حریف دل
دست دل ساده ی مرا او خوانده است
در لحظه ی انتظار؛ دل را رانده است
کج کرد دوباره راه خود را و رفت
فهمید دلم دوباره تنها مانده است
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۸۷ ساعت توسط
|
دست دل ساده ی مرا او خوانده است
در لحظه ی انتظار؛ دل را رانده است
کج کرد دوباره راه خود را و رفت
فهمید دلم دوباره تنها مانده است
چادربه سر ؛ از عشق فراترباشی
نادیده ودیده را همه سرباشی
من علت حرمت تورانشناسم
ای کعبه گمان کنم که مادرباشی