عطار،تمثیل وسمبولیسم عرفانی

 

اگر روزی ژاپنیها همت كنند و ما در برنامه‌های مخصوص كودكان و نوجوانان در یكی از شبكه‌های تلویزیونی خودمان، شاهد پخش اولین قسمت از كارتون‌ِ منطق‌الطیر باشیم، شاید دست‌اندركاران نقاشی متحرك در ایران پی به ارزشهای تصویری این منظومة عرفانی بی‌نظیر ببرند.

ادامه نوشته

استعدادشناسی

از دفتر خاطرات یك نقاش هنرمند سرگذشت كوتاهى را نقل می‌كنم: وى در محیط دبیرستان دانش آموز تنبلى بود. نه درس می‌خواند و نه می‌گذاشت همكلاسانش درس بخوانند. خار راهى براى خود و دیگران بود ولى چشم و ابرو و پیشانى او از استعداد مخصوصى حكایت می‌كرد. یك دبیر روان شناس او را به حضور طلبید، مقدارى او را پند داد، و از عواقب این طرز زندگى ترسانید و گفت : همواره سایه پدر بالاى سر انسان نیست، مشكلات زندگى فراوان است و این وضع باعث عقب افتادگى توست .در این لحظه كه او سخن می‌گفت، ناگهان متوجه شد كه دانش آموز در حالى كه سخنان او را گوش می‌دهد، با قطعه ذغالى كه از روى زمین برداشته، عكس مرغى را كه روى شاخه‌هاى پر برگ نشسته است، روى زمین می‌كشد.دبیر هوشمند دریافت كه این عنصر براى نقاشى آفریده شده، نه براى حل معالات جبرى. او هر چه در این راه رنج ببرد، كمتر سودى خواهد برد. وظیفه وجدانى خود دانست كه به ولى او جریان و تشخیص خود را گزارش دهد.او هنگامى كه با پدر وى روبرو گردید چنین گفت :فرزند شما ذوق سرشارى در هنر نقاشى دارد. اگر او را وادار كنید كه تغییر رشته دهد شاید در این رشته سرآمد روزگار گردد. گذشت زمان صحت گفتار دبیر آزموده را اثبات كرد و چیزى نگذشت كه وى نقاش چیره دست و هنرمندى گردید.از ادیسون پرسیدند چرا اغلب جوانان موفق نمی‌شوند؟ گفت :براى اینكه راه خود را نمی‌شناسد و در جاده دیگرى گام برمیدارند.

بروکار می کن..

عابدى خدمت پیامبر رسید. به عرض حضرتش رساندند كه او تمام سال را با عبادت مى گذراند و مخارج عائله او را برادرش مى دهد. پیامبر فرمود: "برادر او كه متكفل مخارج عائله اوست از وى در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است" .امیرمؤمنان در مسجد كوفه به دسته اس برخورد كرد كه در گوشه‌اى نشسته بودند. از خصوصیات آنها پرسید. عرض كردند: "رجال الحق" هستند و اگر كسى چیزى به آنها بدهد مى‌خورند والا صبر مى نمایند. فرمود: "سگان بازار كوفه نیز چنین هستند. اگر استخوانى برسد مى‌خورند و گرنه صبر مى كنند". سپس دستور داد كه حلقه "رجال الحق" پراكنده شود و هر كدام دنبال كارى بروند.

ثبات واستقامت

ابوجعرانه، دانشمند و‏‎ ‎عالم بزرگ اسلامی، به ثبات و استقامت معروف است. وی كه درس استقامت را از ‏یك حشره‎ ‎به نام جعرانه فرا گرفته است می‌گوید‎: در مسجد جامع دمشق كنار ستون صافی نشسته‏‎ ‎بودم كه دیدم این حشره قصد دارد روی آن سنگ صاف ‏بالا برود و بالای ستون كنار چراغی‎ ‎بنشیند. من از اول شب تا نزدیكیهای صبح در كنار آن ستون نشسته ‏بودم و در بالا رفتن‎ ‎این جانور دقت می‌كردم. دیدم 700 بار از روی زمین تا میانه ستون بالا رفت و در‏‎ ‎اثنا ‏شكست خورده، به روی زمین افتاد؛ زیرا آن ستون صاف بود و پای او را روی آن‏‎ ‎قرار نمی‌گرفت و در وسط ‏می‌لغزید‎. ازتصمیم و اراده آهنین این حشره فوق العاده‎ ‎در تعجب فرو ماندم. برخاستم وضو ساختم و نماز خواندم. ‏بعد نگاهی به آن حشره كردم‏‎ ‎و دیدم بر اثر استقامت شاهد مقصود را در آغوش كشیده و كنار آن چراغ ‏نشسته است.‏

پافشاری و استقامت‏‎ ‎میخ / ‎سزد ار عبرت بشر‎ ‎گردد/ ‎بر سرش هر چه بیشتر‎ ‎كوبی/ ‎پافشاریش بیشتر‎ ‎گردد

ارزش تمرکز

شما آوازه نابغه شرق،‎ ‎شیخ بهائی، را شنیده‌اید. وی در بسیاری از علوم طبیعی و ‏ریاضی و اسلامی دست‏‎ ‎توانائی داشت و به عنوان یكی از چهره‌های درخشان خاور زمین ‏در بسیاری از رشته‌های علمی آثار ارزنده‌ای از خود به یادگار گذارده است. وی می‌گوید‎:

من با دانشمندان‎ ‎نامدار كه ذی فنون بودند و در رشته‌های گوناگون كار كرده، و در هر ‏علمی اطلاعات وسیعی به دست آورده بودند، وارد بحث و مذاكره شدم و بر همه آنها ‏پیروز گشتم. ولی‎ ‎هر موقع با متخصص یك فن یعنی كسی كه تمام نیروی خود را در یك ‏رشته به كار برده بود،‎ ‎به بحث پرداختم سخت مغلوب شدم؛ زیرا بر اثر متناهی بودن ‏نیروی فكری، زوایائی از‏‎ ‎هر علم برای من مخفی مانده بود‏‎.

راه موفقیت

در یادداشتهای ناصرالدین شاه می‌خوانیم كه وی در مسافرتی كه به اروپا كرد، در بازدید خود از لندن، با ملكه انگلستان تماس گرفت و علت موفقیت بانك انگلیس را در ایران از او چنین پرسید: "روزی كه این بانك در پایتخت ایران شعبه باز كرد، یك رئیس، یك حسابدار و یك پیشخدمت بیش نداشت و با سرمایه كوچك مشغول كار شد. چطور در اندك زمانی موفقیتی شایان به دست آورد و سود زیادی نشان داد؟"ملكه پاسخ داد: "ملت انگلستان هرگز اسرار و رازهای موفقیت خود را به ملل بیگانه نمی‌گویند، ولی من به پاس ‍ احترام شما در اینجا نكته‌ای را متذكر می‌شوم.ما مردم مغرب زمین، خصوصا مردم انگلستان، همواره كار را از جای كوچك شروع می‌كنیم تا اگر سودی نبردیم راه بازگشت برایمان باز باشد و با دادن ضرر ناچیز نقشه را دگرگون كنیم؛ و اگر سود بردیم، فورا وضع موجود را توسعه دهیم. ما در این خصیصه با شما شرقیان در نقطه مخالف قرار گرفته‌ایم."

کارهای خوب کوچک

گفتم :قبول داری ومن یعمل مثقال ذره خیرایره؟

گفت : آری...

گفتم:پس هيچکار خوبي رابه خاطرکوچکي ان ترک نکن...

حیات های زندگی

یادمان باشدهرانسانی دارای سه حیات است:حیات جسمی،حیات علمی وحیات معنوی

تامل ...

خوب است به خاطربسپاریم که یک روز دراثرتوبه وتحول می فهیم که بخشی از رفتارها وحرکات ما درست نبوده است  وآن روز ما برمی گردیم اما بچه ها با ما برنمی گردند .آنها همان راه غلطی راکه از ماتعلیم گرفته اند ادامه می دهند...