ظهورصغری شروع شده است...

فرهنگ نیوز: در حالی که برخی از دیرباوران هیچ دورنمای امیدوارکننده ای را برای نزدیکی ظهور نمی بینند بزرگانی مانند علامه حسن زاده آملی با بیاناتی حکیمانه ، آنچنان ظهور را ملموس و در دسترس نشان می دهند که امید و نیروی مضاعفی برای پیمودن اندک فاصله باقیمانده تا آن دوران طلائی در جامعه منتظر ایجاد می نماید ، این بیانات پرمغز و امیدوار کننده که در سال ۸۰ و در جمع برخی از طلاب محقق و مشتاق ظهور ایراد شده است ، از چنان اهمیت بالایی برخوردار است که می طلبد منتظران ظهور بارها و بارها با مطالعه ، پیرامون آن بیندیشند...

« بسم الله الرحمن الرحیم »
اوائل روزهای سال ۱۳۸۰ با جمعی از دوستـــان عازم شهر مقدس قـــم شدیم در ایام حضور در قم با محقق بزرگواری آشنا شدیم که در مورد ظهور و نشانه های آن تحقیقات گسترده ای انجام داده بود و با استدلالهای روائی جالب معتقد بود که ظهور بسیار نزدیک است نکات علمی سخنان ایشان، هر شنونده ای را به تفکر وامیداشت و قضیه فراتر از یک ادعای احساسی و بی بنیان بود تا این که در همان ایام توفیق، یارِ جمع دوستان شد و در صبح یک روز بهاری موفق به حضور در بیت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) شدیم و از نزدیک این دانشمند گرانقدر را زیارت کردیم داستان چگونگی حضور در محضر ایشان و ساعتی که در خدمت معظم له بودیم خود جریانی شیرین و درس آموز است که وقت مستقلی برای بیان میخواهد که در این مقاله مختصر نمی گنجد.
اما آنچه باعث شد آن جلسه برای این حقیر به یاد ماندنی و سرنوشت ساز شود مطرح شدن ماجرای تحقیق برادر محققمان درمورد ماجرای ظهور ونشانه های آن بود آن طلبه فاضل به تفصیل موضوع را برای حضرت علامه شرح دادند و ایشان با ادب و حوصله مثال زدنی به دقت به سخنان ایشان گوش دادند همه دوستان حاضر در جلسه لحظه شماری میکردند تا عکس العمل علامه حسن زاده را در قبال مسائل مطرح شده مشاهده کنند بعد از پایان سخنان برادر بزرگوار، استاد لحظه ای تامل کردند و سپس با خنده شیرین و معنا داری به جمع نگاه کرده و با آن لهجه شیرین فرمودند خلاصه عرائض حضرات این است که میخواهید بفرمایید که ظهور حضرت نزدیک است؟ با تایید دوستان ایشان فرمودند:
اگر بــــگویم ظــــهور اتفـــاق افتـــــاده چه؟
همه جا خوردیم. اصلا انتظار چنین مطلبی را از ایشان نداشتیم همه مات و متحیر این سخن ایشان بودیم و نمیدانستیم چه بگوییم؛
علامه که متوجه تحیر جمع شده بود با بیانی حکیمانه این گونه مطلب را توضیح دادند برای توضیح مطلب باید مثالی بیان شود پرودگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تشریع خلق کرده تا بشر با پی بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمتهایی استفاده کند یکی از این قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تحولات میباشد فی المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند تدریجی است اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی طلوع یا غروب کند در روند حیات اختلال ایجاد میشود و هیچ موجود زنده ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد بود و نظم زندگی به هم می ریزد.
خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تاثیر خورشید بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه ی نظم خود ادامه دهد نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال، اتفاق افتاده است.
علامه بزرگوار در توضیح این مطلب فرمودند :
امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت بطور دفعی و بدون هیچ زمینه ای واقع شود، مسلما جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.
بدین علت حکمت الهی مقتضی تدریجی بودن این اتفاق عظیم است با بررسی تاریخ حیات با برکت حضرت در میابیم که این اتفاق درمورد غیبت حضرت واقع شده است غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقریبا به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود.
غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبــــــری تقسیم میشود مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مردم برای غیبت اصلی و طــــــولانی حضرت بوده است.
همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد بشری که در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگیِ بدون حاکمیت فرهنگ توحیـــــدی-ولایــــــی نشو و نما پیدا کرده ظرفیت تحمل ناگهانی نور وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق میکند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد لذا باید واسطه در این بین وجود داشته باشد بدین معنا که مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت های محدود بوجود آید، که مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند.
سپس آن عارف روشن ضمیر تاملی کرده و با قاطعیت، جملاتی فرمودند که باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفانی از شادی و سرور در دل و جان حضار پدید آید؛
و آن از این قرار بود :
قرائن و شواهد نشان می دهد انقــــلاب اســـلامی و نــــظام مقـــــدس جمهـــــوری اســـــلامی ایران ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم و بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه می باشد.
آنگاه این مژده بزرگ را بیان مثال هایی شرح دادند ایشان فرمودند:
مثلا این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید ، روزی در همین شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف میکردند، میگفتیم الحمد الله معنویت در حوزه پیشرفت کرده ولی اکنون میبینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم که چندین شبانه روز و در سخت ترین شرایط و با کم ترین امکانات در مساجد و حرمها معتکف میشوند و عمده هدف خود را خود سازی برای آمادگی ظهور اعلام میکنند مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم از معارف اهل بیت و ادعیه ایشان اینقدر اطلاع داشتند!؟
در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا میشدند که دعای عرفه سید الشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت میکردند؛ اما اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد ، حرمها و خیابانهای اطراف و رسانه ها بسیج می شوند تا میلیونها انسان اعم از نوجوان و جوان و پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این دعای به این حجم را قرائت می کنند ،
اینها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟
زمانی بر این ملت گذشت که حتی در میان خواص کمتر کسی پیدا میشد که بتواند قرآن را از روی مصحف، به درستی قرائت کند تا چه رسد به درک معانی و معارف قرآن.
اما اکنون میبینیم که درسراسر کشور دهها هزار حافظ و قاری قرآن تربیت شده اند که بدنبال درک حقائق قرآن و عمل به آنها هستند ،
آیا اینها جلوه های ظهور نیست؟
نمـــاز جمـــعه ها، راهپیـــمایی ها، جهـــادها و شهــــادت ها، احیـــاء مهـــدیه ها و جمـــکران، اقـــــبال مردم به دعـــــای ندبــــه و... همه و همه نشان از یک خیزش عظیم و تحولی بی سابقه در تاریخ تشیع و همه جلوه هایی از ظهور صغری است.
ظهـــــور برنــــامه ای، شخصیـــــتی و حقــــوقی حضرت مهـــــــدی موعـــــود(عج) بوده و ظهــور جهانی و اصلی حضرت، ظهـــور شخصی و حقیـــقی ایشــان میباشد هر کس هر کاری میخواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند چون وقتش فرا رسیده و زمینه اش از هر جهت آماده است.
راوی : حجت الاسلام حسین نژاد
منبع: پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی صاحب الزمان عج

پیش بینی امام خمینی"ره"

نجف در گذشته منطقه‏ای تحت تولیت نهاد فرمانداری بود. اما بعد از چندی این منطقه با ارتقای سطح جغرافیایی به یک استان مستقل تبدیل شد و نخستین استاندار خود را شناخت.این تغییر در دورانی روی داد که امام راحل(ره) در این استان اقامت داشتند و هنوز برخوردهای تند بعثی‏ها با روحانیان و حوزه علمیه آغاز نشده بود.نخستین استاندار نجف خدمت چند تن از علمای اعزام رسید و در ادامه به خدمت امام راحل(ره) مشرف شد.بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ملاقات استاندار نجف با ایشان، فرمودند که «این امانت را امروز به دست شما سپرده‏اند و خیلی زود شما آن را به دیگری تحویل می‏دهید». آن فرد از بعثی‏های بسیار تندرو بود؛ از این رو، فرمایشات حضرت امام(ره) برایش بسیار سنگین تمام شد.امازمان چندانی نیز طول نکشید که آن مسئول از جایگاه خود منتقل شد و فردی دیگر به جای وی معارفه شد. به نقل ازحجه الاسلام حسین توکلی

سردار،شهادتت مبارک

شهادت مظلومانه سرداررشیداسلام شهیدحسن شاطری

به دست دژخیمان صهیونیستی

رابه امام زمان علیه السلام ومقام معظم رهبری تسلیت می گویم.

مردم به چه کسی رای می دهند؟

به قلم :فرامرزمیرشکارمبارکه

مردم درانتخابات آینده به کسی رای خواهند دادکه حداقل دوویژگی اصلی داشته باشد:

۱- ولایتمداری:رئیس جمهوری که ولایتمدارنباشدبجز افزایش اختلافات وجنگ قدرت درسطوح بالا کاری نخواهدکرد،لذا مردم فهمیده اندکه رئیس جمهور ولابتمدار ،حداکثرهمگرایی را درکشور جذب خواهد کرد.

۲- برخاسته از توده ی مردم:مردم در۲دوره انتخابات گذشته ثابت کردندکه تا کسی از توده مردم برنخاسته باشدبه او رای نخواهند داد.دیگر دوره نسخه های نخبگان وگروهها واحزاب دربین مردم خریداری نداردوهیچ گروهی حتی باشعارهای اقتصادی واجتماعی نیزشانس رای آوردن ندارد.دراین دوره شاهدپدیده ای جدیدوازبین مردم وباخصوصیت دو دوره قبل اما باعیاریالاواطمینان بخش ولایتمداری خواهیم بود.

دیدگاه روز...

نه دراستیضاح وزیرکاربرکتی بود...

نه درسخنان احمدی نژاد...

ونه درپاسخ لاریجانی...

آری...آنجا که تبعیت ازولایت فقیه نباشددرهیچ چیزی برکت نبست...

مقاله سایت الف خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی

آیت الله هاشمی هفته گذشته در دیدار با برخی فعالان رسانه ای اظهار داشتند که در زمان ما قیمت بنزین را از ۵ تومان به ۳۰ تومان رساندیم و آب و از آب تکان نخورد.

اهمیت این فراموشی تاریخی فقط در ساخت سیاست و ساحت رفتار شبه انتخاباتی آیت الله نمی ماند. نگرانی از محروم ساختن امروزی ها از تجربه اقتصادی-اجتماعی حوادث ناشی از "تشنج عصبی بازار" در ایام موسوم به سازندگی است.

آب از آب تکان خورد. آب از چشم خیلی ها گرفته و آب به جامه بسیاری ریخته شد و آب شرم بر پیشانی خیلی ها نشست و آب از دهان بسیاری رفت. خیلی اتفاقات افتاد و زنجیره ای از این عوامل دست به دست هم داد تا مهمترین سیاست اقتصادی آن دوران که تریبون نمازجمعه تهران برای تبلیغ آن اختصاص یافته بود، نیمه تمام رها شود و سیاست تعدیل اقتصادی به یکباره و با چرخش ۱۸۰ درجه ای به نقطه مقابل خود یعنی تثبت اقتصادی تبدیل شود.

فراموشی آیت الله شاید طبیعی باشد اما عوارض این سخنان شاخدار نگران کننده است. نگرانی از تحریف تاریخ نیست. بسیاری از حوادث آن ایام ثبت شده است. نگرانی از سوء برداشت جوانترها است. "حساب سوخته پیر قدرت و سیاست" مناسب است برای امروزی ها "عبرت خوانی" شود. کسانی که برای مدیحه سرایی درباره بازار آزاد و دموکراسی اقتصادی دهانشان کف می کرد، برای مقابله با اعترضات مردمی باتوم با ارز دولتی وارد می کردند.

سیاهی "افسانه بازار آزاد" و "هذیان گوئی فناتیک های آزاد سازی" هنوز بر چهره اقتصاد مانده است. فرار به کوچه بن بست چه سود دارد؛ انتظار این است که آیت الله چراغ راه باشد.

تورم به آستانه انفجار رسید. ۵۰ درصد گرانی! توان همه بریده بود. رشد قیمت ها طی ۵۰ سال پیش از آن بی سابقه بود. رشد تورم از ۱۰ درصد در سال ۶۹ به بیش از ۴۹ درصد در اواخر زعامت سردار سازندگی رسید. قیمت بازار آزاد ارز طی سالهای ۶۸ تا ۷۳ بیش از ۸۰ درصد افزایش یافت. رشد افسارگسیخته نقدینگی در این سالها و افزایش مداوم بدهی بی سابقه دولت به بانک مرکزی، آینده روشنی را نیز پیش بینی نمی کرد. اطلاعات درست به دست کارشناسان نمی رسید. با منتقدان به کمترین بهانه ای برخورد می شد.

بزرگترها فراموش نکردند سرنوشت آن کارشناس اقتصادی که به دلیل نقد ارزی مرحوم نوربخش احضار و روانه زندان شد. نامه برخی یاران قدیمی آیت الله در نقد عملکرد آن دوران و بعد هم زندانی شدن برخی از آنها هنوز در خاطره ها مانده است. مراجعه به خاطرات مرحوم عزت الله سحابی درباره برخورد با آن نامه توصیه می شود. سردبیر یک روزنامه منتقد ۱۱ ماه حبس کشید تا متوجه شد باید فتیلیه نقد و گلایه را پائین بکشد.

پدیده های کم سابقه از واکنش های دسته جمعی و روندهای فزاینده ناهنجاری های اجتماعی و عصیان های شبه شورشی در مناطق متعدد کشور، دولت را در لاک امنیتی شدیدی فرو برد. تظاهرات گسترده‌ در کوی طلاب مشهد و کشته شدن دست کم ۶ نفر در این درگیری‌ها پاک شدنی نیست. اعتراضات در شهرهای قزوین ،مشهد، اراک، مبارکه، چهاردانگه تهران و... و ماجرای تلخ اسلامشهر که با گرانی کرایه ماشین ها کلید خورد، موضوعی نیست که به سادگی فراموش شود. بدتر از همه برخورد دولت وقت با اعتراضات بود که ساده ترین راه را در سرکوب بی امان مردم می دید. نقلی از داوودي معاون اول رئيس‌جمهور کنونی وجود دارد که مي‌گفت اسنادي وجود دارد كه دولت سازندگی سفارش ابزار سركوب شورش‌ها را به خارج داده بود كه چقدر باتوم و وسايل بياورند كه بتوانند شورش‌ها را سركوب كنند.

گزارش های آن ایام نشان می دهد تلخ ترین ناهنجاری ها و سوء رفتارهای اجتماعی در آن ایام اتفاق افتاد. رسما از سوی مقامات مسوول وقت اعلام شد که در دوره معینی نزدیک به ۴۰۰ هزار کارگر با حکم اخراج در دست، از محل کار خود خارج شده ا ند. جمعیت زیر خط فقر کشور از 17.8 درصد در سال ۱۳۶۸ به ۱۹ درصد در سال ۱۳۷۲ افزایش یافت.

آمار فوت بر اثر خودکشی از ۲۰۶ مورد در سال ۱۳۶۰ به ۳۴۷۲ مورد در سال ۱۳۷۳ رسید. یک گزارش رسمی که در روزنامه سلام آن ایام منتشر شد هشدار می داد که روند رو به صعود خودکشی ها نگران کننده است. رسانه ها از خودسوزی یک پیرزن در آن ایام به سبب مسائل اقتصادی نوشتند . همان گزارش تحقیقاتی منتشر شده نشان می داد که ۶۳ درصد از کسانی که دست به خودکشی زده اند ویژگی مشترکشان بی کاری بوده است.

یک بررسی معنادار در همان ایام نشان می داد که به ازای هر یک درصد افزایش نرخ تورم، سرقت با نرخ ۵.۲۶ در هزار و به ازای هر یک درصد بیکاری سرقت با نرخ ۰.۰۶ در هزار افزایش یافته است. همچنین به ازای هر یک درصد تورم نرخ ارتشا و اختلاس ۸۷.۲ در هزار افزایش داشته است.

البته هر انچه اتفاق افتاد قابل پیش بینی بود. تورم های سرکش در کنار رکود و بیکاری پایه های امنیت عمومی را از هر حیث می لرزاند و شرایط را برای عصیان های عمومی فراهم می سازد. رفتار های پلیسی نیز در این ایام اگر چه ممکن است شرایط را به شکل مسکن وار تحت کنترل بگیرد اما در میان مدت موجب گسست های جدی اجتماعی می شود.

تجریه کشورهای دیگر نیز همین را تائید می کند.یک تحقیق گسترده و منتشر شده در مجله اقتصادی وزارت اقتصاد نشان می دهد که در تجربه کشورهای توسعه نیافته، به واسطه نقش کاهش ارزش پول در بروز تورم های شدید که منجر به بیکاری های گسترده و رکود توام با تورم در دهه ۱۹۸۰ شده است، هفت دولت سرنگون شده اند.در دو مورد که نظام دخالت موثر کرده است دو رئیس جمهور از کار برکنار شدند.

انتظار از ایشان غیر از این بود. خدمات و سازندگی وعمران دوران ریاست و قدرت آیت الله قبال انکار نیست. اما تغییر حقایق، آن هم در شرایطی که بیشترین نیاز را به بازخوانی تلخی های آن روزها داریم ناخواسته خیانت است. انتظار بود آیت الله آستین بالا می زد و دلسوزانه و در مقام یک مسوول با تجربه، حوادث دردآور اجتماعی ناشی از ولنگاری اقتصادی و شیفتگی زائد الوصف به قدرت را برای امروزی ها یادآور می شد.

تورم رکودی آن ایام در اقتصاد نماند و پائین ترین سطح روابط اجتماعی را نیز درگیر خود کرد. تصمیمات خلق الساعه و شوک آلود در روابط کلان اقتصادی خود را به شکل طلاق و تنش های زن و شوهری در خانه نشان می داد. به اسم آزادسازی و هدفمندی، کوپن را از سر سفر مردم برداشتند و سفره ها جمع و خانواده ها متلاشی کردند. اقتصاد به سبک آیت الله برای امروزی ها عبرت است. این روزها خاک کشتی را پای نقاره انتخابات ریختن، دمیدن به آتش اقتصاد و کمک به خاکسترنشینی مردم است. نباید حسب شرایط انتخاباتی، دولت را از درس گرفتن از ان حوادث تاریخی محروم کرد.

چملات تصویری

فرامرزتوضیح نده

تعاریف فرهنگ،دسته بنذی تعریف هاوتعریف چامع تر

تعاریف فرهنگ

وسعت قلمرو موضوع فرهنگ باعث شده است كه بيش از 200 تعريف مختلف از فرهنگ داشته باشيم. محمد روح‌الاميني مي‌نويسد: «هرسكووتيس از حدود 250 تعريف ياد مي‌كند، كروبر بر 300 تعريف اشاره مي‌كند و گاه نيز رقم 400 را براي تعداد تعريف فرهنگ مي‌بينيم.»[1]

داريوش آشوري در كتاب تعريف و مفهوم فرهنگ ضمن بررسي موشكافانة سير تكويني مفهوم فرهنگ، با آوردن نزديك به 100 تعريف اين تعاريف را در گروه های ذیل طبقه‌بندي مي‌كند:

تعريف فرهنگ

گروه الف: تعريف‌هاي وصفگرایانه، كه در آنها بر عناصر سازه‌اي فرهنگ تكيه مي‌شود، از جمله تعاريف:

تايلور (1871): فرهنگ يا تمدن... كليتِ درهم تافته‌اي‌ست شاملِ دانش، دين، هنر، قانون، اخلاقيات، آداب و رسوم، و هرگونه توانايي و عادتي كه آدمي همچون هموَندي (member) از جامعه به دست مي‌آورد.

هيلر (1933): باورها، نظام‌هاي فكري، فنون علمي، راه و روش‌هاي زندگي، رسم‌ها، سنت‌ها و تمامي شيوه‌هاي كردار كه جامعه بدان سازمان مي‌بخشد، فرهنگ ناميده مي‌شود. بنا به اين تعريف، فرهنگ شامل تمامي كرد و كارهايي‌ست كه در جامعه [از روابط] ميان افراد شكل مي‌گيرد و يا از يك گروه اجتماعي آموخته مي‌شود، ولي صورت‌هاي خاصي از رفتار را در برنمي‌گيرد كه زادة سرشت ارثي‌اند.

لووي (1937): فرهنگ مجموعة چيزهايي‌ست كه فرد از جامعة خود فرا مي‌گيرد، يعني باورها، رسم‌ها، سنجه‌هايِ هنري، عادت‌هايِ خورد و خوراك و پيشه‌هايي كه نه از راه كرد و كار خودبنياد او، بلكه به صورت ميراثي از گذشته، از راه آموزش و پرورش رسمي و غيررسمي، به او مي‌رسد.

هرسكوويتس (1948): فرهنگ... اشارت دارد به آن بخش از دستگاه كلي [زندگاني بشري] شامل اشياء مادي ساختة دست بشر، فنون، جهتگيري‌هاي اجتماعي، ديدگاهها و هدف‌هاي تعيين شده‌اي كه عوامل بي‌ميانجي تعيين‌كنندة رفتاراند و در زيركار آن قرار دارند.[2]

گروه ب: تعريف‌هاي تاريخي، كه بر ميراث اجتماعي يا فراداد (سنت‌ فرهنگي = tradition) تكيه دارد، از جمله:

ساپير (1921): فرهنگ، يعني... مجموعة همبسته‌اي از كردارها و باورها كه از راه جامعه به ارث رسيده و بافت زندگي ما را مي‌سازد.

مالينوسكي (1931): اين ميراث اجتماعي مفهومِ اصلي در انسان‌شناسي‌ست كه بيشتر آن را «فرهنگ» مي‌نامند... فرهنگ عبارت است از مهارتها، كارها، فرايندهاي فني، گمان‌ها، عادت‌ها و ارزش‌ها.

مارگريت ميد (1927): فرهنگ به معناي كليت درهم تنيده‌اي‌ست از رفتار فرادادي كه نژادِ بشر پرورانده است و نسل به نسل آموخته مي‌شود. هيچ فرهنگي را به دقت نمي‌توان حدّگذاري كرد. معناي آن مي‌تواند شكل‌هاي رفتار فرادادي خاص يك جامعه، يك گروه از جامعه، يك نژاد، يك حوزه يا دورة خاص باشد.[3]

گروه پ: تعريف‌هاي هنجاري، كه بر قاعده يا راه و روش تكيه دارد، از جمله:

بوگاردوس (1930): فرهنگ مجموعِ راه و رسم‌هاي عمل و انديشة يك گروه اجتماعي در گذشته و حال است، و عبارت است از مجموع فرادادها يا باورها و نيز رسم‌ها و رويه‌هاي رسيده از نسل پيشين.

لينتون (1945): فرهنگ يك جامعه راه و رسمِ زندگي هموَندان آن است، [همچنين] مجموعة گمان‌ها و عادت‌هايي‌ست كه مي‌آموزند و در آنها با يكديگر شريك‌اند و و از نسلي به نسلي فرا مي‌دهند.

بيدني (1946): تعريف جامع و مانع فرهنگ عبارت است از رفتار، احساس، و انديشة آموخته يا پروراندة افراد در يك جامعه؛ همچنين الگوها يا شكل‌هاي آرمان‌هاي عقلي، اجتماعي، و هنري‌‌يي كه جامعه‌هاي بشري در طول تاريخ از خود نمايانده‌اند.[4]

گروه ت: تعريف روان‌شناسانه، با تأكيد بر فرهنگ به مثابة وسيلة سازواري و حل مسائل و تأكيد بر آموختگي، از جمله:

اسمال (1905): «فرهنگ»... عبارت است از تمامي ساز و برگ فني، مكانيكي، مغزي و اخلاقي‌يي كه مردم دوره‌اي خاص با به كار گرفتن آنها به هدف‌هايِ خود مي‌رسند... «فرهنگ» شامل وسايلي‌ست كه آدميان با آنها هدف‌هاي فردي و اجتماعي خود را پيش مي‌برند.

يانگ (1942): فرهنگ تركيبي‌ست از انگاره‌ها، نگره‌ها (attitudes)، عادت‌هاي مشترك و كمابيش يكساني كه در جهت (برآوردن) نيازهاي بازگردنده و هميشگي آدمي پرورانده شده است.

استيووارد (1950): فرهنگ، در كل، به معناي شيوه‌هاي آموختة رفتار است كه به صورت اجتماعي از نسلي به نسلي در درون جامعه‌اي خاص فراداده مي‌شود و مي‌تواند از جامعه‌اي به جامعة ديگر پراكنده شود.[5] (تعريف و مفهوم فرهنگ، ص 59ـ 58 و 62).

گروه ث: تعريف ساختاري، كه بر الگوسازي يا سازمان فرهنگ تأكيد دارد:

آگبرن و نيمكُف (1940):‌ فرهنگ شاملِ نوآوري‌ها يا ويژگيهاي فرهنگي‌يي‌ست كه در يك نظام يكپارچه شده‌اند و اجزاي آن كم و بيش با يكديگر در ارتباط‌اند... فرهنگ شامل ويژگيهايي‌ست، هم مادي و هم غيرمادي، كه برگرد برآوردن نيازهاي اساسي بشري سازمان يافته‌اند و نهادهاي اجتماعي ما را، كه هستة اصلي فرهنگ‌اند، به ما مي‌دهند. نهادهاي يك فرهنگ با بستگي دروني خويش الگويي را پديد مي‌آورند كه براي هر جامعه يكتاست.

كلاكن و كلي (1945):‌ فرهنگ نظامي‌ست از طرحهاي پديدار و ناپديدار براي زندگي كه از تاريخ سرچشمه مي‌گيرد و همه يا هموندان خاصي از يك گروه در آن مشاركت دارند.[6]

گروه ج 1: تعريف تكويني ـ فرهنگ همچون يك فراورده يا ساخته.

فالسم (1928): فرهنگ مجموعة همة چيزهاي ساخته شده است، يعني تمامي دستگاه ابزارها و عادت‌هاي زندگي كه به دست بشر ساخته شده و از نسلي به نسلي فرا داده مي‌شود.

سوروكين (1937): فرهنگ، در گسترده‌ترين معناي كلمه، مجموع چيزهايي‌ست كه با كرد و كار آگاهانه يا ناآگاهانة دو تن يا بيشتر كه با يكديگر سر و كار دارند و رفتارشان هم‌بسته است، آفريده يا دگرگون مي‌شود.

رويتر (1939): اصلاح فرهنگ به معناي مجموع آفرينش‌هاي بشري و برايندهاي سازمان‌يافتة تجربة بشري تاكنون به كار مي‌رود. فرهنگ شامل همة چيزهايي‌ست كه بشر به‌صورت ابزارها، جنگ‌افزارها، سرپناه‌ها، و ديگر كالاهاي مادي و فرايندها ساخته است؛ شامل همة چيزهايي‌ست كه بر بنياد ديدها و بارها، انديشه‌ها و داوري‌ها، به صورت قانون‌ها، نهادها، هنرها و علوم، فلسفه و سازمان اجتماعي ساخته و پرداخته شده است. فرهنگ همچنين شامل همبستگي‌هاي دروني اين عناصر با ديگر جنبه‌هاي‌ زندگي بشري‌ست، بدان‌سان كه آن را از زندگيِ حيواني جدا مي‌كند. هر چيز مادي و غيرمادي كه به دست بشر در جريان زندگي آفريده شده باشد، در مفهوم فرهنگ جاي مي‌گيرد.[7]


گروه ج 2: تعريف تكويني با تأكيد بر ايده‌ها و آرمانها، از جمله‌:

اُسگود (1940): فرهنگ عبارت است از همة ايده‌هاي آفريدة آدميان كه [از راه جمع] به ذهن يك كس رسانده مي‌شود و آن كس از آن آگاه است.

كلاكن و كلي: سرجمع همة ايده‌ها برايِ هرگونه رفتار يكسان.

وايت (1949): مقوله يا ردة فرهنگي پديده‌ها عبارت است از رخدادهايي كه بر توانمندي‌هاي خاص نوع بشر تكيه دارد، يعني توانايي كاربرد نمادها.

اين رخدادها عبارت‌اند از ايده‌ها، باورها، زبان‌ها، ابزارها، آلت‌ها، عاطفه‌ها و نهادهايي كه، گذشته از زمان و مكان يا ميزان توسعه، تمدن هر ملتي را مي‌سازند يا، به اصطلاح انسان‌شناسي، فرهنگ آن را.[8]

داگلاس آليور، استاد كرسي مردم‌شناسي دانشگاه هاروارد، شگفتي خود را از اين همه تنوع و تفاوت «فرهنگ» چنين بيان مي‌كند: «فرهنگ شخص‌ترين واژة مردم‌شناسي است، به اين ترتيب چه گيج‌كننده است كه چنين واژه‌اي تا اين اندازه دچار ابهام بوده و بر سر مفهوم آن اختلاف نظر باشد».[9]

منظور از آوردن تعاريف و مفاهيم فرهنگ با اين تفصيل، دست يافتن به يك نگاه جامع‌نگر و يك تعريف به نسبت پذيرفته‌تر است. برخي از فرهنگ‌پژوهان ايراني از جمله جلال ستاري تعاريف جامعي ارائه داده‌اند:

فرهنگ مجموعة كوشش‌هاي آدمي است، پشت اندرپشت، براي تعالي انسان؛ و از اين‌رو نه وسيله‌اي‌ست براي گذران اوقات فراغت به نحوي خوش، و نه مفر و راه گريز از زندگي روزانه با همة ملال‌ها و سختي‌هاي شكيب‌آزماي آن؛ بلكه فرهنگ نحوة رابطة انسان با زندگي و مرگ است، يعني مجموعة روابط انسان با جهان، محيط‌زيست، طبيعت، ماوراء طبيعت، اجتماع، خانواده، هنر، علم،‌ زيبايي و سرانجام با خويشتن خويش است.[10]

از مجموع همة تعريف‌هاي فرهنگ، مردم‌شناسان تعريف ادوارد تايلور را جامع‌تر دانسته‌اند و به همين دليل امروز شناخته شده‌ترين تعريف فرهنگ از تايلور است. در تعريف تايلور سه نكتة مهم وجود دارد: اول آنكه منظور تايلور از مجموعة پيچيده‌، يك سلسله فعاليتهاي درهم ادغام شده است. همة اجزاي يك فرهنگ همانند پيچ و مهره‌هاي يك ماشين لازم و ملزوم يكديگرند و كار يكديگر را تأييد و تقويت مي‌كنند. رسوم مذهبي، اخلاقيات، هنر، آشپزي، خياطي و رفتارهاي اجتماعي، هر يك مجموعه را كامل مي‌كنند. ديگر آنكه فرهنگ اكتسابي است. يعني همة خصوصيات ذكر شده، از جامعه فراگرفته مي‌شود و نوزاد با آنها به دنيا نمي‌آيد، و نكتة سوم در تعريف تايلور آن است كه «فرهنگ» مشترك و مورد استفادة همگان است و در درون يك گروه آموخته مي‌شود، پس يك پديدة گروهي است.[

سازوکاررصدقرهنگی پاسخگوی چه سئوالاتی بایدباشد؟

سازوکاررصدقرهنگی پاسخگوی چه سئوالاتی بایدباشد؟

طراحی سئوالات: فرامرزمیرشکاربه سفارش قرارگاه فرهنگ استانداری اصفهان

1- شاخص های کلان راهبردی و ابعاد و مؤلفه های عملیاتی آن کدامند؟

2- اولویت رصد شاخص های کلان فرهنگی و ابعاد و مؤلفه های عملیاتی آن چیست؟

3- پیشینه های رصدچیست؟

4- رصد هر شاخص توسط چه راصدی انجام می پذیرد؟

5- شیوه های رصد هر شاخص چیست؟

6- چگونه صحت اطلاعات راصدین مورد ارزیابی قرار می گیرد؟

7- تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافت شده از رصد چیست؟

8- شیوه ی تدوین اطلاعات به دست آمده در حوزه رصد و نحوه ی دسترسی سریع به آن چیست؟

9- پیشنهادات رصد برای مداخله مؤثر در ارتقاء شاخص ها چیست؟

۱۰-پی آمد مداخلات مؤثر چیست؟

دیدگاه

  • ازدواج قبل از آنکه منتظرزیرساخت ها باشدخود زیرساخت بسیاری از مسائل اقتصادی و فرهنگی واجتماعی است.

شجاعت ومواسات امام خمینی"ره"

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این راستا می فرماید:

من اتقی الله اهاب الله منه کل شی ء ، و من لم یتق الله اهابه الله من کل شی ء.هر که از خدا بترسد ، خداوند همه چیز را از او هراسان کند و هر که از خدانترسد ، خداوند او را از همه چیز هراسان سازد.(5)

امام خمینی ، در سراسر زندگی خویش لحظه ای از یاد خدا غافل نشد و از تنها کسی که می ترسید خدا بود از این رو توانست با شجاعت تمام در برابر شاه ستمگر قد علم کند و انقلاب اسلام را به پیروزی برساند .

مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی در پاسخ این سوال که :«در شرایط بمباران حضور امام در آرامش دادن به خانواده چگونه بود ؟»این چنین می گوید :

این را بگویم که خانواده ما به آن صورت نیست که اگر بمبی به جایی بخورد یا اتفاقی بیفتد ،همه شروع به لرزیدن کنیم . از عکس ها هم پیداست که ما هم مثل دیگران فقط به شیشه ها نوار چسب زده بودیم و کار دیگری نکرده بودیم .

یک روز که تهران داشت بمباران می شد مادرم با خونسردی وارد اتاق شد . پتویی که روی تخت بود کج بود . گفت : « احمد ! گوشه پتو را بگیر تا آن را صاف کنیم . » ضد هوایی هم داشت کار می کرد . امام خنده شان گرفته بود . یعنی آن طور هم نبود که امام برای هر بمب صحبت کنند تا همه آرام شوند .

در روز های اول جنگ از تیم مهندسی ستاد مشترک ،شخصی به جماران آمد و یک محل ضد بمب برای امام درست کرد . وقتی که آن جا را می ساختند ، امام گفتند : من به آن جا نمی روم .

ظرف چهار یا پنج ماه آن محل درست شد . اتاقی بود به شکل حرف « L» انگلیسی و به اندازه ی پنج متر در چهار متر . امام تا آخر هم درون آن پناهگاه نرفتند . حتی من یک مرتبه به امام گفتم : « شما بیایید و دست کم این جا را ببینید . » امام گفتند :

از همین بیرون پیداست و از بیرون دارم می بینم ساختمان چیست .

باز یک روز بعد از ظهر ، حدود هفت الی هشت موشک به اطراف جماران اصابت کرد . من خدمت امام رفتم و عرض کردم : « اگر یک مرتبه یکی از موشک های ما به کاخ صدام بخورد و صدام طوری بشود ، ما چه قدر خوش حال می شویم ؟ اگر موشکی به نزدیکی های این جا بخورد و سقف پایین بیاید و شما طوری بشوید چه ؟ » امام در پاسخ گفتند :

والله من بین خودم و آن سپاهی که در سه راه بیت است ، هیچ امتیازی و فرقی قائل نیستم . والله اگر من کشته شوم یا او کشته شود ، برای من فرقی نمی کند .

گفتم : « ما که می دانیم شما این گونه اید . اما برای مردم فرق می کند . » امام فرمودند : نه ، مردم باید بدانند اگر من به جایی بروم که بمب ، پاسداران اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد ، من دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد .

من زمانی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگی ام مثل زندگی مردم باشد . اگر مردم یا پاسداران یا کسانی که در این محل هستند یک طوری شان بشود ، بگذار به بنده هم بشود تا مردم بفهمند همه در کنار هم هستیم .

گفتم : « پس شما تا کی می خواهید این جا بنشینید ؟ » به پیشانی مبارکشان اشاره کردند و فرمودند : تا زمانی که موشک به این جا بخورد .

دعای رفع گرفتاری

علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟

در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:

« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »

دعا

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »