فنگ شويي به زبان ساده

تهيه و تنظيم: پريسا جوان
ترجمه: «محمد صادق شريعتي»
 

«فنگ شويي»، هنر ايجاد تعادل و توازن بين انرژي هاي شخص و مکان است. «فنگ شويي» به شما نشان مي دهد که وقتي در آرايش وسايل و اثاثيه ي خانه يا محل کارتان تغييراتي مي دهيد، اين تغييرات بر حرکت انرژي در آن محل تأثير گذاشته و سبب تغييراتي در ثروت، سلامتي، شادي و آرامش دروني تان خواهد شد؛ در واقع، واکنشي است از ضمير ناخودآگاه ما نسبت به محيط پيرامون خود. براي اين که در محيط منزل، چنين احساس شادي به شما دست بدهد، کافي ست به موارد زير توجه نماييد:
- مبلمان دراز و راحت و نرم، زمختي کف سنگي را خنثي مي کند.
- با دور ريختن اشياء و وسايل اضافي، براي حرکت انرژي، فضا ايجاد مي کنيد و امکان جذب انرژي هاي جديد را به سمت خودتان بيش تر فراهم مي سازيد.
- راهرو خانه به دليل اين که در موقع ورود، نخستين تأثير را ايجاد مي کند، مهم است و نبايد درهم ريخته باشد؛ دسته اي از گل يا رنگ هاي روشن، سبب عبور جريان انرژي به درون خانه مي شود.
- يک تابلوي نقاشي با عمق زياد، (براي نمونه جاده اي دراز که در طرفين آن درختان فراواني وجود دارد) انرژي و توجه شما را به خود جلب کرده و از گسترش فضاي منفي جلوگيري خواهد کرد.
- بلورها مي توانند انرژي ها و نورهايي که از بيرون مي آيند را گسترش دهند؛ با آويزان کردن يک بلور کوچک گرد در جلوي پنجره اي که نزديک فضاي منفي ست، موجب کاهش اثر آن فضاي منفي خواهيد شد.
- با قرار دادن آکواريم و يا وسيله اي که در آن آب جريان پيدا کند در قسمت شمال درب راهرو فضاي مجاور آن، انرژي را تقويت کنيد.
- تميز نگه داشتن مرکز خانه، به جريان آزاد انرژي کمک مي کند؛ بنابراين مرکز هر اتاق را خالي کنيد.
- اقدام به پاکسازي کنيد؛ نگه داري اشياء بي مصرف قديمي، مي تواند نشانه ي ناتواني يا بي ميلي در حرکت رو به جلو باشد.
ورودي ها و راهروها:
دقت کنيد که روشنايي هاي حياط يا ورودي هاي آپارتمان، به خوبي نصب شده باشد.
- زنگ در خوب کار کند و در به راحتي و به طور کامل باز شود.
- لامپ هاي سوخته را به سرعت عوض کنيد.
- آويز در با صدايي که ايجاد مي کند، به مشخص کردن مرز درون و بيرون خانه کمک کرده و جريان انرژي را متعادل مي سازد؛ پس انتخاب دقيق و آويز مهم است؛ اين که صداي آن همراه با ورود انرژي ، چگونه طنين مي اندازد، مهم تر از ظاهر آن است.
- در راهرو، حالتي ايجاد کنيد که نشانه ي بقيه ي قسمت هاي خانه باشد.
- از آينه، روشنايي، آثار هنري و گل استفاده کنيد تا از انرژي استقبال نموده و بازتاب مهمان نوازي شما باشد.
- کفش ها را در راهرو بگذاريد تا انرژي دنياي بيرون را از مأمن خود دور نگه داريد.

فنگ شويي به زبان ساده (1)

نشيمن:
شکل هاي مختلف، انرژي هاي مختلف دارند که هر کدام، بر يک موضوع تأثير مي گذارند:
- منحني ها به خلاقيت مربوط مي شوند، در حالي که مربع ها نشانه ي سازمان و تفکر منطقي هستند. سعي کنيد با هر دو شکل، فضاي اتاق را متعادل کنيد هر چه شکل ها نرم تر و روان تر باشند، اتاق نيز راحت تر خواهد بود؛ در صورت امکان، لوازمي را انتخاب کنيد که لبه ها و گوشه هاي گرد دارند.
- توجه کنيد آينه اي که در قسمتي از خانه تان قرار داده ايد، چه چيزي را بازتاب مي دهد؛ در صورتي که اتاق شما انباشته باشد، آينه سردرگمي را گسترش داده و به هم ريختگي را به طور چشم گيري دو برابر خواهد کرد.
- سعي کنيد تلويزيون را در جايي بگذاريد که کم تر مورد توجه قرار گيرد، وگرنه توجه شما را جلب کرده و بيش از حد، سرگرم آن خواهيد شد. اجازه ندهيد تلويزيون بر اتاق مسلط باشد. مبل هاي مرتب و چيده ي شده ي رو به تلويزيون ، اجازه مي دهد تا تلويزيون بر اتاق، غالب شده و ارتباطات خانوادگي را دشوار ساخته يا به حداقل برساند.
- وسايل خانه را طوري کنار هم قرار دهيد که انرژي به آساني در اتاق جريان يابد؛ از انباشتگي و گذاشتن ميزهاي زياد پرهيز کنيد.
گل هاي تازه، انرژي را تازه مي کنند؛ از آن ها استفاده نماييد.
آشپزخانه و ناهار خوري:
- وسايل آشپزخانه را مدام تميز کنيد؛ مرتب بودن آشپزخانه ، نه تنها موجب آرامش آشپز مي شود، بلکه به او ايده مي دهد تا غذاهاي خوشمزه اي درست کند.
- توجه کنيد چاقوهاي تيز در معرض ديد نباشد.
- ميز وصندلي غذاخوري چوبي به نوع شيشه اي ، فلزي يا سنگي ترجيح دارد.
- وسايل مدرن فلزي و براق آشپزخانه اگر چه تميز و درخشان به نظر مي رسند اما روي نحوه ي غذا خوردن، اثر استرس زايي دارند.
- سعي کنيد ميز غذاخوري را در يک معبر پررفت و آمد قرار ندهيد؛ چرا که هضم غذا را دشوار مي سازد.
- شمع، فضايي آرام به وجود مي آورد که براي هضم غذا مناسب است؛ بهتر است از آن استفاده شود.
منبع: «فنگ شويي به زبان ساده» «جينا لازنبي»

پارادایم نوظهور مهارت حل مسأله

" آرزو نکن کارها آسان تر باشد، آرزو کن تو بهتر باشی. "

همه انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی خود با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شوند. در واقع زندگی چیزی جز روند پیاپی مواجه شدن با مسائل و مشکلات و تلاش برای حل و فصل آن ها نیست. بنابراین وجود مشکل در زندگی امری طبیعی است و ما خواه ناخواه با مشکلات متعددی در زندگی خود مواجه می شویم. بنابراین بجای اینکه منفعلانه عمل کرده و آرزو کنیم ای کاش هیچ مشکلی در زندگی ما پیش نیاید، بهتر است یاد بگیریم که چطور مشکلات خود را مبتکرانه حل کنیم.

 

اگر مسائل مهم زندگی حل نشده باقی بمانند، استرس، ترس و نگرانی  ایجاد می کنند که در نهایت به فشارهای جسمانی منجر می شوند. توانایی حل مساله و تصمیم گیری ما را قادر می سازد تا بطور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کنیم. گام هایی که در حل مسأله باید پیمود:

1. ابتدا بايد (مسأله) را با دقت تعريف کرد.

2. راه حل‌هاي متفاوت را در کنار هم قرار داد.

3. راه حل مناسب را از ميان راه‌حل‌هاي ممکن انتخاب کرد.

4. راه حل را مورد بازبینی و اجرا گذاشت.

ممکن است بپرسید که ضعف در توانایی حل مسأله و تصمیم گیری چه مشکلاتی ایجاد می کند؟ واقعیت آن است که تحقیقات بیشماری در سطح جهان نشان می دهد که ناتوانی در مهارت حل مسئله و تصمیم گیری با مشکلات و مسائل مهم بهداشتی و اجتماعی مرتبط است. برخی از این مسائل عبارتند از: خودکشی، اعتیاد، بی بندوباری، ابتلاء به بیماری و بزهکاری. حجم وسیعی از تحقیقات نشان می دهد که هرچه فرد توانایی بیشتری در مهارت حل مسأله و در نهایت تصمیم گیری داشته باشد، به همان اندازه در زندگی خود موفق تر و سالم تر خواهد بود.

آموزش حل مسأله به کودکان

تعامل والدین و معلمان در آموزش حل مسأله به کودکان
کودکان کم سن اغلب در مقابل مشکلات خود، با شیوه هایی ناکارآمد واکنش نشان می دهند: بعضی گریه می کنند، کج خلقی می کنند و داد می زنند، بعضی کتک می زنند، گاز می گیرند و وسایل اطراف را می شکنند و برخی نیز به والدین و معلمان خود دروغ می گویند یا خبرچینی می کنند. این گونه پاسخ ها کمک چندانی به یافتن راه حلی مناسب برای مشکلشان نمی کند. در واقع مشکلی به مشکلات قبلی اضافه می کند.

اما مطالعات نشان داده اند، کودکانی که از این شیوه های نامناسب، استفاده می کنند یا شیوه های مناسب تر حل مسأله به آن ها آموزش داده نشده است، یا از پاسخ های والدین، معلمان و یا سایر کودکان حتی وقتی عمدی نیست، تأثیر می پذیرند و این پاسخ ها باعث تقویت شیوه های نامناسب برخورد آن ها می شود. در واقع وظیفه معلم و والدین، آماده کردن کودکان امروز برای تبدیل شدن شهروندانی مسؤول است؛ به گونه ای که بتوانند، به ویژه هنگامی که تحت فشار روانی هستند، تصمیم های سنجیده اتخاذ کنند و با دقت و حساسیت، از عهده برطرف کردن اختلافات میان خود و دیگران برآیند. آموزش این مهارت ها در سال های اولیه زندگی می تواند از آن ها در مقابل هجوم مشکلات رفتاری، مانند: مصرف مواد مخدر، ترک تحصیل، خودکشی و غیره در سال های آتی حفاظت کند.

 

 آموزش گام های حل مسأله از طریق انواع بازی و ایجاد موقعیت های فرضی

محققان، روند حل مسأله برای کودکان را به حداقل 6 مرحله تقسیم می کنند:

1- مشکل من چیست؟توصیف مشکل و احساسات درگیر آن.

2- راه حل چیست؟ راه حل های دیگر کدامند؟ گره گشایی گروهی.

3- پیامدهای این راه حل چیست؟ پس از آن چه اتفاقی می افتد؟

 4- بهترین راه حل یا گزینه کدام است؟ (ارزیابی پیامدهای اتخاذ یک راه حل با توجه به معیارهای امنیت، عدالت و احساس های خوشایند و انتخاب یک راه حل مناسب).

5- آیا از برنامه ام پیروی می کنم؟ (اجرا)

6- نتیجه کار چه طور بود؟ (ارزیابی نتیجه و تقویت تلاش ها)

 

مشکل چیست؟ چه طور متوجه شوم مشکلی دارم؟

یک روش سرگرم کننده برای آغاز بحث " حل مسأله " با دانش آموزان این است که از آن ها بخواهید، نقش کارآگاهی را بازی کنند که سعی در حل مسأله دارد. برای انجام مباحثه، آن ها را تشویق کنید، کلاههای کارآگاهی خیالی خود را بر سر بگذارند. سپس سناریوهایی از مشکلات فرضی را در اختیار آن ها بگذارید تا آن را حل کنند.

 گام نخست برای کمک به کودکان در کشف مشکلشان، توجه به احساسات خودشان است. اگر احساس ناخوشایندی دارند (مثلاً غمگین، خشمگین، و یا مضطربند)، نشانه بسیار مهمی از وجود یک مشکل است که باید حل شود. آن ها را تشویق کنید، به تنها راهی که بدنشان وجود یک ناراحتی را به آن ها اعلام می دارد، یعنی به ردپای احساساتشان توجه کنند. این نشانه، برای برخی به صورت مشت های گره شده و دست های عرق کرده، برای بعضی به صورت دل درد، برای برخی دیگر به صورت تپش قلب و غیره خود را نشان می دهد. زمانی که دانش آموزان احساس خود را شناسایی و نامگذاری کردند، آن گاه شما می توانید در توصیف دقیق مشکل به آن ها کمک کنید. برای مثال او می تواند مشکل خود را این گونه توصیف کند: " من خشمگین هستم، زیرا بچه های کلاس توپ فوتبال را به من نمی دهند. "

 جنبه دیگر روند توصیف مشکل، تشویق دانش آموز به در نظر گرفتن احساس دیگران در همان موقعیت است. مثلاً  بپرسید: " فکر می کنی پسری که توپ فوتبال را در اختیار گرفته است، چه احساسی دارد؟ " زمانی که کودکان بتوانند دامنه ای از احساسات خود را نامگذاری کنند، می توانند به جای واکنش نشان دادن و یا مغلوب شدن توسط آن، احساس خود را شرح دهند و آن را کنترل کنند.

 

 مشکل گشایی گروهی

پس از مشخص شدن مشکل، گام بعدی آن است که از دانش آموزان بخواهید، برای حل مشکل تا جایی که می توانند راه حل ها، انتخاب ها و گزینه های متفاوت ارائه دهند. روش مشکل گشایی گروهی، به دانش آموزان تفکر انعطاف پذیر را آموزش می دهد. به علاوه، باعث ایجاد نگرشی می شود که مشوق آن ها در توجه به این نکته است در اغلب موارد، بیش از یک راه حل معقول برای هر مشکل وجود دارد.

از انتقاد، تمسخر و یا تصحیح نظرات دانش آموزانتان هر چند که احمقانه به نظر برسند، بپرهیزید. در عوض تفکر خلاق را تشویق کنید و بکوشید خودتان نیز سرمشقی در ارائه راه حل های خلاقانه باشید. حتما آن ها را به خاطر تلاششان در حل مسائل تحسین کنید. اگر دانش آموزان در یافتن راه حل دچار مشکل شدند، شما نیز می توانید نظرات خود را پیشنهاد کنید. گاهی در مورد بچه های بزرگ تر مدرسه می توانید، برای کمک به یافتن راه حل، هدف نهایی آن ها را بپرسید. مثلا بپرسید: " دوست داری چه اتفاقی بیفتد؟ پایان ماجرا را آن چنانکه می خواهی در ذهنت تجسم کن."

برای لذت بخش تر شدن روند حل مسأله می توانید، در مراحل 1 و 2 از این بازی ها استفاده کنید.

 

 بازی با کارت های " فرض کن ..."

در این بازی دانش آموز از داخل پوشه یک کارت حاوی جملاتی که با " فرض کن... " آغاز می شود و در آن تصویر و توصیفی از مشکل مطرح شده است، برمی دارد. دانش آموز کارت را می خواند و کلاس سعی در ارائه راه حل های ممکن می کند. این کارت ها را می توان با استفاده از مسائلی که هر روز در مدرسه اتفاق می افتد، تهیه کرد. مثلاً :

-  فرض کن یک بچه خیلی کوچک تر تو را می زند، تو چه کار می کنی؟

-  فرض کن می خواهی دوست جدیدی پیدا کنی، چه کار می کنی؟

زمانی که دانش آموزان راه حل های ممکن برای کارت را ارائه کردند، می توانید از آن ها بخواهید راه حل های پیشنهادی خود را بازی یا نقش گذاری کنند. مثلاً اگر دانش آموزی " بی اعتنایی " کردن را راه حل احتمالی این مشکل می داند که دانش آموز دیگری حاضر نیست توپ فوتبال را به او بدهد، از او بخواهید به شما نشان دهد، چگونه این کار را انجام می دهد. دانش آموزان شرکت در این نمایش ها را دوست دارند و بازی کردن نقش ها به آن ها کمک می کند تا دقیقاً رفتارهایی را که در اجرای یک راه حل به کار می روند، ببینند و مهارت های مناسب را تمرین کنند.

گاهی معلمان در ابتدای کار تمایل چندانی به بازی کردن نقشها نشان نمی دهند، اما به زودی متوجه خواهند شد که این جلسات تمرین پرورش مهارت، در یادگیری و بهره بردن از رفتارهای درگیر در حل مسأله، بسیار مهم تر از مباحثات نظری است که رفتارهای مناسب در آن به طور واضح مشخص نمی شود.

 

استفاده از عروسک در نقش گذاری

بچه های کم سن، نمایش عروسکی را دوست دارند و شما می توانید، با استفاده از آن، بچه ها را بیش تر درگیر کنید و به مباحث شور و نشاط بیش تری ببخشید. ما پیشنهاد می کنیم از عروسک های بزرگ، در اندازه های واقعی و ترجیحاً با دهان متحرک استفاده کنید.

آن ها را طبق برنامه منظمی به کلاس بیاورید تا در مورد حل مسائل خاص از دانش آموزان در خواست کمک کنند.

 پاس دادن کلاه کارآگاه

موقعیت هایی از مشکلات فرضی و یا پرسش هایی را روی قطعات کوچک کاغذ بنویسید و روی کلاه شرلوک هلمز نصب کنید. از بچه ها بخواهید، به صورت دایره وار بنشینند و در حالی که آهنگی پخش می شود، کلاه را به نوبت در طول دایره دست به دست کنند. زمانی که آهنگ متوقف شد، کلاه در دست هر کس بود، باید یکی از کاغذها را بردارد و به سؤال آن پاسخ دهد. اگر نتوانست می تواند از دوستی کمک بگیرد. عروسک و معلم نیز می توانند در بازی شرکت کنند.

 

بهترین راه کدام است؟ پیامدهای این راه حل چیست؟

گام بعدی پس از مطرح شدن راه حل های گوناگون و انتخاب های احتمالی، توجه به نتایج اجرای یک راه حل معین است. مثلاً اگر دانش آموزی برای پس گرفتن توپ فوتبال راه حل " قاپیدن " و یا " زدن " را پیشنهاد کند، شما با پرسیدن سؤالی می توانید او را متوجه عواقب احتمالی آن کنید. مثلاً بپرسید: " تصور کن بعد از این که توپ را از دست دوستت قاپیدی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ "

 ممکن است دانش آموز چیزهایی از قبیل از دست دادن یک دوست، دچار مشکل شدن با معلم و یا دعوا کردن را مجسم کند. این گفت و گوها باید به شیوه ای غیر انتقادی صورت بگیرد؛ حتی اگر راه حل پیشنهادی دانش آموز نامناسب باشد. اگر او احساس کند، به خاطر ارائه راه حل مورد انتقاد قرار گرفته، ممکن است در آینده از اظهار نظر خودداری کند.

سپس از دانش آموز بخواهید، پیامدهای احتمالی راه حل متفاوتی را تجسم کند. مثلاً مؤدبانه از دوستش خواهش کند و یا پیشنهاد استفاده مشترک از توپ را بدهد. دوستش ممکن است این درخواست را رد کند یا به او بی اعتنایی کند. البته شاید هم این دانش آموز در گرفتن توپ فوتبال موفق شود. اغلب کودکان از این که کارها مطابق نقشه شان پیش نرود، متعجب یا ناراحت می شوند. در صورتی که معلم به دانش آموز کمک کند که لحظه ای صبر کند و نتایج متعدد احتمالی یک راه حل معین را پیش بینی کند، می تواند از بروز بخشی از این ناراحتی ها جلوگیری کند.

 

 بهترین راه یا گزینه کدام است؟

پس از بررسی پیامدهای احتمالی راه حل های گوناگون، گام بعدی کمک به دانش آموز در انتخاب یکی از راه حل های موجود است. در این مرحله، دانش آموزان باید از خود سه سؤال بپرسند:

1- آیا این راه حل بی خطر است؟

2- آیا عادلانه است؟

3- آیا باعث به وجود آمدن احساس های خوشایند می شود؟

 اگر راه حل پیشنهادی هر سه معیار را رعایت می کرد، دانش آموزان را تشویق کنید آن را در یک جلسه تمرین نقش گذاری، اجرا کنند. بسیار مهم است که آن ها متوجه شوند، هر انتخاب خوبی لزوماً موفقیت آمیز نخواهد بود. باید یاد بگیرند، اگر اولین راه حل مناسب نتیجه نداد، انتخاب مناسب دیگری بکنند.

 

 اجرای مهارت های حل مسأله

در این مرحله دانش آموزان باید شرایطی را که در آن می توانند از راه حل های توافق شده استفاده کنند، در نظر داشته باشند. اگر در طول روز معلم با یک مشکل واقعی مشابه روبه رو شد، می تواند به دانش آموزان در استفاده از آن راه حل برای حل مسأله کمک کند. مثلاً پس از انجام مباحثات حل مسأله، یکی از دانش آموزانتان گریه کنان نزد شما می آید، زیرا از بازی اخراج شده است. شما می توانید با استفاده از گام های ذکر شده در حل مسأله پاسخ را بیابید. یا این که ممکن است، وسوسه شوید و راه حل را به دانش آموز بگویید. مؤثرتر آن است که به او کمک کنید، خودش درباره راه حل مسأله فکر کند.

 گاهی بچه ها به قدری عصبانی یا ناراحت می شوند که نمی توانند به درستی فکر کنند. ممکن است بتوانید آن ها را از طریق گفت و گو آرام کنید و یا برای مدت کوتاهی، صبر کنید تا آرامش پیدا کنند. زمانی که دانش آموزان گام های حل مسأله را آموختند و در موقعیت های فرضی آن را تمرین کردند، آن گاه آمادگی خواهند داشت که مشکلات شخصی خود را نیز به بحث بگذارند. به جای مطرح کردن مشکلات فرضی، این بار معلم می تواند بحث را با این پرسش آغاز کند: " آیا امروز کسی با مشکلات برخورد کرده که برای حل آن به کمک احتیاج داشته باشند؟ "

طولی نخواهد کشید که دانش آموزان انتظار رسیدن زمان این گفت و گوها را خواهند کشید، زیرا می دانند می توانند مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارند و برای حل آن ها راهی بیابند.

 

ارزیابی نتیجه

چند بار تا کنون از خودتان یا والدین یکی از دانش آموزانتان شنیده اید که: " فرزندم مدام یک اشتباه را تکرار می کند. به نظر می رسد از تجربیات خود درس نمی گیرد و یا به یاد نمی آورد، دفعات پیش چه اتفاقی برایش افتاد. "

علت آن است که بعضی بچه ها فاقد مهارت استفاده از گذشته برای آگاه شدن از آینده هستند. آن ها نمی دانند، چگونه تجربیات گذشته خود را به یاد آورند و یا از تجربیات در اتفاقات زمان حال بهره ببرند. اهمیت گام ششم به همین دلیل است، زیرا به دانش آموزان نحوه ارزیابی میزان موفقیت های گذشته شان در حل مسائل ( چه مسائل فرضی و چه واقعی –( و نیز استفاده یا عدم استفاده از آن روش را در آینده آموزش می دهد.

 شما می توانید با پرسیدن همان سه سؤال مطرح شده در مرحله " انتخاب راه حل مناسب "، در ارزیابی راه حل و پیامدهای آن به دانش آموزان کمک کنید؛ یعنی بپرسید:

1-آیا راه حل بی خطر بوده است؟ آیا به کسی آسیب رسانده است؟

2- آیا عادلانه بوده است؟

3- احساس شما و نیز احساس دیگری نسبت به آن چه بوده است؟

اگر پاسخ هر یک از این سؤالات نامناسب بود، دانش آموزان را تشویق کنید، راه حل دیگری بیابند.

 

 کارآمدتر کردن حل مسأله

ابتدا دیدگاه خود دانش آموز را درباره مشکل بیابید: گاهی معلمان خیلی شتابزده در مورد مشکل دقیق دانش آموز نتیجه گیری می کنند. بنابراین معمولاً باید سؤال کنید: " چه اتفاقی افتاد؟ از نظر تو مشکل چیست" و یا: " می توانی احساس خودت را در این مورد، به من بگویی"

این نوع پرسش ها نه تنها به دانش آموز کمک می کند تا مشکل را در ذهن خود کاملا مشخص کند، بلکه مانع از نتیجه گیری اشتباه شما از مسأله می شود.

 

 هدایت حل مسأله

مشکل متفاوت با مورد قبل زمانی است که معلم گمان می کند، با رها کردن دانش آموزان به حال خود، در حل مسأله به آن ها کمک کرده است. البته این امر در صورتی امکان پذیر است که دانش آموزان قبلاً مهارت های حل مسأله را آموخته باشند. اما در مورد بیش تر بچه های کم سال، این روش مفید نیست. معلم می تواند با هدایت آن ها در طول اجرای گام های حل مسأله، کمک کند تا بتوانند خودشان مسأله را حل کنند.

 

 نمونه

تینا در حال گریه کردن است و از درد بازویش را گرفته است.

معلم: چه کسی تو را کتک زده؟

تینا: سارا.

معلم: چه اتفاقی افتاده بود؟

(معلم دیدگاه تینا را درباره مسأله جویا می شود.)

تینا: همین طوری من را زد.

معلم: منظورت این است که او بدون دلیل تو را زد؟

تینا:خوب، اول من او را زدم.

معلم: به چه دلیل؟

تینا: آخر اجازه نمی داد به کتابش نگاه کنم.

معلم: حتماً این کار او تو را عصبانی کرد. فکر می کنی وقتی سارا را زدی، چه احساسی پیدا کرد؟ (معلم به تینا کمک می کند تا بتواند احساسات دیگران را درک کند.)

تینا: عصبانی شد.

معلم: من فکر می کنم به همین دلیل او هم تو را زد. می دانی چرا او به تو اجازه نگاه کردن به کتابش را نداد؟ (معلم به تینا کمک می کند تا قضیه را از دید طرف مقابل ببیند.)

تینا:نه.

معلم: چه طور می توانی بفهمی؟

تینا: می توانم از او بپرسم.

چند لحظه بعد:

تینا: سارا به من گفت که من هیچ وقت به او اجازه نمی دهم  به کتاب هایم نگاه کند.

معلم: خب حالا علت رفتار او را می دانی. می توانی به راهی فکر کنی که به تو اجازه دهد، به کتابش نگاه کنی؟ (معلم تینا را به فکر کردن درباره راه حل تشویق می کند.)

تینا: می توانم به او بگویم اگر کتابش را به من ندهد، دیگر با او دوست نخواهم بود.

معلم: بله، خب این هم یک نظر است. فکر می کنی نتیجه این کارت چه خواهد بود؟ (تینا را به سمت فکر کردن به پیامدهای راه حلش هدایت می کند.)

تینا: ممکن است دیگر با من بازی نکند یا با من دوست نباشد.

معلم: بله، این هم یک نتیجه احتمالی است. آیا می خواهی با او دوست باشی؟

تینا:بله.

معلم: آیا می توانی به راه حل دیگری فکر کنی که او همچنان دوست تو باقی بماند؟

تینا: می توانم من هم یکی از کتاب هایم را به او بدهم.

معلم: این فکر خوبی است. اگر این کار را بکنی، نتیجه چه خواهد بود؟...

 

دخالت دادن والدین

در صورتی که والدین کودکان با شیوه حل مسأله آشنا باشند و بتوانند باعث تقویت استفاده از این شیوه در منزل شوند، کودکان این شیوه را بهتر می آموزند. می توانید با ارسال خبرنامه و عکس، مراحل حل مسأله را برای آنان تشریح و آن ها را به استفاده از این روش هنگام بروز اختلاف تشویق کنید. برای مثال، زمانی که برادر و خواهری با هم مشاجره می کنند، والدین می توانند با پرسش این سؤال که: " چه اتفاقی افتاده؟ " روند حل مسأله را آغاز کنند.

در نهایت می توانید، تکالیفی را در رابطه با حل مسأله به کودکان بدهید و در این تکالیف از آن ها، بخواهید، مشکلات خاص خود را با والدین در میان بگذارند؛ مثلاً تکلیفی به این شرح: " شما و برادرتان همیشه بر سر نشستن روی صندلی جلوی ماشین و یا تماشای برنامه های یک کانال خاص تلویزیون با هم مشاجره دارید و مادرتان را عصبانی می کنید. با والدینتان درباره راه های حل این مشکل صحبت کنید و راه حل های خود را به کلاس بیاورید.

 

جمع بندی
 برای تمرین گام های حل مسأله از بازی و عروسک برای ایجاد موقعیت های فرضی مشکل زا استفاده کنید.

به دانش آموزان کمک کنید، مشکل خود را دقیقاً توصیف کنند و احساس های درگیر با آن را شناسایی نمایند.

برای کودکان پیش دبستانی تمرکزتان روی ارائه راه حل های متعدد باشد.

مثبت، خلاق و بذله گو باشید.

برای کودکان دبستانی روی پیامدهای گوناگون راه حل های متفاوت تمرکز کنید.

به کودکان کمک کنید، تا زمانی که راه حلشان مؤثر واقع نشده است، بدانند در مقابل چه اقدامی انجام دهند.

خود نمونه کارامدی از اجرای شیوه حل مسأله باشید.

به یاد داشته باشید، فرایند یادگیری شیوه تفکر در زمان اختلافات بسیار مهم تر از دست یافتن به پاسخ های صحیح است.

 
منابع و مآخذ:

Webster-stratton,C.(1999). How to promote Children"s Social and emotional Competence, New York: paul Chapman Publication.

مجله رشد معلم ، شماره 3

نویسنده: کارولین وبستر آستراتون / ترجمه فاطمه کیایی

سازمان‌های مجازی

 سرعت شاید مهمترین ثروت در هزاره سوم و عصر جدید موسوم به عصر اطلاعات باشد. برای کاستن زمان پاسخگویی و بهبود انعطاف‌پذیری، باید شکل کاملا جدیدی از سازمانها بوجود آیند. سازمانهای مجازی که امروزه با سرعت بالایی در حال شکل‌گیری هستند می‌توانند پاسخی به این نیازهای جدید باشند.
تحول الکترونیکی به طرق مختلف تجارت را تغییر داده است . ساختارهای سازمانی سنتی ، دیگر نمی‌توانند با این تحولات سازگار باشند. سرعت روز افزون جهانی سازی و تغییرات شدید ، نیازمندی به یک ساختار تجاری که بتواند این شرایط را به بهترین وجه بکار گیرد، حیاتی ساخته است. عدم توجه بسیاری از شرکتها به این شرایط جدید باعث ورشکستگی آنها شده است. بازار جدید نیازمند سازگاری مداوم و واکنشهای فوری است. سرعت هم‌اکنون یک شاخص رقابتی است و در نتیجه مدل قدیمی و کلاسیک تجارت رنگ خواهد باخت.
امتیازات رقابتی گذشته دیگر دوام ندارد، استراتژیهای مبتنی بر هزینه به سختی باقی مانده و دوام می‌آورند. سازمانها و شرکتهایی که در یک سازمان حجم وسیعی از فعالیتها را انجام می‌دادند، جای خود را به شرکتهای کوچکی داده‌اند که برای جلب رضایت مشتریانشان روی فعالیت‌ خاصی متمرکز شده‌اند.
در بازار و عصر جدید سازمانهایی که از دانش، افراد متخصص و فناوریهای روز به خوبی استفاده نمایند موفق‌تر هستند. کوچک شدن، مهندسی مجدد و تمرکز، برخی از رویکردهایی هستند که شرکتها برای شناسایی فعالیتهای بدون ارزش افزوده روی آنها حساب می‌کنند. فعالیتهای اقتصادی شبکه‌ای و تبادل اطلاعات اقتصادی فواید زیادی را برای استراتژی منبع یابی بیرونی به ارمغان آورده است.
طبق تعریف سازمانهایی که دارای سرمایه‌های غیر ملموس مشخص بوده و از مرزهای سنتی فراتر رفته‌اند، سازمانهای مجازی نام دارند. چنین سازمانهایی در تجارت خود از شرکای خارجی استفاده می‌کنند، که به آنها دست اندرکاران سازمان مجازی می‌گویند.
در حقیقت یک سازمان مجازی یک سازمان مبتنی بر شبکه است. برای اینکه یک سازمان خود را از ساختار موجود خارج ساخته و به حالت مجازی درآید نیازمند تغییرات سازمانی و تجدید ساختار در فرآیندها و عملکردهای سازمانی است که این امر با توجه به مقاومت طبیعی افراد در مقابل تغییر بسیار مشکل خواهد بود.
با تعریف کامل‌تری می‌توان بیان کرد که سازمان مجازی یک نوع خاصی از سازمان شبکه‌ای است که با استفاده از آخرین فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مانند اینترنت واینترانت مراودت و همکاری با اشخاص و سازمانهای دیگر را خارج از فضا، زمان و مرزهای سازمانی امکان پذیر می‌سازد.


ویژگیهای سازمانهای مجازی


•مبتنی بر اطلاعات است.
•غیرمتمرکز است ولی از نظر فناوری شدیدا متمرکز عمل می‌کند.
•تمرکز فعالیتهای سازمان مجازی حول شایستگی‌های منحصر به فرد آن می‌باشد.
•انعطاف‌پذیر، چابک و سریعا قابل انطباق است.
•سرمایه‌گذاری‌های آن بهینه بوده و هزینه‌های سربار در آن حذف می‌شود.
•خلاق، پویا، سازگار و همراه با ساختاری مجازی مبتنی بر کار گروهی است.

اهداف عمده سازمانهای مجازی

•بهره‌برداری به موقع از انواع منابع موجود در بازار به منظور ارتقاء کیفیت و افزایش ارزش محصول
•به کارگماردن نیروی کار متخصص از هر قشر،‌ طبقه، تخصص و ملیت
•ایجاد نظارت درونی و خود جوش که تنها از محیطی بدون ابهام، قدرتمند و دارای اصول اجرایی مشترک و اعتماد قلبی و واقعی بر می‌آید.

45 جمله مدیریتی از 45 کتاب مدیریت

 1- اجرا بزرگ‌ترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.
 
2- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند. ...
 
3-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.
 
4-در بازاریابی نوین )بازاردانی(به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
 
5- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
 
6- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.
 
7- هنر بازاریابی امروز< ,فروش یخچای به اسکیمو نیست,> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
 
8- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
 
9- مسیر ناهموار تحوی باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
 
10- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.
 
11- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
 
12- می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.
 
13- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
 
14- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.
 
15- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.
 
16- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.
 
17- هر کس می‌تواند سررشتهء کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
 
18- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.
 
19- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.
 
20- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.
 
21- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
 
22- بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.
 
23- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
 
24- تمایز یک محصوی باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
 
25- در طوی تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
 
26- در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
 
27- آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.
 
28- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
 
29- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.
 
30- حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید که در شغل هم‌راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
 
31- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
 
32-  مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
 
34-  زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
 
35- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور.
 
36- به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
 
37- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
 
38- هرگاه در بازی شطرنج در حای باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.
 
39- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
 
40- اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.
 
41- جلسه‌ای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد.
 
42- بهترین راه پیش‌بینی آینده, ساختن آن است.
 
43- یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر می‌گوید, اما یک مشتری ناخشنود ۲۰ نفر را باخبر می‌کند.
 
44- کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء این‌که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد این‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید.
 
45- زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شده‌اید
 

فارسي را جهت عمه خود پاس بدار!

ننويسيم تربچه، ‌بنويسيم خيار
ننويسيم صنوبر، بنويسيم چنار
ننويسيم بهار آمد و آورد صفا
بنويسيم نسيم آمد و آورد غبار
ننويسيم هوا روشن و صاف است و تميز
بنويسيم شد از دوده، هوا تيره و تار
ننويسيم به علم است و عمل، راحت جان
بنويسم به پول است و به زر چاره كار
ننويسيم برو كار اداري بنما!
بنويسيم برو كار بكن در بازار
ننويسيم برو سعي كن و درس بخوان
بنويسيم برو واسطه‌شو، پول درآر
ديگران در طلب مال و منال‌اند تو هم،
فارسي را جهت عمه خود پاس بدار!
عمران صلاحي، پياپي۲۶۰ سال۱۳۷۵

مهاتما گاندی

از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار.

اگر روزی دشمن پیدا کردی ، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بوده ایی.

اگر روزی تهدیدت نمودند، بدان که در برابرت ناتوانند.

اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.

اگر روزی ترکت کردند ، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.

 

نکته

امپراطور يونان به کوروش بزرگ گفت:
ما براي شرف ميجنگيم شما براي پول ...

کوروش کبیر پاسخ داد :
هرکس براي نداشته هايش ميجنگد ...

خاطره ی آب

شعشعه ی خدانبود اگرنبودفاطمه

شعشعه ی خدانبود اگرنبودفاطمه

جلوه ی كبريا نبوداگرنبودفاطمه

درره خلقت جهان هيچ بهانه اي دگر

درنظرخدانبود اگرنبودفاطمه

خلقت احمدارچه بودعلت خلق ما ولي

خلقت مصطفي نبوداگرنبودفاطمه

بردرباب علم حق  نوشته اند اين سبق

علي مرتضي نبوداگرنبودفاطمه

بادل كوثرخدا  دربرهوت انزوا

هيچ كس آشنانبود اگرنبودفاطمه

عشق كه نازغمزه اش؛ برده دل از كف جهان

 اين همه دلربا نبود اگر نبودفاطمه

اوست كه ذكر ياربش ولوله درجهان فكند

ورنه زكس صدانبوداگرنبودفاطمه

به هرچه دين ومذهبي  صلاي مي زنددلت

معرفت خدانبوداگرنبودفاطمه

هاي ملائكه چرامعترضيد بي سبب؟

كه نامي ازشمانبود اگرنبودفاطمه

اوست دليل لطف او    ورنه به ملك هستي اش

با كسش اعتنانبوداگرنبودفاطمه

برلب طفل اين جهان  هرچه كه گشته روح من

واژه ي ابتدانبود     اگرنبودفاطمه

باغ محبتي كه دل  درپي اوست روز وشب

اينهمه دلگشانبوداگرنبودفاطمه

خون خدا به صدنوا  مي زنداين چنين صلا

شورش كربلا نبوداگرنبودفاطمه

وه كه چه مي كند به جان تشنگي قيامتم

آب درآن سرانبوداگرنبودفاطمه

روزقيامتي كه خلق  هركه به جانبي دود

جاده ي  التجانبود اگرنبودفاطمه

ناله ما براوكم است معني اسم اعظم است

ربي وربنانبود اگرنبود فاطمه.....

آرامگاه ابن یمین فریومدی-شاهرود

تکنولوژی فکردرقران کریم

۱- ورود به مسائل از راه آن

 «قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ»، (اسراء، آيه 80)

 

بهارنارنج باصدای اخشابی

مظلومیت آل علی (ع) از زبان مختار

جلوه های ویژه سریال مختار

آنونس سریال "مـخـتـار نــامــه"

تیتراژابتدایی سریال مختار