10 راه برای برجسته بودن در محل ‌کار

 
اتفاقات خوب برای آنها که منتظر می‌مانند رخ نمی‌دهد.

برای خیلی از افراد، بزرگترین چالش درمحل‌کار این نیست که سعی کنند کارشان را خوب انجام دهند. اکثر ما در انجام کارمان توانا هستیم و اگر در یک یا دو نقطه ضعف‌‌هایی داشته باشیم، خیلی برای تغییر آن خودمان را به زحمت نمی‌اندازیم. برای اکثر ما بزرگترین چالش در محل‌کار این است که شناخته شویم—یعنی کار خوبی که انجام داده‌ایم توسط همکاران و مدیرانمان دیده شود! برجسته بودن در محل‌کار مزایای زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به بالاتر رفتن شانس ترفیع رتبه، به دست آوردن کارها و پروژه‌های بهتر و احترام اشاره کنیم.

خوب، حالا باید ببینیم چطور می‌توانیم بین همکارامان برجسته‌تر باشیم؟ بااینکه شما را برای انجام مسئولیتی که به شما محول شده استخدام کرده‌اند، اما فقط انجام مسئولیتتان کافی نیست. شما استخدام شده‌اید که بخشی از شرکت و سازنده آن تیم باشید و همچنین سازنده سود برای شرکت. اگر تا امروز نام و نشانی در محل‌کار نداشتید، دیگر زمانش رسیده که اعتباری برای خودتان برهم بزنید. البته ساختن اعتبار منفی زندگی کاری‌تان را دچار مشکل می‌کند اما اگر هیچکس از بالادستانتان نداند شما که هستید، تا اخر عمرتان متوسط خواهید ماند. اگر دوست دارید بدانید برای اینکه خودتان را از بین همکارانتان متمایز کنید چه باید بکنید، این 10 روش کمکتان می‌کند.

1. بدون اینکه از شما خواسته شود، کاری انجام دهید.

دوست دارید خیلی زود در چشم مدیرتان بدرخشید؟ خودتان وارد عمل شوید. کارهای کوچکی مثل بارگذاری دوباره دستگاه کپی تا آماده کردن گزارشات طولانی و کامل برای رئیستان: مهم این است که خودتان برای انجام آن کار داوطلب شده باشید. در حالت ایدآل، مدیر یک شرکت باید مثل مربی یک تیم ورزشی باشد و زمینه را برای فعالیت بازیکنان خود آماده کند. اما در اکثر موارد، مدیر فقط یک کارفرما است: هر کاری که خودش محول نکند، انجام نمی‌شود زیرا اکثر کارمندان فقط کاری را انجام می‌دهند که از آنها خواسته شده است. اگر می‌توانید هدف منطقی یک کار را ببینید، حتماً انجامش دهید: اگر کار X و کار Y را انجام داده‌اید، پیش رفته و کار Z را هم انجام دهید. با این روش این پیام را به رئیستان می‌رسانید که لازم نیست او برایتان نقطه‌ها را به هم وصل کند و اینکه خودتان توجه دارید و عمل مناسب را انجام می‌دهید که همه اینها ویژگی‌هایی عالی است.

2. در جلسات شرکت ساکت ننشینید.

شاید جلسات شرکت به نظرتان یک اتلاف وقت واقعی باشد چون معمولاً کار زیادی در آنها انجام نمی‌شود. اکثر افراد معمولاً در جلسات کاری ساکت نشسته و به دیوار روبه‌رویشان خیره می‌شوند یا با موبایل‌هایشان بازی می‌کنند و عده کمی هم در جلسه فعالیت می‌کنند. بااینکه این وضعیت برای کارمندان متوسط بد نیست، اما سعی ما این نیست که متوسط باشیم.

پس حرف بزنید و در جلسه شرکت فعال داشته باشید. دقت کنید که وضعیت تعادل را رعایت کنید. نه باید اینقدر ساکت باشید که حضورتان با تابلوی روی دیوار تفاوتی نداشته باشد و نه اینکه به نظر برسد عاشق صدای خودتان هستید چون بی‌وقفه حرف می‌زنید و نوبت را به کسی نمی‌دهید. اینکه نظراتتان را به گوش بقیه برسانید یکی از اسرار برجسته شدن در محل‌کار است. از محالفت کردن با دیگران، حتی رئیستان، واهمه نداشته باشید—تازمانیکه این مخالفت به طریقی محترمانه و سازنده ابراز شود، دلیلی برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

3. سازمانی همه چیز تمام ایجاد کنید.

سازمانی همه‌چیزتمام ایجاد کنید که برایتان اعتبار بیاورد. یک پروژه تک نفره می‌تواند اعتبارتان را بالا ببرد اما اعتباری که برای قابل‌اعتماد و اطمینان بودن به دست بیاورید، سخت‌تر است. اینکه به فردی در اداره تبدیل شوید که همه وقتی سوال دارند پیشتان بیایند زمان می‌برد اما کارهایی هست که می‌توانید برای سریع‌تر کردن ایجاد این اعتبار انجام دهید. اینکه تقویمی را در اتاقتان نصب کنید اقدام خوبی است. یک کار دیگر می‌تواند این باشد که درخواست‌هایتان را یادداشت کتید. همیشه کاغد و قلم همراه داشته باشید و یا آن را در بخش یادداشت تلفن‌همراهتان بنویسید. اما اگر در جلسه هستید و کسی از شما گزارش خواست، حتماً یادداشت‌برداری کنید. مطمئناً می‌دانید چقدر بد است که وقتی از کسی می‌خواهید که وقتی در جلسه شرکت کرد گزارش آن را به شما بدهد و بعد از آن چیز زیادی به خاطرش نمانده باشد. پس شما برعکس آن باشید!

4. آراسته و مرتب باشید.

به تناسب کار و سمتی که دوست دارید داشته باشید لباس بپوشید نه کاری که الان دارید. مطمئناً این توصیه را صدها بار در همین وبسایت خوانده اید اما باز هم تکرار می‌کنیم. آراستگی و طرز لباس پوشیدن بخش مهمی از درک و تصور دیگران از شما را تشکیل می‌دهد. سعی کنید هر روز چند دقیقه‌ای را به آراستن خودتان اختصاص دهید. اگر موهایتان تمیز و مرتب به نظر برسد، دهانتان خوشبو باشد و هر روز اصلاح کنید نیمی از راه را رفته‌اید.

اگر هنوز هم اهمیت ظاهر و آراستگی برایتان اثبات نشده است، این تمرین ذهنی را انجام دهید: در ذهن خود، یکی از همکارانتان که دیروز با او ناهار خوردید را تجسم کنید. آیا لباسی که به تن کرده بود یا وضعیت موها و صورتش را یادتان هست؟ شاید دقیقاً یادتان نباشد که چه پوشیده بود اما مطمئناً می‌توانید نوع و سبک لباس پوشیدنش را به خاطر بیاورید. آن نوع و سبک لباس پوشیدن همان تاثیری است که او بر شما داشته است. بااینکه افراد معمولاً به طور کامل و با جزئیات وضعیت ظاهر شما را به خاطر نمی‌سپارند اما یک درک و حس خاص از وضعیت ظاهری شما در ذهن نگه می‌دارند که با گذشت هفته‌ها و ماه‌ها ایجاد می‌شود. پس سعی کنید تجسمی مثبت از ظاهر خودتان در ذهن همه ایجاد کنید.

5. عدد بقیه را بدانید.

بااینکه باخبر بودن از منطقه کاری خودتان الزامی است اما اینکه بدانید بقیه چطور کار می‌کنند هم می‌توانید برایتان مفید باشد. اگر هر ماه یک کپی از وضعیت مالی شرکت به شما می‌دهند، آن را جزء به جزء بررسی کنید. با مطالعه دقیق آن می‌توانید درک خوبی از روند پیشرفت کلی شرکت و همچنین بخش‌های مختلف به دست آورید. برای بررسی و مطالعه ایمیل‌ها و نامه‌ها و پیام‌هایی که درمورد سایر بخش‌ها دریافت می‌کنید چند دقیقه در روز وقت بگذارید. به خاطر داشته باشید، هدف نهایی همه بخش‌ها بالا بردن سود اقتصادی نیست، اما همه بخش‌ها اهدای برای خود دارند که با عدد قابل شمارش هستند. باید بتوانید به بخش‌های مختلف درصورت ارتقاء کاری و پیشرفت تبریک بگویید.

6. عدد خودتان را بدانید.

اگر می‌خواهید دقیق به نظر برسید، باید دقیق باشید. راه دقیق بودن در کاراین است که اعداد را بدانید. اگر از مسایل مالی، کار و سایر اعداد و ارقام داخل و خارج شرکت باخبر باشید، نسبت به آنهایی که مطلع نیستند، ارجحیت دارید. این مسئله علاوه بر اینکه اطلاعات خوبی برای جلسات  در اختیارتان قرار می‌دهد، باعث می‌شود از روند پیشرفت شرکت باخبر باشید. بعنوان مثال، دانستن وضعیت مالی بخش خودتان، به شما کمک می‌کند بفهمید چه زمانی بهتر است برای درخواست کمک‌هزینه برای پروژه‌ها به رئیستان نزدیک شوید.

7. یک کتابخانه داشته باشید.

داشتن کتاب در محل‌کار نشانه هوش است. داشتن چند کتاب خوب، مخصوصاً در زمینه بیزنس، این تصور را در ذهن دیگران ایجاد می‌کند که سعی در ارتقاء کاری خود دارید.  اگر می‌خواهید ترفیع پیدا کنید، این دقیقاً همان پیامی است که باید در ذهن رئیستان ایجاد کنید. برای شروع مکالمه هم خوب است چون ممکن است دیگران برای چیز دیگری سراغتان بیایند و و در این مورد هم سوال کنند و ازآنجاکه مطمئناً دوست ندارید کل روزتان را به حرف زدن‌های بیهوده بگذرانید، کتاب می‌تواند راه خوبی برای ایجاد رابطه با دیگران باشد. اگر در اتاق کارتان جا دارید، یک قفسه نصب کرده و آن را تبدیل به یک کتابخانه کوچک کنید. اگر هم جا ندارید، گذاشتن چند کتاب روی میز کارتان می‌تواند شروع خوبی باشد.

8. درمورد اعضای خانواده همکارانتان اطلاعات پیدا کنید.

بگذارید یک آزمایش کوچک انجام دهیم: چه کسی برایتان اهمیت بیشتری دارد، همکارانتان یا عزیزانتان؟ درمورد کسانی که با آنها کار می‌کنید هم همینطور است: چه بچه باشند، چه همسر و یا حتی والدینشان، همکارانتان هم در خانه عزیزانی دارند که اهمیت فوق‌العاده‌ای برایشان دارند. سعی کنید کمی درمورد کسانیکه برای همکارانتان عزیز هستند اطلاعات پیدا کنید. دانستن نام‌ها و سن تقریبی اعضای خانواده‌شان شروع خوبی است. البته این کار باید هوشمندانه انجام شود. این کار شما نباید فضولی در زندگی خصوصی دیگران به نظر برسد.

دانستن این اطلاعات درمورد خانواده رئیستان هم خوب است اما فقط به این شرط که و خودش برای ارائه این اطلاعات داوطلب شود: پرسیدن سوالات خصوصی از رئیستان ممکن است نتیجه عکس برایتان به دنبال داشته باشد.

9. سازنده باشید نه مخرب.

همه ما با افرادی کار کرده‌ایم که تنها مشارکتی که در جلسات و پروژه‌ها دارند این است که با انتقادهایشان ذهن و کار بقیه را خراب کنند. منظورمان این نیست که عنوان کردن مشکلات ایرادی دارد، اما باید بتوانید برای انتقاداتتان راه‌حل هم پیشنهاد بدهید. پیدا کردن مشکلات کار چندان سختی نیست اما افراد کمی هستند که تلاش بیشتری به کار گرفته و پیشنهاد دهند که برای آن مشکل چه اقداماتی باید انجام شود. فقط پیدا کردن ایرادات کار ساده است و هیچ اعتبار و ارزشی هم برایتان درست نمی‌کند.

پس به جای اینکه فقط بعنوان منتقد و منفی‌گرا در چشم دیگران ظاهر شوید، حداکثر تلاشتان را به کار گیرید که مشارکتتان سازنده باشد نه مخرب. اگر ایراد و اشکالی را در کار مشاهده کردید، کاری درمورد آن بکنید و دقت کنید که مشارکت کلی‌تان در آن رابطه مثبت باشد.

10. گروه خدمات و پشتیبان را بشناسید.

با خدمه شرکت مهربان باشید. آنها افرادی زحمتکش هستند و باید از زحماتشان قدردانی کنید. یادتان باشد خیلی از آنها ده‌ها سال است که در آن کار هستند. مهربان بودن هیچوقت به کسی صدمه نمی‌زند اما خیلی‌ها به دلیل پست‌تر بودن طبقه شغلی این افراد، گاهی با آنها بدرفتاری می‌کنند. هیچوقت با کسی طوری برخورد نکنید که پایین‌تر از شما قرار دارد.

یاعلی ای هستی مانام تو

یاعلی ای هستی مانام تو

وی حیات عاشقان ازجام تو

ای رخت پربوسه ازپیغمبران

وی به گردقامتت نیلوفران

آشنامردغریبستان ؛ علی

ای توتنهامعنی انسان ؛علی

ای که داری هرنفس؛ بوی خدا

هرنگاهت زائر کوی خدا

بی توهستی بودنی بی ابتداست

هستی بی تو غمی بی انتهاست

بی تو؛هستی ضجه ی آب وگل است

باتوهستی ؛اشک واحساس ودل است

ای تومقصود خداازخلقتش

ای تمام هستی اش راعلتش

بازترازچشم توآئینه نیست

آنکه جزتوروی اورادیده کیست؟

چشم تومقصودخلقت بودوبس

دیدن تو اوج غایت بودوبس

"ای علی که جمله عقل ودیده ای

شمه ای واگوازآنچه دیده ای"

شاعران دنبال زیبایی روان

تاسرایندآیتی از گلرخان

لیک بی توراه راگم کرده اند

پادشه نادیده خودرابَرده اند

گه به مدح این وآن روی آورند

لیک تنهاحسرت ازگفتن برند

ای دوای جان پردردم علی

گرنبودی من چه می کردم علی

گرنبودی شعروشورم راچه سود؟

بی توآری کی توان شعری سرود؟

پادشاها شاهی ات درچشم ماست

ای که حُکمت عین احکام خداست

ای که یادت یادانسان بودن است

ذکرتوسرشارباران بودن است

ابررحمت ؛ بارش باران عشق

گل برویان ازدل بستان عشق

ای وجودت غرق اخلاص عمل

وارهان مارا ازاین نفس دَغَل

وارهان آن را که نامت ورد اوست

وارهان آن را که دارد میل دوست

ای علی ؛ ای آسمان عاشقی

سینه ی توصدجهان عاشقی

یک ستاره زآسمان خودببخش

یک وجب ازصدجهان خودببخش

ای که عشق ازنام توشدمُنجلی

رحمت حق است درنامت علی

***

پرده هاراکاش پس می زد  دمی

تابه چشم خودببیندآدمی

جلوه ات را  تا سراپا  ناله زن

عاشقانه این چنین سازد سخن:

ای به دستت خاک هستی بیخته

ای گِل آدم به دستت ریخته

تونه تنها عشق راقدقامتی

بلکه هستی را تمامی قامتی

یا امیرالمومنین ؛مولا؛علی

ای همه بودونبود ازتوجلی

ای که نامت مُشتق ازنام خداست

نام تویادآورجانان ماست

ای نسیم صبحگاهی درجهان

ای سرانگشتان دستت مهربان

مهربانی باوجوماهنوز

می نوازی صورت جان راهنوز

نورچشم اهل بینش یاعلی

ای فروغ آفرینش یاعلی

ای فروغت پیش ازاین خورشیدها

روشنی بخش شب تردیدها

خواهش ماتشنه کامانی هنوز

مثل باران دربیابانی هنوز

تابه یادت زندگانی می کنیم

لحظه هاراگل فشانی می کنیم

ای که دروصفت نگفتم یک  ز صد

هم به مدحت ازتومی جویم مدد

ای که نامت پرتو نام خداست

نام تومشکل گشای روح ماست

کیستی ایکه نمی باشی خدا؟

من بشرهرگز ننامیدم تورا...

بی توایمان؛ کفرمطلق یاعلی

دست مابرگیریاحق یاعلی

بوی یاس وبوی احساسی علی

همسرزیباترین یاسی علی

یاعلی ای ذکرهربرخاستن

جان  من برخاست باتو زین بدن

ماعلیلان راتوپایی  ؛ یاعلی

قوت زانوی مایی یاعلی

شیعه بانام توشدبرپاعلی

طفل مابرخاست ازجایاعلی

روح ما خاک کف پای علیست

جان ما مخلوق آوای علیست

بلبلان وقت غزلخوانی شده است

گلشن هستی چراغانی شده است

بلبلان هنگام گل خوانی شده است

هستی ازنامش چراغانی شده است

ذره ذره بشنومی گوید:علی

قطره قطره ابرمی موید:علی


مادیده گشوده ایم وخوا بی ما را

مادیده گشوده ایم وخوا بی ما را

دراوج جمالیم و نقا بی ما را

دریاب همین دمان که این دم چوگذ شت

بسیار بیابی و نیا بی ما را

در درس اخلاق آیت‌الله تهرانی مطرح شد:علم ژنتیک در قرآن/عمر مردم زمان نوح /دلایل نفرین نوح علیه السلا

یکی از انبیا حضرت نوح است که در قرآن، در سُور مختلف آیات متعدّدی راجع به او وجود دارد که در این آیات به نفرین او هم اشاره شده است و من در جلسه گذشته عرض کردم که نفرین او نفرین شخصی و قومی نبوده و حتّی ما در انبیا کسی را نداریم که به این سبک نفرین کرده باشد. ایشان هر کافر مَن فِی‏الأرضی که بر روی زمین وجود داشت را نفرین کرد. بعد از آنکه گفت: «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ..»، بعد می‏گوید: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیاراً».  حضرت نوح گفت: پروردگارا! هیچ کسی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! همه کافرین را نفرین کرد! بحث ما درباره چرایی این مطلب بود؛ چرا نفرین همگانی نسبت به همه کفّار روی زمین؟ چرا؟

نفرین در حقّ معاندان و مسبّبان گمراهی

قرآن در این زمینه دو علّت را ذکر می‏کند که به یکی از آن‏ها در جلسه گذشته اشاره کردم. فرمود: «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یضِلُّوا عِبادَکَ»،  اگر تو آن‏ها را برجای خود باقی بگذاری، بندگانت را گمراه خواهند کرد. من عرض کردم این همان علّتی است که در باب نفرین تمام انبیا و اولیا وجود دارد. اگر ما این را احراز کردیم که عدّه‏ای معاند با حق هستند و با آن دشمنی می‏ورزند؛  در اینجا است که مجوّزی برای نفرین به‏وجود می‏آید. من راجع به این بحث کرده‏ام. چنین افرادی اگر وجود داشته باشند ثمره‏ای که ندارند هیچ، گاهی مضرّ هم خواهند بود! لذا این از خود آیه به‏دست می‏آید؛ دقّت کنید! نوح به خدا خطاب می‏کند که: «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یضِلُّوا عِبادَکَ»، اگر تو آن‏ها را برجای خود باقی بگذاری، بندگانت را گمراه خواهند کرد! از این آیه دو مطلب برداشت می‏شود: اوّل اینکه این‏ها با حق معاند هستند، چون گفتیم همان‏طورکه قرآن می‏گوید، باید برای هدایت غیر معاند دعا کرد، اصلاً انبیا برای هدایت این‏ افراد یعنی مستضعفین آمده‏اند، معنا ندارد که غیر معاندین را نفرین کنند! از این معلوم می‏شود که مراد حضرت نوح کفّار معاند بوده است، یعنی کسانی‏که دشمنی می‏ورزند.

دوم اینکه هر معاندی هم مورد نفرین قرار نمی‏گیرد، بلکه منظور از معاند در اینجا آن کسی است که در جامعه اثر سوء داشته باشد، یعنی موجب انحراف عدّه‏ای از مستضعفین جامعه گردد. صریحاً می‏گوید: «یضِلُّوا عِبادَکَ»؛ به تعبیری من آن‏ها را می‏شناسم! این‏ها کسانی هستند که اگر باقی بمانند به هر کسی برسند او را منحرف می‏سازند و دست بردار هم نیستند. تنها این نیست که خودشان منحرف باشند، آن‏ها به هر کسی برسند او را منحرف می‏کنند. این دو مطلب در این آیه وجود دارد.

حضرت نوح چگونه عناد همه کفّار روی زمین را تشخیص داده‏اند؟

در اینجا مسئله‏ای پیش می‏آید و آن اینکه حضرت نوح این دو مطلب را احراز کند. سؤال این است که احراز کردن این دو مسئله توسّط حضرت نوح چگونه بوده است؟ این را چگونه احراز کرده است که تمام کفّار روی زمین، هم معاندند و هم مستضعفین را گمراه می‏کنند؟ من در جلسه گذشته اجمالی از تاریخ زندگی حضرت نوح عرض کردم. من در اینجا فقط به یک مقطع از زندگی ایشان اشاره می‏کنم که وقتی آن یک مقطع تمام شد مسئله نفرین به‏وجود آمد. مقطعی‏که در خود قرآن در سوره عنکبوت به آن اشاره شده است. حضرت نهصد و پنجاه سال با شرک مبارزه کرد، نهصد و پنجاه سال دعوت به توحید کرد.

میزان عمر مردم زمان حضرت نوح

شما خیال نکنید انسان‏های زمان حضرت نوح هر کدام چهار، پنج هزار سال سنّ داشتند، این‏طور نبوده است! اگر این‏طور بود حضرت نوح از جهت طول عمر گل سرسبد تاریخ عالم نمی‏شد! میزان عمر مردم زمان او به‏طور معمول بوده است.

نسل‏های مختلف در طی نهصد و پنجاه سال پیامبری نوح(علیه‌السلام)

شما ببینید حضرت نوح در طی نهصد و پنجاه سال چند نسل را می‏تواند دیده باشد. یاالله! راجع به حرف‏های من خوب فکر کنید! او چند نسل را دیده است که این‏طور نفرین می‏کند و بعد هم می‏گوید این‏ها هدایت‏پذیر نیستند. تازه تنها این نیست که او بعد از دیدن چند نسل از ابنای بشر و دعوت آن‏ها به توحید و عدم پذیرش آن چند نسل مگر به اندازه یک عدّه قلیلی که به او ایمان آوردند نفرین کرده باشد. من مسئله را فراتر از این می‏دانم. همه با او مخالفت می‏کردند و آن‏قدر او را می‏زدند که تا سه شبانه روز بر روی زمین می‏افتاد به‏گونه‏ای که از گوش او خون جاری می‏شد، امّا وقتی به‏هوش می‏آمد نفرین نمی‏کرد! معلوم است که چنین انسانی احراز می‏کند و یقین پیدا می‏کند که این‏ها هدایت‏پذیر نیستند و بعد نفرین می‏کند.

خدا به حضرت نوح خبر داد که این‏ها دیگر هدایت‏پذیر نیستند!

من تنها به این مطلب اکتفا نمی‏کنم! من به روایتی از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) هم اشاره کردم که دیگر آن را تکرار نمی‏کنم. روایت این بود: وقتی از حضرت سؤال می‏کنند که آقا ‏چرا حضرت نوح همه را نفرین کرد؟ چرا حضرت نفرینش را همگانی‏ کرد؟ چرا گفت که خدایا! احدی از کافرین را روی زمین باقی مگذار! فرمود: خدا به او خبر داد که این‏ها دیگر هدایت‏پذیر نیستند! این‏ها دیگر از شرک دست برنخواهند داشت! لذا خدا به او گفت که آن‏ها را نفرین کن! حتّی من گفتم او در ابتدای امر نفرین نکرد، بلکه این امر الهی بود.

پس بخش اوّل این بود که گفت: خدایا! من نهصد و پنجاه سال تجربه دارم، این‏ها دیگر هدایت نمی‏شوند! دست‏بردار هم نیستند! هم خودشان منحرف‏اند و از انحرافشان دست‏بردار نیستند و هم دیگران را به انحراف می‏کشند. این علّت اوّل.

نسلی که جز فاجر و کافر از آن به دنیا نخواهد آمد!

امّا علّت دوم که در قرآن هم آمده این است که فرمود: «وَ لا یلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً»، یعنی آن‏ها جز افراد پلیدکار و ناسپاس کسی را به دنیا نخواهند آورد. این یک مطلب دیگر است. مطلب در باب زاد و ولد است. «وَ لا یلِدُوا..»؛ یعنی خدایا! از نطفه‏های این‏ها انسانی متولّد نمی‏شود مگر اینکه او هم فاجر و نا سپاس خواهد بود. در اینجا دو مطلب وجود دارد: یک؛ این‏ها هم خود معاندند و هم دیگران را به انحراف می‏کشند و دو؛ از نطفه این‏ها هم افرادی مثل خودشان به دنیا خواهد آمد. ممکن است بگوییم این‏ها خودشان بد هستند امّا شاید فرزندانشان انسان‏های خوب و صالحی باشند! می‏گوید: نه! نطفه این‏ها هم چنین نطفه‏ای است که از آن جز مثل خودشان به دنیا نخواهد آمد؛ کأنّه إلی یوم‏القیامة از نسل آن‏ها چیزی جز این متولّد نمی‏شود.

شرک با خون آن‏ها آمیخته شده است

این مسئله کأنّه به این اشاره دارد که شرک به‏گونه‏ای در آن‏ها نفوذ کرده که حتّی در خونشان هم جاری شده است. شرک به‏ این صورت در خون آن‏ها رسوخ کرده است.

مسأله ژنتیک در قرآن

من در اینجا قضیه‏ای را نقل می‏کنم و بعد به ادامه بحثم می‏پردازم. حتماً این جریان را تابه‏حال نشنیده‏اید چون من آن را در جایی نگفته‏ام.

هفت یا هشت سال پیش، پزشکی که در خارج تحصیل کرده بود پیش من آمد. رشته این پزشک هم ژنتیک بود. او به من گفت: در قرآن راجع به ژنتیک هم مطلبی آمده است؟ این شخص فکر کرد که یک حرف حسابی جلوی پای من انداخته. من در جواب گفتم: بله! گفت: کجا؟ گفتم: به همین سادگی نمی‏توانم به تو بگویم! این احتیاج به بحث دارد. به او گفتم: اوّلین شریعت روی زمین و اوّلین پیغمبر مُرسل که حضرت نوح بوده است، آمد و بحث ژنتیک را مطرح کرد. «وَ لا یلِدُوا..» همین بحث است. بدون آزمایشگاه این بحث را مطرح کرده‏اند.  «وَ لا یلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً»؛ نطفه‏های این‏ها إلی یوم القیامة این است. شرک با خون این‏ها آمیخته شده است. این‏ها هدایت‏پذیر هم نیستند تا جایی‏که هرچه از آ‏ن‏ها متولّد شود، چیزی غیر از خود آن‏ها نخواهد بود. بنابراین چرا این‏ها باقی بمانند؟ مگر خدا می‏خواهد کارخانه کافر و مشرک‏سازی راه بیاندازد؟ دقّت کنید!

قرآن عین جملة اوّلین پیغمبر مُرسلی که با خود شریعت آورد را نقل می‏کند. «نعوذبالله»! قرآن که در نقل یک جمله به حضرت نوح خیانت نمی‏کند! قرآن عین جمله حضرت نوح را نقل کرده است. حضرت در این جمله دو علّت را ذکر کرده که علّت دوم ژنتیک است. غیر از این هم راه دیگری وجود ندارد که شما بتوانید با آن این مسئله را توجیه کنید. او از کجا فهمید که همه کفّار روی زمین معاند هستند؟ یک راه همین راه است. شرک با خون آن‏ها آمیخته شده بود.

حضرت نوح 2500 سال عمر کرد

روایتی از امام صادق(علیه‏السلام) وجود دارد که حضرت در آن فرمود: حضرت نوح(علیه‏السلام) دوهزار و پانصد سال عمر کرد. من این را به شما گفتم که ما روایت متعدّدی راجع به عمر دو هزار و پانصد ساله حضرت نوح داریم. این را هم گفته‏اند که هشتصد و پنجاه سال در بین مرد و زندگی می‏کرد در حالی‏که مبعوث نشده بود. وقتی هم که مبعوث شد نهصد و پنجاه سال پیغمبر مُرسل بود. بعد هم کارش به نفرین کشید، دویست سال طول کشید تا کشتی را بسازد، بعد از آن هم که عذاب همگانی نازل شد و آن‏ها از کشتی پیاده شدند پانصد سال زندگی کرد که مجموع این مدّت همان دو هزار و پانصد سال می‏شود.

عمر حضرت نوح، در نگاه خودش

حضرت فرمودند: روزی حضرت نوح (علی‏نبیناوآله‏وعلیه‏السلام) در آفتاب نشسته بود. ملک‏الموت به‏سراغش آمد و به او سلام کرد. حضرت نوح جواب سلامش را داد. گفت: چه‏کار داری؟ یا به قول ما گفت: به چه منظوری آمدی؟ گفت: آمدم تا جانت را بگیرم! حضرت نوح از او پرسید: یک مقدار به من مهلت می‏دهی تا از آفتاب به سایه بروم تا در سایه جانم را بگیری؟ گفت: بله! حضرت نوح بلند شد، از آفتاب رفت در سایه نشست. حضرت بعد از آنکه نشست رو کرد به ملک‏الموت و گفت: ای ملک‏الموت! آنچه در دنیا بر من گذشت همانند این بود که از آفتاب به سایه آمدم! می‏گوید: دو هزار و پانصد سال فقط همین بود! تمام زندگی من به همین مقداری که از زیر این آفتاب بلند شدم و در این سایه نشستم گذشت.

در روایت دیگری دیدم که ظاهراً حضرت جبرئیل از حضرت نوح بعد از موتش سؤال می‏کند که زندگی دنیا را چگونه دیدی؟ می‏گوید: زندگی دنیا را مانند خانه دو دری دیدم که از یک در وارد شده و از در دیگر بیرون آمدم، همین! این قرن‏ها در نزد من این‏گونه گذشت!

گناه در عمری که چنین با شتاب می‏گذرد

بعد دارد که وقتی حضرت رفت و در سایه نشست رو کرد به عزرائیل که حالا بیا و جانم را بگیر! می‏خواستم یک تذکّر بدهم! کسانی‏که برای دنیا یقه پاره می‏کنند، کسانی‏که همه زندگی خودرا به‏پای دنیا می‏ریزند، کسانی‏که ناموس و حتّی دینشان را سر این مسأله می‏گذارند، مگر چه خبر است؟ آیا می‏توانید به اندازه عمر این آقا عمر کنید؟ ببینید ایشان که این‏همه عمر کرد چه می‏گوید!؟ می‏گوید این عمر طولانی به اندازه بلند شدن از آفتاب و نشستن در سایه گذشت، یا با توجّه به آن روایت این زندگی بلند مدّت به اندازه ورود از یک در و عبور از یک در دیگر سپری شد. توجّه کنید! آیا می‏ارزد که انسان «نعوذبالله»! بیاید و زشت رفتار کند و پستی داشته باشد؟ آیا این‏همه جنایت و ظلم و تعدّی و تجاوز ارزش دارد؟ یک مقدار فکر کنید!

به شهر زنده شدن ، کشتگان نمی میرند

در می زنند ایتام وما در ربنا هستیم

کامل تر از کامل همان ناقص که ما هستیم

هرقطره ای  دریا ست دریا... ماکجاهستیم؟

یک عمر درهرگفته صدچون وچرا گفتیم

یکبارپرسیدیم از خود: ما چرا هستییم؟

درهرج ومرجی که به شیطان هم خدا گویند

بیچاره ماها در پی روی خدا هستیم

بیهوده نبودگرکه غیراز خودنمی بینیم

در آینه، دنبال دیدار خدا هستیم

دنبال لب جنبانک هرقوم و از خامی

دنبال دعوتنامه های کبریا هستیم

گفتیم که این جمعه نه شاید کمی بعدی

مایی که درتقویم ها پنجشنبه ها هستیم

همسایه دیوارت کمی بالاتر ازاین کن

ما ناخلف فرزندآدم یاحوا هستیم

گفتیم عمری یا علی وبی علی بودیم

نامردعالم ما  که وقت دست ، پا هستیم

ازحضرت زهرا فقط تسبیح را دیدیم

در می زندزهرا وما غرق خدا هستیم

از روزه تنها سفره افطار را چیدیم

در می زنند ایتام وما در ربنا هستیم

ای وای برما، پوستین دین چنان گرم است

که خلق عریانند وماغرق حیا هستیم

او در رکوع خویش هم انگشتری را کند

مادرغم واگشتن بند عبا هستیم

اسلام وارونه که میگویند ماهستیم

در می زنند ایتام وما در ربنا هستیم

 

اینفوگرافی زبان بدن

برای دریافت اینوگرافی زبان بدن کلیک کنید

قهوه ساز پیامک ساز

‎احتمالا شما هم از آن دسته افرادی هستید که صبح شان را باید حتما با یک لیوان قهوه یا چای خوش عطر و لذیذ شروع کنند تا روز خوبی داشته باشند‫.‬ خب، دستگاه قهوه ساز Textspresso علاوه بر اینکه یک اسپرسو خوشمزه برای تان فراهم می کند، می تواند پیامک یا اس ام اس ها را دریافت و ارسال کند‫.‬ و البته مهم تر از همه اینکه اس ام اس دریافتی را بر روی سطح قهوه تان چاپ کند‫.‬

‎حالا دیگر می توانید صبح را با یک پیام دوستانه از خانواده یا دوستان تان شروع کنید، یا اینکه اخطار همسرتان برای اطمینان از قفل بودن درب هنگام خروج از منزل را روی آن ببینید‫!‬

‎این قابلیت جالب، توسط شرکت خدمات پیامک تحت کلود Zipwhip تهیه شده است. اصل داستان در واقع یک دستگاه اسپرسو ساز Jura Impressa Xs90 است که به یک پرینتر کانن با جوهر خوراکی و سیستم ارسال و دریافت پیامک داخلی مجهز شده است‫.‬ اما متاسفانه شما امکان خرید چنین دستگاهی را نخواهید داشت، چون هنوز قرار نیست که به صورت تجاری تولید شده و در خانه ها و کافی شاپ ها مورد استفاده قرار گیرد‫.‬ بلکه تنها یک نمونه تجربی است که Zipwhip برای برنامه های تبلیغات نمایشگاهی خود دست به کار تولید آن شده‫.‬

۱۵ وسیله اداری جالب و غیرعادی

 برای برخی از افراد، کار در اداره و تحمل محیط رسمی آن، سخت و مشقت بار است و تمام تلاش شان به پایان رساندن روز و بیرون رفتن از محیط کار است. اما چرا با چند ابزار ساده و سرگرمی جالب، اداره را به محیطی جذاب تر و قابل تحمل تر تبدیل نکنیم؟ البته این لیست برای اغلب کارمندان که به محیط کارشان علاقه دارند و از آن لذت می برند، هم می تواند جالب باشد و جذابیت های جدیدی به اتاق کارشان بیافزاید.

در ادامه مطلب با ما باشید تا ۱۵ ابزار جالب و غیرعادی اداری را با هم ببینیم.

حمله سنجاب به ماگ قهوه

picture-11-009-narenji-ir.jpg

اولین چیزی که روز کاری تان را در اداره با آن شروع می کنید، چیست؟ یک لیوان چای یا قهوه. خب، آخرین چیزی که انتظار دارید صبح زود در لیوان قهوه تان ببینید، چیست؟ شاید یک سنجاب!

قیمت: ۱۱ دلار


گیره میز نگهدارنده لیوان

desk-cup-holder-001-narenji-ir.jpg

اصلا جالب نیست که سطح میزتان دائما پر از لکه های دایره ای شکل لیوان های نوشیدنی باشد. یا اینکه هر چند وقت یک بار سیل قهوه و چای، تمام اسناد اداری و کامپیوتر شما را مورد لطف خودش قرار دهد. به گمانم این گیره نگهدارنده لیوان چاره همه این مشکلات باشد.

قیمت: ۲۰ دلار


وزنه کاغذ اف۰بمب

picture-8-001-narenji-ir.jpg

در گرمای تابستان، با روشن شدن کولر و پنکه و یا هر بار باز شدن در اتاق، تمام کاغذها و رسید های روی میزتان به پرواز در می آیند؟ این مشکل را می توان با یک کتاب، پایه چسب یا هر وسیله سنگین دیگر حل کرد. اما نظرتان درباره این بمب کوچک و سنگین چیست ؟ به نظر آن قدر خوش دست است که گاهی بتوانید با آن سری به اتاق رئیس بدقلق تان بزنید!

قیمت: ۴۵ دلار


پایه چسبی و جاخودکاری توالت فرنگی

picture-1-002-narenji-ir.jpg

این مجسمه نشسته روی توالت فرنگی می تواند از خودکار، برگه های یادداشت و نوار چسب شما مواظبت کند.

قیمت: ۱۴ دلار


بسته بندی سیم ها با دم موش

picture-18-015-narenji-ir.jpg

این موش کوچک هم تنها کاری که بلد است، پیچیدن به دور سیم های دور و اطراف میز شما و مرتب نگه داشتن آنها است. به نظر دم بلند و محکمی هم دارد.

قیمت: دو عدد ۶ دلار


مهر و استامپ Like و Dislike فیسبوکی

picture-3-003-narenji-ir.jpg

این استامپ الهام گرفته از فیس بوک می تواند سرگرمی خوبی برای برخی شوخی ها باشد. و البته همانند فیس بوک، می توانید به دیگر همکاران تان اعلام کنید که چقدر از نظرات شان روی برگه های اداری و کارهای شان خوش تان آمده یا آنها را نپسندیده اید.

قیمت: ۱۳ دلار


زامبی کوکی اداری

picture-4-004-narenji-ir.jpg

این زامبی کنترل از راه دور می تواند یک اسباب بازی اداری با امکانات نامحدود باشد! و شاید بهترین استعاره از وضعیت شما در یک اداره غیرقابل تحمل!

قیمت:۲۰ دلار


خودکار خوش بین

picture-5-005-narenji-ir.jpg

درست است که تحمل ساعات اداری کاری بس مشکل است، اما این خودکار مثبت اندیش به شما یادآوری می کند که همیشه خوش بین و مثبت نگر باشید.

قیمت: ۷ دلار برای بسته ۱۲ تایی


روکش صفحه کلید شوخ طبع

picture-9-007-narenji-ir.jpg

برای سرگرمی هم که شده، این روکش ها را به کلید های کیبورد کامپیوتر اداری تان اضافه کنید. وقتی داستان جالب می شود که فراموش کنید کدام کلید را پوشانده اید، یا این که همکار دیگری بخواهد با کامپیوترتان کار کند.

قیمت: یک بسته هشت تایی ۲۰ دلار


دستگاه قدیمی آدامس توپی

picture-7-006-narenji-ir.jpg

یک خاطره خوب کودکی می تواند تبدیل به ابزار اداری مناسبی شود، این دستگاه کوچک آدامس توپی می تواند با هدیه های خوشمزه خود، روزتان را کمی شیرین تر کند.

قیمت: ۲۰ دلار


قورباغه چند شخصیتی

picture-13-011-narenji-ir.jpg

هنوز منتظر شاهزاده چارمینگ هستید که از قالب قورباغه خارج شود؟ خب این شاهزاده قورباغه می تواند همراه خوبی برای ساعات کاری تان باشد. و البته با کلاه بیس بال، تاج و کلاه فیلسوف هر زمان که بخواهید تغییر شخصیت بدهد. اگر هم هیچ کاری از وی بر نیاید، حداقل که می تواند یک وزنه نگهدارنده کاغذ باشد!

قیمت: ۳۸ دلار


ساعت «هر زمانی که دوست داری»

picture-10-008-narenji-ir.jpg

و این هم ساعتی که حقیقت آن چه را که افراد شاغل از یک ساعت انتظار دارند، بیان می کند. ساعت «هرزمانی که دوست داری» می تواند یکی از بهترین زمان شمارهایی باشد که تاکنون ساخته شده است.

قیمت: ۲۲ دلار


ماشین تحریر USB

picture-12-010-narenji-ir.jpg

این یکی را شاید بتوان جالب ترین و گران ترین محصول لیست مان دانست. ماشین تحریر ویژه آیپد که با USB کار می کند و شیوه تایپ جذابی برای نامه ها و لیست کارها در اختیارتان می گذارد.

قیمت: ۷۹۹ دلار


خودتان بسازید: نمایشگر حافظ حریم خصوصی

picture-16-014-narenji-ir.jpg

این هم به درد کسانی می خورد که در محل کار، نمایشگر کامپیوترشان در دید مستقیم رئیس یا برخی همکاران کنجکاو است. شاید تاکنون حریم خصوصی در این گونه محیط ها آرزویی تیزپا بوده است، اما اکنون می توانید با استفاده از این راهنما یک مانیتور اختصاصی خودتان را داشته باشید.


گلدان یو اس بی

picture-15-012-narenji-ir.jpg

این گلدان USB هم یک گجت با مزه است که می تواند کمی سرسبزی و حس زندگی را به میز کارتان اضافه کند. شما می توانید طبق راهنمای همراه این گجت، گیاهان زیادی را درون آن کاشته و از آنها نگهداری کنید. سه لامپ جلوی این گلدان، زمان آبیاری، آفتاب و دیگر کارهای نگهداری گیاه را به شما یادآوری می کنند.
قیمت: ۱۹ دلار

 

متن کامل کتاب استیوجابز

سایت نارنجی باهمکاری ناصردادگستر اقدام به ترجمه کتاب استیو جابز نموده است. نکته جالب این است که شما درابتدا این کتاب را دانلود نموده ودرصورت تمایل به هرمیزان که بخواهید نسبت به پرداخت حق الزحمه تهیه وترجمه آن اقدام می کنید.این کتاب بیش از۶۰۰ صفحه دارد.... دانلودکنید

نگهدارنده اش نیکونگهداشت

شب تاریک و سنگستان و مو مست   قدح از دست مو افتاد و نشکست
نگهدارنده‌اش نیکو نگهداشت       وگرنه صد قدح نفتاده بشکست

تلاطم رحمت

چودریای رحمت تلاطم کند

گنه،صاحب خویش راگم کند

معینی کرمانشاهی

آی ای برگ اوفتاده به جوی

آی ای برگ اوفتاده به جوی

نزد ما آی که تو از مایی

دل مانیز کشتی عشق است

که نبسته است لنگری جایی

ای دریغ وحسرت همیشگی

حرف های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم حکایت همیشگی!

پیش از آنکه باخبرشوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آه ...

ای دریغ و حسرت همیشگی !

ناگهان

          چقدر زود

                     دیر می شود

                                                                 "   قیصر امین پور  "

دعای لقمه اول افطار

در لقمه اوّل افطاربگويید بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرّحَيمِ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ اِغْفِرْ لى تا خدا او را بيامرزد و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان خدا هزار هزار كس را از آتش جهنّم آزاد مى كند پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آنها قرار دهد .

خطبه پیامبر "ص" درتوصیف ماه مبارک رمضان

شيخ صدوق به سند معتبره روايت كرده از حضرت امام رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوار خود از حضرت اميرالمؤ منين (عليه و على اولاده السلام) كه فرمود : خطبه اى خواند براى ما روزى حضرت رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) پس فرمود : اَيُّها النّاس بدرستى كه رو كرده است به سوى شما ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش. ماهى است كه نزد خدا بهترين ماه ها است و روزهايش بهترين روزها است و شب هايش بهترين شب ها است و ساعت هايش بهترين ساعتها است و آن ماهي است كه خوانده اند شما را در آن بسوى ضيافت خدا و گرديده ايد در آن از اهل كرامت خدا . نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبول است و دعاهاى شما در آن مستجاب است . پس سؤ ال كنيد از پروردگار خود به نيّت هاى درست و دل هاى پاكيزه از گناهان و صفات ذميمه كه توفيق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت كردن قرآن در آن .

به درستى كه شقى و بد عاقبت كسى است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم و ياد كنيد به گرسنگى و تشنگى شما در اين ماه تشنگى و گرسنگى روز قيامت را و تَصدّق كنيد بر فقيران و مسكينان خود و تعظيم نمائيد پيران خود را و رحم كنيد كودكان خود را و نوازش نمائيد خويشان خود را و نگاه داريد زبان هاى خود را از آنچه نبايد گفت و بپوشيد ديدهاى خود را از آنچه حلال نيست شما را در نظر كردن به سوى آن و بازداريد گوش هاى خود را از آنچه حلال نيست شما را شنيدن آن و مهربانى كنيد با يتيمان مردم تا مهربانى كنند بعد از شما با يتيمان شما و بازگشت كنيد به سوى خدا از گناهان خود و بلند كنيد دست هاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود ، زيرا كه وقت نمازها بهترين ساعت ها است که نظر مى كند حق تعالى در اين اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گويد ايشان را هرگاه او را مناجات كند و لبّيك مى گويد ايشان را هرگاه او را ندا كنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان . به درستى كه جان هاى شما در گروِ  كرده هاى شما است ، پس از گرو به در آوريد به طلب آمرزش از خدا و پشت هاى شما گرانبار است از گناهان شما ، پس سبك گردانيد آنها را به طول دادن سجده ها و بدانيد كه حق تعالى سوگند ياد كرده است به عزّت و جلال خود كه عذاب نكند نمازگذارندگان و سجده كنندگان در اين ماه را و نترساند ايشان را به آتش جهنم در روز قيامت .

ايُّها النّاس هر كه از شما افطار دهد روزه دار مؤمنى را در اين ماه از براى او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته . پس ‍ بعضى از اصحاب گفتند : يا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداريم .  حضرت فرمود : بپرهيزيد از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به يك شربت آبى باشد ؛ به درستى كه خدا اين ثواب را مى دهد كسى را كه چنين كند اگر قادر بر زياده از اين نباشد .

اَيُّها النّاسُ هر كه خُلْق خود را در اين ماه نيكو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى كه قدم ها بر آن لغزد و هر كه سبك گرداند در اين ماه خدمت غلام و كنيز خود را ، خدا در قيامت حساب او را آسان گرداند و هر كه در اين ماه شرّ خود را از مردم باز دارد ، حق تعالى غضب خود را در قيامت از او باز دارد و هر كه در اين ماه يتيم بى پدرى را ، گرامى دارد خدا او را در قيامت گرامى دارد و هر كه در اين ماه صله و احسان كند با خويشان خود خدا وَصل كند او را به رحمت خود در قيامت و هر كه در اين ماه قطع احسان از خويشان خود بكند ، خدا در قيامت قطع رحمت از او كند و هر كه نماز سنّتى در اين ماه بكند خدا براى او برات بيزارى از آتش جهنم بنويسد و هر كه در اين ماه نماز واجبى را ادا كند خدا عطا كند به او ثواب هفتاد نماز واجب كه در ماه هاى ديگر كرده شود و هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد خدا سنگين گرداند ترازوى عمل او را در روزى كه ترازوهاى اعمال سبك باشد و كسى كه يك آيه از قرآن در اين ماه بخواند ثواب كسى دارد كه در ماه هاى ديگر ختم قرآن كرده باشد .

اَيُّها النّاسُ بدرستى كه درهاى بهشت در اين ماه گشاده است پس سؤ ال كنيد از پروردگار كه آن را به روى شما نبندد ؛ و درهاى جهنّم در اين ماه بسته است . پس سؤ ال كنيد از پروردگار تبارك و تعالى به تلاوت كردن قرآن مجيد در شب ها و روزهاى اين ماه و به ايستادن به نماز و جِدّ و جَهد كردن در عبادت و بجا آوردن نمازها در اوقات فضيلت و كثرت استغفار و دعا .

عصربیرونی

جرج سارتن، بنيان‌گذار رشته‌ی تاريخ علم، که کتابی با نام مقدمه‌ای بر تاريخ علم نوشته است، دوره‌ی تاريخ علم را به فصل‌هايی بخش کرده و هر فصل را که شامل معرفی فعاليت‌های علمی نيم سده است، به نام يک دانشمند بزرگ نام‌گذاری کرده است. فصل 33 از کتاب او به عصر بيرونی نام‌گذاری شده است و دليل اين کار را چنين بيان کرده است:

  "گزاف نخواهد بود اگر بگوييم که اين دوره نشانه‌ی اوج تفکر قرون وسطايی بود. رهبران بزرگ چنان فراوان بودند؛ ابن‌يونس، ابن‌هيثم، بيرونی، ابن سينا، علی‌بن‌عيسی، کرجی، ابن‌جبرول که دست کم برای لحظه‌ای تاريخ‌نگار را مبهوت می‌کنند. گرچه همه اينان مردان ممتازی به شمار می‌رفتند، اما دو تن، سر و گردنی از ديگران بر تر بودند. برونی و ابن‌سينا. بيش‌تر به خاطر اينان بود که آن عصر، اين چنين درخشان و برجسته می‌نمود. اين دو تن، که به طريقی يکديگر را می‌شناختند، با هم تفاوت بسيار داشتند. برونی نشان‌گر روحی پرتکاپو و نقاد بود و ابن‌سينا دارای روحيه‌‌ی ترکيبی بود. بيرونی بيش‌‌تر کاشف بود و از اين لحاظ، به آرمان علمی جديد نزديک‌تر شد. ابن‌سينا يک سازمان دهنده، جامع‌العلوم و فيلسوف به شمار می‌آيد. هر دو در وهله‌ی اول به يک اندازه‌ اهل علم بودند و دشوار است يکی از اين دو را برگزينيم. مگر به خاطر اين مورد تصادفی که زندگی بيرونی، اين عصر را کامل‌تر در بر می‌گيرد و از اين رو می‌توان گفت معرف کامل‌تر است."

 سارتن، جرج. مقدمه‌ای بر تاريخ علم. ترجمه‌ غلامحسين صدری افشار

بیرونی استادصداقت درپژوهش

کارل ادوارد زاخاو از برجسته‌ترين مترجمان آثار ابوریحان بیرونی است. زاخاو که به ترجمه‌ی الاثار الباقيه و تحقيق ماللهند پرداخته، در شناساندن بيرونی به جهان غرب نقش چشمگيری داشته است. او پيرامون درست‌کاری بيرونی در کار پژوهش می‌گويد:

  "وی هم نسبت به شخص خويش و نسبت به ديگران، داوری سخت‌گير است. چون خود به حد کمال صادق است، از ديگران نيز خواستار راستی و درستی است. هر کجا موضوعی را به درستی نفهميده است، يا تنها بخشی از آن را فهميده، خواننده را از اين مطلب آگاه می‌کند و يا از خواننده می‌خواهد که نادانی او را ببخشد و يا با وجود عمر پنجاه و هشت‌ ساله‌ای که دارد، وعده می‌دهد که دنبال مطلب را بگيرد و نتيجه‌ای را که با گذشت زمان می‌گيرد، منتشر سازد و تو گويی خود را در برابر مردمان مسووول می‌دانسته است. وی پيوسته حدود معرفت خويش را به درستی معلوم می‌کند و با وجوی که اطلاع مختصری از عروض هندی دارد، آن اندازه‌ی مختصر را نقل می‌کند و در اين کار تابع اين اصل کلی است که خوب نبايد فدای بهتر شود و گويا از آن بيم داشته است که عمرش کفاف ندهد و نتواند در مساله‌ی مورد بحث چنان‌که بايد استقصای کامل کند. دشمن کسانی است که از گفته‌ی جمله‌ی "نمی‌دانم" بيم‌ دارند که مبادا به نادانی خود اقرار کرده باشند و هر وقت با نقصی در راستی و. صداقت رو به رو شده، اضهار خشم و تنفر کرده است."

اختصار درزیارت عاشورا

مولی شریف شیروانی نقل می کند به سند خود از امام دهم «علی بن محمد الهادی (ع) »کسی که زیارت عاشورا بخواند و یک مرتبه بگوید:« اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک، اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین (ع) و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا» 
پس 99 مرتبه بگوید:«اللهم العنهم جمیعا»
بعد بگوید:
«السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدأ ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی
علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین »
و 99 مرتبه بگوید: « السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین »

مثل این است که تمام صد لعن و صد سلام را از اول تا به آخر خوانده باشد.

منبع: کتاب شرح زیارت عاشورا و داستانهای شگفت آن

نصیحت آیت الله امینی -نویسنده کتاب بزرگ الغدیر

پسر جان در گذشته بارها تو را یاد آور ساختم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش مکن، مرتبأ زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان، این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد... و امید دعا دارم.

زگهواره تاگوردانش بجوی

ابوریحان  بيروني -دانشمندبزرگ ایرانی-در سال‌های آغازين فرمان‌روايی جانشين مودود، در رجب 440 هجری قمری در 77 سالگی در غزنه درگذشت. ابوالحسن‌علی‌بن‌عيسی، فقيه نام‌داری  که در لحظه‌های پايانی بر بالين او بود، نوشته است که: "آن‌گاه که نفس در سينه‌ی او به شماره افتاد، بر بالين او حاضر آمدم و در آن حال از من پرسشی فقهی پرسيد. گفتم اکنون چه جای اين پرسش است. گفت ای مرد کدام يک از اين دو کار بهتر است، اين مساله را بدانم و بميرم يا نادانسته از دنيا بروم؟ و من آن مساله را بازگفتم و فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم. هنوز بخشی از راه را نپيموده بودم که شيون از خانه‌ی او برخاست."

تاریخ یادگیری-نوآوری یک دانش آموزسومری

نوشته‌ای که در پی می‌آید گزارش یک دانش‌آموز سومری از زندگی روزانه‌ی خود است. این نوشته که به 2500 سال پیش از میلاد باز می‌گردد، به ما نشان می‌دهد که شاگرد سومری برای کارهای "ناپسند" خود در مدرسه تازیانه می‌خورد و سرانجام چاره‌ای برای این دشواری پیدا می‌کند. نوشته چنین آغاز می‌شود:

ای دانش‌آموز، از کودکی به کجا رفته‌ای؟

به مدرسه رفته‌ام.

در مدرسه چه کرده‌ای؟

لوحم را خواندم، آن را نوشتم و به پایان رساندم. سپس خط‌های نوشته شده برای من آماده شدند و پس از ظهر، نسخه‌هایی که با دست نوشتم جلوی من گذاشتند.

پس از مدرسه به خانه رفتم. به درون رفتم. پدرم آن جا نشسته بود. از دست‌نوشته‌هایم با پدرم سختن گفتم. سپس لوح را بر او خواندم و پدرم خرسند شد و به راستی از او مهربانی دیدم.

من تشنه‌ام، آبی به من دهید. گرسنه‌ام، نانی به من دهید. پاهایم را بشویید. بسترم را پهن کنید. می‌خواهم بخوابم. پگاه مرا بیدار کنید. نباید دیر برسم و گرنه آموزگار مرا تازیانه می‌زند.

هنگام پگاه برخاستم. مادرم را دیدم و به او گفتم: ناهارم را به من بدهید. می‌خواهم به مدرسه بروم. مادرم دو قرص نان به من داد. به مدرسه رفتم.

در مدرسه مبصر به من گفت: چرا دیر کردی؟ من ترسیدم. قلبم به تندی می‌زد. پیش از آمدن آموزگار وارد شدم. برجای خود نشستم. پدر مدرسه‌ام لوح را برایم خواند و گفت: ... را جا انداختی. تازیانه‌ام زد.

آن که مسوول سرمشق بود، گفت: هنگامی که من این جا نبودم، چرا از جایت بلند شدی؟ تازیانه‌ام زد.

دربان گفت:خط شما خوب نیست. تازیانه‌ام زد.

(دانش آموز در این جا حس می‌کند به کمک نیاز دارد و از پدرش می‌خواهد آموزگار را به شام دعوت کند. پدرش چنین می‌کند. آموزگار را برای شام و سپاس‌گذاری به خانه دعوت می‌کنند و پذیرایی می‌کنند و هدیه می‌دهند. اکنون آموزگار به دانش آموز چنین می‌گوید.)

مرد جوان چون سخنم را فراموش نکرده‌ای و آن‌ها را در نظر داشته‌ای، امید آن که به اوج هنر نویسندگی دست‌یابی و به انجام آن پیروز و کامیاب شوی.

از آن جا که مرا چیزی دادی که به دادن آن به هیچ روی مجبور نبودی، هدیه‌ای به من دادی که بیش از درآمدم بود و مرا سخت بزرگ داشتی، امید است "نیداها"، ملکه‌ی حافظ خدایان، نگهبان تو باشد.

امید آن که او به نی خوش‌تراش تو نظر مطلوب کند.

امید که او همه‌ی دیوان را از دست نوشته‌های تو دور کند.

در میان برادرانت، رهبری کنی

در میان همگنانت، سروری کنی

امید آن که در میان همکلاسانت، به بلندترین جایگاه دست یابی.

منبع:

اشپیل فوگل جکسن، تمدن مغرب زمین، ترجمه محمدحسین آریا، امیرکبیر، تهران، 1380

سروده ای برای شهدای میانمارکه به جرم مسلمان بودن کشته شدند...تف براین همه جوامع بین المللی بی همه چی

اگر صندلی رئیس سازمان ملل

گردان بود

گاهی بر می‌گشت

نگاهی می‌انداخت به شما

و آدرس دقیق این همه آوارگی را می‌دانست!

 ...

این روزها دلم اخبار موثقی می‌دهد

مثلا امروز صبح

همسر شرعی رئیس سازمان ملل

نگاه عاشقانه‌ای به شوهرش انداخت

و گفت دوستت دارم

درست همان لحظه

بیست و هفت زن دیگر

به شوهرانشان همین را گفتند

شوهرانی که تیر از قلبشان گذشته بود

و به دیوارهای سوخته برخورد کرده بود

سروده :مجیدسعدآبادی