دل مرده ام...قبول...ولی ای مسیح من   یک جمعه هم زیارت اهل قبورکن

جملات زیبا گیله مرد

دعایی برای گرفتاریهای سخت

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان : «يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ يا ارحم الراحمين».

 در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».

"به نقل ازحجه الاسلام صدیقی"

مادر-سامی یوسف

HEALING-سامی یوسف

الله الله -سامی یوسف

دونوازی گیتار

ادامه نوشته

دف نوازی -به نقل ازسایت آپارات

ادامه نوشته

فیلم: تاثيرات مختارنامه بر کودک سمناني!

ادامه نوشته

چنگیزخان مغول و شاهین پرنده

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و ظرف نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن ظرف مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد.

اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

ولی دیگرجریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:

یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.
و بر بال دیگرش نوشتند:
هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.

الحدیث

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : إذا حُشِرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، أشْفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبي ؛
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمودند: هنگامي كه در روز قيامت برانگيخته و محشور شوم، خطاكاران امّت پيامبر - صلي الله عليه وآله وسلم -، را شفاعت مي نمايم.
احقاق الحقّ، ج 19، ص 129

الحدیث

امام صادق(عليه السلام) مي‏فرمايند:
مَن كَسِلَ عَن طَهورِهِ وصَلاتِهِ فَلَيسَ فيهِ خَيرٌ لِأَمرِ آخِرَتِهِ ، ومَن كَسِلَ عَمّا يُصلِحُ بِهِ أمرَ مَعيشَتِهِ فَلَيسَ فيهِ خَيرٌ لِأَمرِ دُنياهُ ؛
هر كس در طهارت و نمازش سستى كند ، خيرى در كار آخرتش نباشد و هر كه در سامان بخشى به گذران زندگى اش سستى ورزد ، خيرى در كار دنيايش نباشد .
الكافي : 5 / 85 / 3

الحدیث

قال الامام الصادق - عليه السلام - : ما نَعْلَمُ شَيْئا يَزيدُ فِي الْعُمْرِ اِلاّ صِلَةَ الرَّحِمِ، حَتّي اِنَّ الرَّجُلَ يَكونُ اَجَلُهُ ثَلاثَ سِنينَ فَيكونُ وَصولاً لِلرَّحِمِ فَيَزيدُ اللّه في عُمْرِهِ ثَلاثيْنَ سَنَةً فَيَجْعَلُها ثَلاثا وَ ثَلاثيْنَ سَنَةً، وَ يَكونُ اَجَلُهُ ثَلاثا وَ ثَلاثيْنَ سَنَةً فَيَكونَ قاطِعا لِلرَّحِمِ، فَيَنْقُصُهُ اللّه ثَلاثيْنَ سَنَةً وَ يَجْعَلُ اَجَلَهُ اِلي ثَلاثِ سِنينَ.
امام صادق - عليه السلام - : ما، غير از صله رحم، چيزي نمي شناسيم كه بر عمر بيفزايد، تا آن جا كه گاهي عمر كسي سه سال است، و وقتي كه اهل صله رحم مي شود، خداوند هم سي سال بر عمرش مي افزايد و آن را سي و سه سال مي كند و گاهي عمر كسي سي و سه سال است و قطع رحم مي كند و خداوند هم سي سال از عمر او مي كاهد و عمرش را به سه سال، كاهش مي دهد.
«الكافي، ج 2، ص 152، ح 17»

الحدیث

امام باقر (عليه السلام) مي‏فرمايند:
إنّي لَأَبغَضُ الرَّجُلَ ـ أو أبغَضُ لِلرَّجُلِ ـ أن يَكونَ كَسلانا عَن أمرِ دُنياهُ ، ومَن كَسِلَ عَن أمرِ دُنياهُ فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أكسَل؛
هر آينه من دشمن مى شمارم كسى را كه در كار دنيايش تنبلى ورزد؛ زيرا آن كس كه در كار دنيايش تنبلى كند، در كار آخرتش بيشتر تنبلى مى ورزد .
الكافي : 5 / 85 / 4

(قرآن ! من شرمنده توام – دکتر شریعتی)

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

 چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم


 قرآن را سال هاست که به آتش کشیده ایم

 

 

آزمون شورای نگهبان

ديروز تعداد قابل توجهي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي - اكثريت حاضر در جلسه علني- با آزمون آساني از درس «قانون گرايي» روبرو بودند و متاسفانه از اين «آزمون آسان» موفق بيرون نيامدند. ماجرا مربوط به تصويب شرط غيرقانوني و عجيب و غريب «فوق ليسانس» براي نامزدهاي نمايندگي مجلس بود. شرطي كه آشكارا با نص صريح بندهاي ۸ و ۹ از اصل سوم و مفاد اصول نوزدهم و بيستم قانون اساسي مغايرت داشت ولي معلوم نيست چرا تصويب شده و چگونه از تاييد شوراي نگهبان نيز برخوردار شده بود! اما داستان ديروز از آنجا شكل گرفت كه مطابق اصل ۶۳ قانون اساسي «دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ۴ سال است» و بيش از ۹۰ نماينده كنوني مجلس كه مدرك تحصيلي آنان- به هر علت اعم از مجلسي يا علمي- ليسانس تلقي مي شود، مطابق شرطي كه خود وضع كرده اند حق نامزد شدن براي دوره بعدي را ندارند، چرا كه دوره كنوني در صورتي يك مقطع تحصيلي حساب شده و مدرك ليسانس مجلسي آنها را به فوق ليسانس مجلسي تبديل مي كند كه به تصريح اصل ۶۳ قانون اساسي، دوره ۴ ساله نمايندگي را طي كرده باشند. ديروز همين نمايندگان به اتفاق تعدادي ديگر- در مجموع ۱۶۱ نفر- استفساريه اي را مطرح كرده و به تصويب رساندند كه براساس آن دوره ناتمام كنوني مجلس نيز يك دوره كامل محاسبه مي شود! و به نمايندگان ياد شده اجازه مي دهد به عنوان دارنده مدرك فوق ليسانس در انتخابات آتي نامزد شوند.
حالا به متن استفساريه توجه كنيد؛
«با توجه به اصل ۶۳ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه هر دوره نمايندگي را ۴ سال مي داند، آيا منظور قانونگذار در تبصره ۳ ماده ۲۸ قانون موضوع استفساريه از دوره نمايندگي، طي مدت چهارساله مي باشد يا شامل نمايندگان ميان دوره اي هم مي شود؟» و ۱۶۱ نماينده به اين به اصطلاح «استفساريه»! رأي «بلي» داده اند!
اكنون بايد پرسيد؛
الف: مگر اصل ۶۳ قانون اساسي تصريح ندارد كه «دوره نمايندگي مجلس ۴ سال است»؟ پاسخ اين سؤال مثبت است، بنابراين چگونه مي توان با طرح يك استفساريه، قانون اساسي را به ميل خود دستكاري كرد؟
ب: در تبصره ۳ ماده ۲۸- مصوبه مجلس- نيز تصريح شده كه يك دوره نمايندگي، يك مقطع تحصيلي محسوب مي شود و تعريف يك «دوره نمايندگي» را هم اصل ۶۳ قانون اساسي، با صراحت بيان داشته است ، بنابراين يك عبارت صريح و خالي از ابهام را چگونه مي توان با يك استفساريه تغيير داد و براي عبارت «يك دوره نمايندگي» تعريفي غير از آنچه قانون اساسي ارائه كرده است، تعيين كرد؟! توضيح آن كه در هيچيك از مفاد قانون نمي توان واژه ها، كلمات و «عبارات صريح» را به معاني و مفاهيمي كه با نص و ظاهر آنها مغاير است، تفسير كرد. مثلا آيا مي توان گفت؛ منظور قانون گذار از «مقطع تحصيلي» در تبصره ۳ ماده ۲۸، گواهينامه رانندگي تراكتور بوده است؟!
ج: مطابق اصل ۹۸ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران «تفسير قانون اساسي برعهده شوراي نگهبان است» بنابراين، مجلس حق تفسير اصل ۶۳ و يا هيچ اصل ديگري از قانون اساسي را ندارد. و از سوي ديگر مفاد اصل ۶۳ كمترين ابهام و ايهامي ندارد كه نياز به تفسير شوراي نگهبان داشته باشد.
و اما... اكنون نوبت شوراي محترم نگهبان است كه مصوبه ديروز مجلس را به دلايل ياد شده و به علت مغايرت آشكار آن با نص صريح قانون اساسي، رد كند و اجازه ندهد كارنامه درخشان اين شوراي محترم كه مردم به پاسداري آن از قانون اساسي و آموزه هاي اسلامي چشم اميد دوخته اند، با اين «لكه سياه» مخدوش شود.

حدیث روز

لا تُؤيِس مُذنِباً، فَكَم مِن عاكِفٍ عَلى ذَنبِهِ خُتِمَ لَهُ بِخَيرٍ.
امام على(سلام الله علیه): هيچ گنهكارى را [از رحمت خدا] نا اميد مكن. چه بسا گناه آلوده ‏اى كه عاقبت به خير شد.

حدیث برگزیده

قال الرضاعلیه السلام:  


اَلمؤمِنُ اَلَّذی إذا اَحسَنَ اِستَبشَرَ وَ إذا اَسَأَ اُستَغفَرَ


مؤمن کسی است که چون نیکی کند شاد گردد و چون بدی کند اسغفار نماید        


منبع: عیون اخبار الرضا(ع)/ج2/ص4