حریف دل

 دست دل ساده ی مرا او خوانده است

در لحظه ی انتظار؛ دل را رانده است

کج کرد دوباره راه خود را و رفت

فهمید دلم دوباره تنها مانده است

 

مادر

چادربه سر   ؛ از عشق فراترباشی

نادیده ودیده را   همه سرباشی

من  علت حرمت تورانشناسم

ای کعبه گمان کنم که مادرباشی

 

 

 

جبران

پرمنت بخشش نهادش هستم

هرلحظه  رهین اعتمادش هستم

هرکس که مرایادنمایدیکبار

تاآخرعمرمن به یادش هستم

 

زینب

***

نی نامه ی نای نینوا ...زینب بود

بعدازتوتمام کربلا...زینب بود

افتادی ...اما...کسی که برداشت زخاک

صدپاره ی پیکرتورا.......زینب بود...