود. چنين شد كه تعزيه ــ كه در آستانة پروردن تئاتر ملي ايران در درون خود بود ــ موقعيت خود را از دست داد و اندك اندك رو به فراموشي نهاد.

 در سال‌هاي آغاز حكومت رضاشاه‌، يعني پس از 1304 ش‌، اجراي تعزيه رفته‌رفته ممنوع شد. اين دوره دوران افول تعزيه بود و در روستاها و شهرهاي دورافتاده نيز دوران انحطاط را پيمود.

 پس از شهريور 1320 اين مراسم ديگر بار سر برآورد، اما در برابر انواع سرگرمي‌هاي جديد، به ويژه سينما و تئاتر، نتوانست موقعيت و عظمت پيشين را بازيابد ( دايرة‌المعارف تشيع، ذيل «تعزيه‌»، ص 444؛ تقيان‌، ص 48ـ56).

منابع

 1. الاهي‌، محبوبه‌،  تجلي عاشورا در هنر، مشهد، آستان قدس رضوي‌، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي‌، 1377 ش‌.

 2. تقيان‌، لاله‌،  دربارة تئاتر و تعزيه، تهران‌، نشر مركز، 1374 ش‌.

 3. حكمت‌، علي‌اصغر،  ايرانشهر، تهران‌، نشرية شمارة 22 كميسيون ملي يونسكو در ايران‌، 1342 ش‌.

 4.  دايرة‌المعارف فارسي، به سرپرستي غلامحسين مصاحب‌، تهران‌، فرانكلين و اميركبير، 1345ـ1374 ش‌.

 5.  دايرة‌المعارف تشيع، تهران‌، به سرپرستي احمد صدر حاج سيدجوادي و ديگران‌، 1369 ش‌.

 6. عطاري‌، مهسان‌، «تعزيه‌»،  فرهنگنامة ادبي فارسي، تهران‌، سازمان چاپ انتشارات‌، 1376 ش‌.

 7. گلي زواره‌، غلامرضا،  كندوكاوي در تعزيه و تعزيه‌خواني، قم‌، 1379 ش‌.

 8. مسعوديه‌، محمدتقي‌،  موسيقي مذهبي ايران، تهران‌، سروش‌، 1367 ش‌.

 9. معين‌، محمد،  فرهنگ فارسي، تهران‌، اميركبير، 1375 ش‌.

 10. همايوني‌، صادق و محمود صباحي‌، «تعزيه‌»،  دانشنامة جهان اسلام، تهران‌، بنياد دائرة‌المعارف اسلامي‌، ج 7، 1375 ش‌.

 

من به دنبال اسلام حقیقی ام

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،

 حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم،

 حرفت را هم من می زنم

 و تو فقط برای من کف بزن.

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،

 حرفت را هم خودت بزن

 و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده

 و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،

 اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن

تحقیقات جالب یک غیرمسلمان در مورد تاثیرات «الله» بر انسان!

به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:"الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب".
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیراً تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند.
این پژوهشگر غیرمسلمان هلندی می گوید:پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می خوانند. به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می دهد.
وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق می کردم، از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می بردند. من حتی در تحقیقاتم از غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تاثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تاثیری چشمگیر و عجیب بود. این پژوهشگر هلندی همچنین گفت:از نظر پزشکی برایم ثابت شده که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می شود. به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می شود. به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:"الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب".
منبع:نشریه راه موفقیت، شماره 17.

یاران خدا

آنانکه گناه دیگران را نمی بیینند، یاران خدا در زمینند.

                                                                                  گریت ویکتور

دروغگو=فراموشکار

شخصى نزد شريح ادعا كرد كه فلان زير فلان درخت پولى از من گرفته نمى دهد، طرف منكر واقعه شد. شريح به مدعى گفت : برو ده برگ از آن درخت بچين و بياور تا شهادت دهد، و مشغول مرافعات ديگر شد. بعد از مدتى روى به منكر كرده گفت : فلانى به پاى آن درخت رسيده ؟ گفت : نه حكم موافق مدعى داد؛ چون منكر گفته بود من چنين درختى نمى دانم !

پرستش خدا مقدمه ای برای پرهیزکاریست

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

بقره۲۱

ابیانه-امامزاده-فروردین 1391

 

یادجنگ-شهرک سینمایی دفاع مقدس- محمدآمن

دخترمعصوم-ابیانه-لباس های محلی -پریا

کودکان شاد-ابیانه-لباس های محلی -محمدآمن وستاره

ادامه نوشته

پاداش عمل به علم

• پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله •

هر كس به آنچه مى‏داند عمل كند، خداوند دانش آنچه را كه نمى‏داند به او ارزانى مى‏دارد

باقریه

«باقريه»، به گروهي از شيعيان که معتقد به رجعت امام محمدباقرعليه السلام بودند، گفته مي شود. آنان رشته «امامت» را از حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام به نواده او امام محمدبن علي بن الحسين عليه السلام معروف به باقرعليه السلام کشانيده و او را «مهدي منتظر» مي دانستند. از نظر آنان جابربن عبدالله انصاري روايتکرده که رسول خدا به او فرموده است: «همانا تو او را خواهي ديد و چون او را ديدي سلام مرا به وي برسان». جابر آخرين کس، از اصحاب پيغمبرصلي الله عليه وآله بود که در سن پيري و نابينايي در گذشت. وي به دنبال حضرت امام محمدباقرعليه السلام - که در آن وقت کودک بود - در کوچه هاي مدينه مي گشت و مي گفت: «يا باقر! متي القاک»؛ يعني، اي باقر! من کي تو را ديدار خواهم کرد؟ روزي دريکي ازکوچه هاي مدينه، به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود چسبانيد. سر و دستش را بوسيد و گفت: اي فرزند من! جد تو رسول اللَّه به تو سلام مي رساند. گويند: در همان شب پس از ديدار آن حضرت، جابر در گذشت. «باقريه» گويند: از آنجايي که جابر مأمور رسانيدن سلام از طرف جدّش به وي بود، پس آن حضرت «مهدي منتظر» است و البته اين استدلالي بسيار سست و واهي است.

هوش خود را ورزیده سازید

اين كار يك بازي دو سر برد است؛ از هر طرف كه نگاه كنيد براي‌تان سودمند است. فعاليت‌هايي كه در زير به شما معرفي مي‌شود صرفا چند كار تفنني لذت‌بخش براي پركردن اوقات فراغت نيست، بلكه نتايج تعداد زيادي تحقيق در سراسر دنيا نشان داده كه اين فعاليت‌ها تعدادي از بهترين روش‌ها براي تقويت و بهبود عملكرد سلول‌هاي خاكستري هستند. به‌عنوان مثال، در ورزشي مثل ايروبيك تعداد زيادي از سيستم‌هاي مغزي از جمله برنامه‌ريزي، هماهنگي و قضاوت را به كار مي‌گيرد؛ درحالي‌كه تحقيقات نشان داده مديتيشن بخش‌هايي از مغز را كه در ارتباط با يادگيري و حافظه هستند درگير مي‌كند.

- يادگيري نواختن يك ساز/  يادگيري و مطالعه يك زبان خارجي.

- مديتيشن يا حركات كششي ذهن و جسم (يوگا)/ يادگيري و بازي شطرنج.

- ورزش‌هايي مثل ايروبيك يا پيلاتس/ يادگيري يك مهارت پيچيده مثلا نقاشي يا مجسه‌سازي.

- ادامه تحصيل در دانشگاه يا موسسات آموزش عالي/ يادگيري مهارتي مثل شعبده‌بازي.





ذهن‌تان را به هم بريزيد

توان و قدرت ذهني را با سيستم نوروبيك افزايش دهيد. نوروبيك سيستمي از تمرينات ذهني است كه شما را وادار مي‌كند تا حواس خود را به كار گرفته و ذهن خود را در مسيري غيرقابل انتظار تحريك كنيد. چند راه ساده براي اين كار را با هم مرور كنيم؛

- از دست غيرتخصصي خود براي مسواك زدن استفاده كنيد.

- وقتي داريد كارهاي مختلف انجام مي‌دهيد گوش‌هاي‌تان را بپوشانيد.

- به‌مدت يك ساعت قاب عكس‌هاي روي ميز كارتان را سر و ته كنيد.

- با چشم‌هاي بسته سعي كنيد در خانه يا اطراف خانه راه‌تان را پيدا كنيد.





مغزتان را ورزش بدهيد

شايد كمي عجيب باشد ولي مي‌توان مغز را هم مثل عضلات ورزيده كرد اما نكته جالب‌تر اين‌كه ورزش به تنهايي يكي از عوامل بهبود عملكرد مغز محسوب مي‌شود. ورزش باعث توليد پروتئين‌هاي خاصي مي‌شود كه اين پروتئين‌ها عامل تحريك رشد سلول‌هاي مغزي بوده و به نورون‌هاي عصبي كمك مي‌كنند در بهترين شرايط فعاليت كنند. براي دستيابي به اين هدف اين كارها را امتحان كنيد:

- به‌مدت يك ساعت در روز، 3 بار در هفته تمرينات قدرتي(بدنسازي و كار با وزنه) را در دستور كار خود قرار دهيد. نتايج مطالعه‌اي كه در ژورنال علوم پزشكي و ورزش به چاپ رسيده نشان مي‌دهد، ادامه دادن و پيگيري اين تمرينات باعث تقويت و بهبود عملكرد حافظه متناسب با سن و سال شما مي‌شود.

- تمرينات منقطع با شدت بالا(مثلا دوي سرعت 6 ثانيه و بعد 20 ثانيه دويدن آرام) يا تمرينات استقامتي انجام دهيد. اين 2گروه از تمرينات سطح هورمون‌هاي مرتبط با سلامت مغزرا افزايش مي‌دهد. اين تمرينات را به‌مدت 30 دقيقه 2‌بار در هفته انجام دهيد.





بخوريد تا باهوش شويد

حتما شما هم از مادر بزرگ‌تان شنيده‌ايد كه خوردن برخي غذاها باعث باهوش‌تر شدن مي‌شود مثل مويز. در اينجا چند غذاي متفاوت را به شما معرفي مي‌كنيم؛

تخم‌مرغ: اين غذاي استثنايي حاوي كولين است؛ اين ماده غذايي در بهبود عملكرد مغز نقش مهمي دارد.

بلوبري(قره‌قاط): بلوبري غني از ماده‌اي به نام اپيكاتكين است؛ اين ماده باعث افزايش تمركز حواس و جلوگيري از حواس‌پرتي مي‌شود.

ماهي سالمون: ماهي سالمون منبع فوق‌العاده‌اي از اسيدهاي چرب امگا3 است. تحقيقات نشان داده امگا3 براي سلامت و عملكرد صحيح مغز ضروري است.



راه‌هايي هوشمندانه براي باهوش‌ بودن

محققان بخش روان‌پزشكي دانشگاه كاليفرنيا در لس‌آنجلس مطالعه مفصلي روي بحث تقويت ذهن انجام داده‌اند؛ نتايج بخشي از اين تحقيقات را در زير خواهيد ديد؛

  •  خودتان را ويران كنيد
تحقيقات نشان داده فرآيند يادگيري افراد به‌صورت بلوك بلوك است يعني اين‌كه فرد ابتدا در يك زمينه تبحر پيدا كرده و بعد سراغ مرحله بعدي مي‌رود. محققان روش به‌مراتب موثرتري را براي بهبود عملكرد ذهني پيشنهاد مي‌كنند؛ روشي كه به آن بافندگي مي‌گويند. مثلا فرض كنيد شما مي‌خواهيد در ورزش تنيس پيشرفت كنيد پيشنهاد اين است كه به‌جاي اين‌كه يك ساعت وقت صرف كرده تا در سرويس زدن پيشرفت كنيد تركيبي از تمرينات مختلف و متنوع را انجام دهيد مثل سرويس، بك هند و فورهند؛ در چنين شرايطي قدرت يادگيري‌تان افزايش مي‌يابد.
  •  چشم‌انداز خود را تغيير دهيد
مطالعه در محيط‌هاي مختلف به شما كمك مي‌كند تا بعدا راحت‌تر داده‌هاي مطالعه‌ شده را به ياد آوريد به‌عنوان مثال يادداشت‌هاي خود را فقط در دفتر كارتان مرور نكنيد: روي مبل، قبل از خواب، سر ميز صبحانه و داخل اتوبوس و... يا اين‌كه اگر هميشه عصرها مطالعه مي‌كنيد سعي كنيد زمان اين كار را تغيير دهيد.
  •  با فاصله كافي مطالعه كنيد
اگر مي‌خواهيد يك برنامه كامپيوتري ياد بگيريد يا زبان خارجي مطالعه كنيد فاصله منطقي‌اي بين جلسات مطالعه خود در نظر بگيريد تا در جلسات بعدي براي به ياد آوردن ناچار شويد به مغزتان فشار بياوريد. تحقيقات نشان داده هر چقدر براي يادآوري اطلاعات بيشتر به مغزتان فشار بياوريد در جلسه بعدي با فشار و تمركز بيشتري مطالعه خواهيد كرد.

سوم فروردین 91-تولدت مبارک

اینست : دین من...

یا دین از خداست یا از خدا نیست

آن را که از خدا نیست ما را با آن کاری نیست.

اما آنکه ادعا می کند که از جانب خدا آمده یا راستگوست یا دروغگوست...

پس باید دعوی  خود را اثبات کند تا راستی اش ثابت گردد...

واثبات او باید ازجنس کاری خدایی باشد یعنی 1-کاری کند که همه ی آدمیان از انجام آن عاجز باشد2- برای شخص من برهان ودلیل باشد...

بسیاری از افراد را می گویند پیامبربوده اند ومعجزه داشته اند مرا دراین ابتدا با آنان کاری نیست چرا که نه آنان را دیده ام ونه معجزت آنان را

اما دربین همه ی معجزه ها معجزه ی یک پیامبر باقیست که از زمان آوردنش هیچ بشری قادر به آوردن همانند آن نبوده است وآن معجزه هنوز باقیست.

وآن معجزه کتابیست که به 114 بخش به نام سوره درآمده است برخی سوره ها بسیارطولانی اند وبرخی از سوره های آن بسیارکوتاه و درحد یک سطر

و درآن آمده است که اگر درخدایی بودن این کتاب شک دارید یک سوره مانندآن بیاورید.

بیش از 1400سال قمری از آمدن این کتاب می گذرد اما هیچ بشری تاکنون نتوانسته یک سوره  حتی درحدیک  سوره ی یک سطری آن بیاورد که ادبا وزبان شناسان آن را هم سنگ آن سوره بدانند واین کتاب به زبان عربی روشن است ونه نظم وشعراست ونه نثر ودرهیچ یک از اسلوبهای ادبی بشری می گنجد وعجز بشربر آوردن مانند آن برملاشده وخدایی بودن آن اثبات گشته وهرکسی که خواسته چیزی ببافد وآن را هم سنگ حتی کوچکترین سوره قران بداند به استهزای خویش برخاسته وتایید هیچ سخن شناس وادیبی را بدست نیاورده است.اینجاست که من هیچ دلیلی برای نپذیرفتن این کتاب ،بعنوان معجزه وکلام خداوند ندارم...

دراین کتاب  که تنها معجزه ی موجود درجهان می باشد "محمد"صلی الله علیه وآله وسلم  پیامبرخدا وآخرین پیامبر خوانده شده است لذا این کلام که از کتابی خدایی که خدایی بودن آن اثبات گشته برآمده "حجت پذیرش پیامبر" برای ماست.دراین کتاب افراددیگری  از پیامبران گذشته همچون عیسی وموسی وابراهیم ونوح و...برشمرده شده اندکه باید طبق دستور این کتاب به آنان ایمان بیاورم وپاس حرمت آنان بدارم که معلمان زمانه ی خویش وامینان وحی الهی بوده اند. اما دراین کتاب ،تنها دین مورد قبول خدا دین اسلام برشمرده شده است که براساس فطرت وسرشت انسان که درهمه ی انسانها یکیست نال شده است .

لذا: قرآن تنهامعجره وکتاب بدون تردیداز جانب خدا برای انسانهاست

ومحمد ،پیامبرخداست که به تبیین آیات کتاب خدا برخاسته است وحرف او در توضیح آیات ،توضیح  خداست.

محمد،در جایگاههای مختلف به اوصیای خود اشاره نموده است لذا فقط آنچه محمد گفته اوصیای او برشمرده شده ومابقی باطل می باشند.

"محمد" بعداز خود ،"علی بن ابیطالب" را  وصی وجانشین خود دانسته است وبعداز او پسرش "حسن "وبعد از حسن ، "حسین" را وصی او دانسته است.

"علی بن حسین،محمدبن علی،جعفربن محمد،موسی بن جعفر،علی بن موسی،محمدبن علی ،علی بن محمد ،حسن بن علی ومهدی بن حسن " جانشینان بعدی آنان هستندکه "به دستورخدا وبیان محمد" ،جانشینان دواز ده گانه محمدند که یکی بعداز دیگری ولایت خدا وجانشینی محمد را برعهده دارند.

برای آخرین آنان غیبتی طولانی  است که چون خدا اراده نماید ظاهرشود وجهان را پر از عدل ودادسازدوهمه ی ستمگران را ازبین برد وحکومتی برزیرپرچم خداوندپدیدآورد وهمه ی موانع پیشرفت وتکامل بشر برطرف گردد .تاکنون ظهور نکرده وآن حکومت ایجادنگشته وبشر به آن درجه رفع موانع دست نیافته وما از منتظران او وعقیده مندان به او که درود وصلوات خداوند براو با د هستیم و در زمان غیبت او با با انتظار خویش وعقیده مندی به حضرتش دربرابرتمام کافران به وی هستیم  و باگام نهادن در راه اصلاح خویش ،انتظاررویتش وشهادت در راه ورکابش را داریم .انشاء الله...دعایمان کنید تابر این عقیده استوار بمانیم وگوهرحقیقت خویش از کف ننهیم...

 

نوروزمبارک

تنهای همه ی تاریخ

تنهاترازآنی

که تمام اشکهای عالم بتوانند تسکینت دهندیاحسین

پيشنهادهايي براي شروع يك سال بهتر

با همين جمله آلبرت اينشتين كه همه چيز بايد تا حد امكان ساده باشد، اما نه خيلي پيش پا افتاده براي سلامتي روح و جسمتان، اين توصيه‌هاي آخر سالي را جدي بگيريد.

درسال ۹۱

1- هر روز 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي كرده و لبخند بر لب داشته باشيد، زيرا كه لبخند بهترين‌داروي ضدافسردگي است.

2- هر روز 10 دقيقه در سكوت بنشينيد.

3- شبها زودتر بخوابيد و هنگامي كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد جمله زير را كامل كنيد:

امروز هدف من اين است كه...

4- همواره با سه عامل زير زندگي كنيد: انرژي، شوق و ذوق و همدلي .

5 - نسبت به سال گذشته فيلم‌هاي خوب بيشتري تماشا كنيد، بازي‌هاي بيشتري انجام دهيد و كتاب‌هاي بيشتري مطالعه كنيد.

6- فرصت بيشتري براي دعا كردن، با خدا رازونياز كردن، عبادت، تفكر عميق، يوگا و فعاليت‌هايي از اين قبيل اختصاص دهيد، زيرا اين‌گونه فعاليت‌ها سوخت لازم براي زندگي پركار را به شما مي‌رسانند.

7- اوقات بيشتري را با افراد بالاي 70 سال و كمتر از 6 سال بگذرانيد.

8- بيشتر از غذاهاي درختي و گياهي و كمتر از غذاهايي كه به‌طور مصنوعي توليد مي‌شوند، استفاده كنيد.

9- بيشتر چاي سبز و آب بنوشيد. تمشك، ماهي، سبزيجات، بادام و گردو بيشتر مصرف كنيد.

10- سعي كنيد در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانيد.

11- خانه، ماشين و ميزتان را تميز كنيد و اجازه دهيد انرژي تازه در زندگي شما جريان يابد.

12- وقت با ارزشتان را با غيبت كردن، مواردي كه گذشته، افكار منفي يا چيزهايي كه دركنترل‌شما نيستند هدر ندهيد، درعوض انرژي خود را در لحظه مثبت فعلي سرمايه‌گذاري كنيد.

13- توجه داشته باشيد كه زندگي مدرسه است و شما براي يادگيري اين جاهستيد. مسائل بخشي‌از برنامه درسي هستند كه ظاهرمي شوندو به آرامي كنار مي‌روند مانند؛ مسائل يك كلاس درس‌رياضي كه مي‌آيند و مي‌روند، اما درس‌هايي كه شما مي‌آموزيد براي يك عمر باقي مي‌مانند.

14- صبحانه را شاهانه، ناهار را مانند شاهزاده و شام رامانند دانشجويي كه پول چنداني برايش‌باقي نمانده ميل كنيد.

15- بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد كه اين‌ها انرژي‌هاي منفي را دور نگه مي‌دارند.

16- زندگي عادلانه نيست، ولي هنوز خوب است. زندگي كوتاه‌تر از آن است كه صرف نفرت از ديگران شود.

17 - خودتان را زياد جدي نگيريد، ديگران هم نمي‌گيرند.

18- شما مجبور نيستيد در هر بحثي برنده باشيد، موافقت كنيد كه با شما موافق نباشند.

19- باگذشته خود صلح كنيد تا زمان حالتان را بهتر بگذرانيد.

20- زندگي خود را با ديگران مقايسه نكنيد. مطمئن باشيد شما از زندگي آنها تصور درستي نداريد.

21 - شمع روشن كنيد، از ملافه‌هاي زيبا استفاده كنيد، لباس خواب راحت و زيبا بپوشيد و براي‌اوقات خاص آن‌ها را نگاه نداريد.

22 - امروز همان روز خاص است. هيچكس مسوول شادي شما نيست جز خود شما.

23- هر به اصطلاح مشكلي را با اين كلمات كه آيا پس از پنج سال اين واقعه مهم خواهد بود؟تجزيه و تحليل كنيد.

24- هر كس و هر چيز را ببخشيد. آنچه ديگران درباره شما فكرمي كنند به شما مربوط نمي شود.

25 - زمان تقريبا همه‌چيز را شفا مي‌دهد، به زمان فرصت بدهيد.

26 - هر موقعيتي چه خوب و چه بد مي‌گذرد.

27- شغل شما به هنگام بيماري از شما مراقبت نمي‌كند، دوستانتان از شما مراقبت مي‌كنند. پس با دوستانتان در ارتباط باشيد.

28- خودراازقيدوبند چيزهاي بدون استفاده، زشت و غم افزا رهاكنيد.

29- حسرت خوردن هدر دادن وقت است. شما آنچه را كه مورد نيازتان است در اختيار داريد.

30- بهترين چيزها هنوز در راهند.

31- با پدر، مادر و نزديكان خود در تماس باشيد.

32- هر شب قبل از رفتن به رختخواب جملات زير را كامل كنيد:

خدا را به خاطر...شكر مي‌كنم. امروز به اين هدف خود رسيدم كه...

33 - به خاطر داشته باشيد كه شما باارزش‌تر از آن هستيد كه تحت فشارهاي رواني باشيد. اززندگي لذت ببريد و در نظر داشته باشيد كه اين‌جا سرزمين شادي‌هاي كودكانه نيست كه بازي‌ها را سريع انجام داده و بيرون رويد./

البوم بی واژه-محمداصفهانی

دانلود آهنگ های استاد محمد اصفهانی

قطعه "بی واژه" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه، {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پدرام کشتکار شعر از اهورا ایمان (2:14)
 | تعداد دریافت : 12394 | حجم فایل : 2.06 MB |
 
قطعه "معجزه" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه، {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از پوریا حیدری شعر از ترانه مکرم (1:49)
 | تعداد دریافت : 7587 | حجم فایل : 1.67 MB |
 
"غم دوری" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: تویجان و شعر از مرجان محمدی (2:17)
 | تعداد دریافت : 6061 | حجم فایل : 2.1 MB |
 
قطعه "باور نکن" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از علیرضا کهن دیری و شعر از اهورا ایمان (2:26)
| تعداد دریافت : 5406 | حجم فایل : 2.24 MB |
 
"رستگاران" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: آریا عظیمی نژاد و شعر از عبدالجبار کاکایی (1:44)
 تعداد دریافت : 4261 | حجم فایل : 1.6 MB |
 
قطعه "فردای پنهانی" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از تویجان شعر از اعبدالجبار کاکایی (1:35)
| تعداد دریافت : 4355 | حجم فایل : 1.46 MB |
 
"ناجی" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پویا نیک پور و شعر از رویا میرفخرایی (2:30)
 | تعداد دریافت : 5234 | حجم فایل : 2.29 MB |
 
قطعه "غزال" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از آریا عظیم نژاد شعر از علی معلم براساس سروده ای از محسن رضوانی (4:24)
 تعداد دریافت : 3162 | حجم فایل : 4.03 MB |
 
"بی واژه (رمانس)" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پدرام کشتکار و شعر از اهورا ایمان (1:56)
 تعداد دریافت : 2852 | حجم فایل : 1.78 MB |
 
قطعه "خورشید فردا" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از پدرام کشتکار شعر از اهورا ایمان (2:22)
| تعداد دریافت : 3844 | حجم فایل : 2.17 MB |